پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٧,٩٥٥)
یک تشبیه طنزآمیز و کنایی است به معنای اصلاً ظریف نبودن، بسیار بی رحمانه بودن یا بسیار آشکار و زننده بودن. این عبارت برای توصیف رفتاری، انتقادی یا خ ...
یک پول هم یا یک ده شاهی ( مقدار بسیار اندک ) . این اصطلاح معمولاً در جملات منفی به کار می رود تا تاکید کند که فرد حتی مبلغ بسیار ناچیزی را هم پرداخ ...
قاطعانه رد کردن، سر باز زدن یا محکم نه گفتن. این اصطلاح زمانی استفاده می شود که یک درخواست یا پیشنهاد را بدون هیچ گونه مذاکره، تردید یا امیدی به تغ ...
تشویق های افراطی و گاهی ریاکارانه. این اصطلاح به عملی اشاره دارد که در آن افراد با کوبیدن دست روی کمر یکدیگر، ابراز همدردی یا شادی می کنند، اما اغل ...
دست دادن های مصنوعی و ریاکارانه. این اصطلاح معمولاً برای توصیف سیاستمداران یا کسانی به کار می رود که به صورت نمایشی و با هدف جذب محبوبیت، با افراد زی ...
مثال: ۱. The parsimonious old man refused to turn on the heating during winter. آن پیرمرد خسیس امتناع کرد که در زمستان شوفاژ را روشن کند. ۲. The ...
تایید کردن با دست دادن یا با دست دادن روی چیزی توافق کردن است. این عبارت زمانی استفاده می شود که دو طرف برای نهایی کردن یک توافق یا قول، با هم دست م ...
آزادی بخش، رهایی بخش یا کسی است که دیگران را از بردگی، محدودیت یا ستم نجات می دهد. مثال: ۱. Abraham Lincoln is known in history as the emancipat ...
stand - up اسم استندآپ کمدی یا نمایش کمدی تک نفره است که در آن کمدین مستقیماً با مخاطبان صحبت می کند. مثال: ۱. He decided to pursue a career in sta ...
مثال؛ We are finally making headway with the project. بالاخره در پروژه داریم پیشرفت می کنیم. The team made little headway because of the heavy ra ...
یک اصطلاح تحقیرآمیز ( slur ) قدیمی در زبان انگلیسی است و باید از به کار بردن آن خودداری شود. این واژه در گذشته برای خطاب کردن افراد ایتالیایی، اسپان ...
عبارت AWACS مخفف عبارت انگلیسی Airborne Warning and Control System است و به معنای سیستم هشدار و کنترل هواپیماهای پرنده یا به طور ساده تر هواپیمای پیش ...
مثال: ۱. He preached temperance and advised people to avoid alcohol. او به خویشتنداری و پرهیزکاری دعوت می کرد و به مردم توصیه می کرد از الکل دوری ...
معمولاً به صورتget carried away یاbe carried away استفاده می شود و به معنای از خود بی خود شدن، ذوق زده شدن بیش از حد، غرق شدن یا کنترل خود را از دست ...
یک اصطلاح محاوره ای و دوستانه به معنای خوشش آمدن، علاقه مند شدن یا دل بستن به یک نفر یا چیزی است. این علاقه معمولاً به سرعت و بدون دلیل خاصی ایجاد ...
حرف زدن بیهوده، بحث طولانی و بی نتیجه، گپ زدن یا چاپلوسی کردن مثال: ۱. I don't have time for this palaver; tell me the main point directly. من و ...
این عبارت ( Pooh - bah ) به شخصی اشاره دارد که دارای مقام ها، عناوین یا مسئولیت های زیادی است و اغلب اهمیت خود را بیش از حد نشان می دهد. این واژه ب ...
معمولاً به معنای واقعی کوتاه کردن موی کسی است، اما در اصطلاح عامیانه ( به خصوص در ورزش ها ) می تواند به معنای شکست دادن یا غلبه کردن بر حریف باشد. م ...
خراب کاری کردن، گند زدن یا بد و ناقص انجام دادن یک کار مثال: ۱. Don't let him repair the computer; he will only botch it up. اجازه نده کامپیوتر را ...
فهمیدن، محاسبه کردن، برنامه ریزی کردن یا کشف کردن. مثال: ۱. We need to dope out a plan for the weekend before it's too late. ما باید قبل از دیر ...
این عبارت یک اصطلاح عامیانه و غیررسمی در زبان انگلیسی است که معمولاً برای توصیف ترس بسیار شدید یا شوکه شدن به کار می رود مثال: ۱. When the ghost ...
فرو ریختن، تسلیم شدن، از فشار خم شدن یا در برابر چیزی کوتاه آمدن. - - - ✅ معانی مهم و مثال ها: 1. ** ( فرو ریختن یا collapse کردن ) ** **The ...
آدم پرحرف، بی ادب یا کسی که زیاد و با صدای بلند حرف می زند و اغلب حرف های نامناسب می زند. به طور ساده، به کسی گفته می شود که نمی تواند جلوی زبانش را ...
در زبان انگلیسیِ قدیمی و دریایی به معنای کشتی جنگی یا ناو جنگی به کار می رفته. این کاربرد از قرون ۱۷ تا ۱۹ میلادی رواج داشته، زمانی که دولت های اروپا ...
کشتی های جنگی
مثال ها: ۱. Don't go off half cocked until you have all the facts. تا زمانی که همه حقایق را نداری، عجولانه اقدام نکن ( بی گدار به آب نزن ) . ۲. ...
یک اصطلاح عامیانه و قدیمی بریتانیایی یا ایرلندی است که برای خطاب قرار دادن پسر جوان یا مردی با صمیمیت و شوخی استفاده می شود. معنای آن ترکیبی از پسر و ...
این بخشی از ضرب المثل معروف You can lead a horse to water, but you can't make it drink است. این عبارت به معنای این است که می توانی فرصت را در اختیار ...
این عبارت ( که معمولاً به صورت all thumbs یا hands like feet بیان می شود ) به معنای بی دست و پا بودن، نداشتن مهارت در کارهای ظریف است مثال ها: ۱. ...
اجاره دادن یک اتاق به شخصی در خانه خود، پذیرفتن یک مهمان مسافر مثال ها: ۱. To earn extra money, they decided to take in a boarder. برای کسب درآمد ...
مثل یخ، سرد و بی رحم ( معمولاً برای توصیف رفتار سرد و بی احساس یک شخص ) . مثال ها: ۱. When I tried to talk to him, he was as a block of ice. وقتی ...
مثال ها: ۱. The beggar asked for alms at the temple gate. گدا در دروازه معبد درخواست صدقه کرد. ۲. She gave alms to the poor families in her neig ...
تسلی بی اثر، دلخوشی کم ارزش، تسلی کوچک که مشکل را حل نمی کند مثال ها: ۱. Knowing that others also failed is cold comfort to him. دانستن اینکه دیگ ...
به صورت استعاری و توهین آمیز برای فریب دادن، آسیب رساندن شدید یا زیر پا گذاشتن کسی مثال ها: He really ass - fucked us with that terrible deal. او ...
انجام دادن کاری عجیب، خطرناک یا غیرمنتظره، معمولا برای جلب توجه یا فریب دادن کاری عجیب کردن، شلوغی به پا کردن، بازی درآوردن مثال ها: ۱. He pulled ...
مثال ها: ۱. Let's not quibble over a few dollars; let's just pay the bill. بیایید بر سر چند دلار غر نزنیم؛ صورت حساب را بپردازیم. ۲. They spent ...
مثال ها: ۱. The loud thunder spooked the horses and they ran away. رعد و برق شدید اسب ها را ترساند و آن ها فرار کردند. ۲. Investors were spooked ...
پر کردن خزانه، افزایش ثروت، جمع آوری پول ( معمولاً برای سازمان ها، دولت ها یا افراد ثروتمند ) . مثال ها: ۱. The new tax policy helped fill the go ...
در زبان عامیانه به معنای آدم شوخ طبع، بامزه، شخصیت جالب و سرگرم کننده است، آدم باحال. مثال ها: ۱. Your uncle is a card; he tells the funniest stor ...
مثال ها: ۱. His partners ran away with the money and left him holding the bag. شریک هایش با پول ها فرار کردند و او را وسط میدان تنها گذاشتند ( مسئ ...
کسی را در وضعیت دشوار رها کردن، تقصیر را گردن کسی انداختن، کسی را سر کار گذاشتن و مسئولیت مشکلات را به او واگذار کردن، گندش را گردن کسی انداختن. مث ...
برانگیزاننده، هیجان انگیز، احساسی، تکان دهنده ( معمولاً درباره سخنرانی یا موسیقی که احساسات را برمی انگیزد ) . همچنین به معنای هم زدن مایع نیز استفا ...
جسور، بی باک، گستاخ، یا بیش از حد صمیمی، بی ادب، سبک سر. مثال ها: ۱. The child was quite forward and spoke to strangers without hesitation. آن ک ...
این جمله معروف ویلیام شکسپیر است که به معنای این است که نام گذاشتن بر چیزی ماهیت آن را تغییر نمی دهد ( معادل فارسی: گل با هر نامی که باشد خوشبوست، ا ...
این عبارت توهین آمیز و عامیانه است که به معنای یه کتاب بخون احمق یا بخون و سوادت رو بالا ببر است. این جمله معمولاً زمانی استفاده می شود که فردی می خ ...
شناختن شرایط، موقعیت یابی، آشنا شدن با محیط یا اوضاع مثال ها: ۱. Before we start the project, we need to get the lay of the land. قبل از شروع پروژ ...
ضربات پایین ( در ورزش بوکس ) ، حمله غیرمنصفانه، توهین شخصی، کار زشت یا حیله آمیز مثال ها: ۱. Bringing up his past mistakes during the argument wa ...
شناختن واقعیت و ماهیت کسی، داشتنِ شناخت کامل از کسی ( معمولاً برای اینکه نتوانی فریبش دهی ) ، رازِ کسی را دانستن، پی بردن به نیت کسی مثال ها: ۱. ...
ایجاد جنجال، داد و فریاد راه انداختن، پرخاشگری کردن مثال ها: ۱. She had a scene in the restaurant because the food was cold. او در رستوران جنجال ب ...
راه رسیدن به چیزی ( مسیر ) مثال؛ They explored every avenue of research to find a cure. آن ها هر مسیر تحقیقاتی را برای یافتن درمان بررسی کردند.