پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٧,٩٥٥)

بازدید
٢٢,٦٧١
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. Some critics argue that wokeness has gone too far in Hollywood. ( برخی منتقدان استدلال می کنند که بیداری اجتماعی در هالیوود بیش از حد پی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. Are you for or against the new proposal? ( آیا شما با پیشنهاد جدید موافق هستید یا مخالف؟ ) ۲. We are all for helping the poor. ( ما ه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. He really gets off on fixing old cars. ( او واقعاً از تعمیر ماشین های قدیمی لذت می برد. ) ۲. Some people get off on making others feel ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

( تلفظ آن به صورت crack است ) یک اصطلاح ایرلندی و بریتانیایی بسیار رایج است که به معنی یک گفتگوی عالی و پرشور، یک محیط بسیار شاد و پرخنده یا خوش گذ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

خیانت کردن به کسی، لو دادن کسی یا به نفع خودش علیه کسی عمل کردن. این اصطلاح زمانی استفاده می شود که فردی برای منافع شخصی یا فرار از مشکل، دوست یا ه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کسی را قانع کردن یا کسی را با ایده ای موافق کردن. این عبارت زمانی استفاده می شود که شما سعی می کنید شخصی را متقاعد کنید که یک فکر، طرح یا محصول ارز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. Don't give me any sass, young man! Go clean your room. ( دیگر با من لجبازی نکن پسرم! برو اتاقت را تمیز کن. ) ۲. She was fired for sass ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تمام شدن، فراغت یافتن، خلاص شدن از یا قطع رابطه کردن با. این عبارت می تواند به پایان یافتن یک کار، یا به معنای استعاری پایان دادن به یک رابطه یا وضع ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱. انجام کار سخت و طاقت فرسا: استعاره ای برای کاری که نیاز به انرژی زیاد، تلاش مداوم و خستگی ناپذیر دارد ( مانند پمپاژ نفت از چاه ) . ۲. پول سازی و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

اسم در سریال ها یا فیلم های جنایی و گنگستری ( مانند سریال های مافیایی ) ، کلمه "Speaks" گاهی به عنوان یک اصطلاح کد یا نام خاص برای پاتوق، مقر یا محل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. The chairman decided to give the floor to the representative from Iran. ( رئیس جلسه تصمیم گرفت نوبت سخنرانی را به نماینده ایران بدهد. ) ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

مثال: ۱. Stop chattering like a flibbertigibbet and focus on your work! ( مثل یک آدم وراج و پرحرف نباش و روی کارت تمرکز کن! ) ۲. She is a sweet ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

مثال: ۱. Once we fixed the engine, the project was really cooking with gas. ( وقتی موتور را تعمیر کردیم، پروژه واقعاً با سرعت و موفقیت پیش رفت. ) ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

یک اصطلاح محاوره ای و عامیانه به معنی به اون نگاه کن، ببین چه خبره یا چه چیزی رو می بینی!ا این عبارت معمولاً برای جلب توجه دیگران به چیزی که شگفت ان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بچه بازی درنیار، شوخی نکن، بامزه نشو یا سعی نکن باهوش و زیرکی از زیر کار در بری. نمک نریز! این عبارت معمولاً زمانی استفاده می شود که فردی می خواهد ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

مثال: ۱. When he cut in line, the cashier gave him the stink eye. ( وقتی او جای خود را در صف جلو زد، صندوقدار به او چشم غره رفت. ) ۲. Don't giv ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال: ۱. I will be forever indebted to you for your help. ( من به خاطر کمک تان همیشه مدیون شما خواهم بود. ) ۲. The poor policies indebted the c ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. I will be forever indebted to you for your help. ( من به خاطر کمک تان همیشه مدیون شما خواهم بود. ) ۲. The poor policies indebted the c ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اِرینِیشِس یک صفت کمیاب و ادبی است به معنی شبیه خارپشت، خاردار یا مثل خارپشت. این واژه از نام علمی خانواده خارپشت ها ( Erinaceidae ) گرفته شده است ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

1. شهرستان دورست: یکی از شهرستان های تاریخی و زیبا در جنوب غربی انگلستان که مشهور به سواحل خیره کننده و سنگ های آهکی سفید ( Jurassic Coast ) است. ۲. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال: ۱. It was so cold that the cold wind nippled through her thin shirt. ( هوا آنقدر سرد بود که باد سرد از پیراهن نازکش نفوذ کرد و حس سرما به ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زندگی کردن رویایی، به آرزوی خود رسیدن رسیدن یا رویایش را به واقعیت تبدیل کردن است. این عبارت زمانی به کار می رود که فرد موفق می شود چیزی را که همیش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. He lost his job, and to twist the knife, his wife left him the same day. ( او شغلش را از دست داد و برای اینکه درد را بیشتر کند، همسرش هم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

بیکار ماندن، وقت تلف کردن، کارهای بی اهمیت انجام دادن یا بازی کردن با چیزی. این واژه معمولاً به کارهای اشاره دارد که هیچ نتیجه ای ندارند و فقط باعث ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یک واژه قدیمی و منسوخ شده در زبان انگلیسی که به معنی نمایش دادن اینکه مشغول کار هستیم، در حالی که واقعاً کاری انجام نمی دهیم. این واژه دقیقاً به تل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مثال: ۱. I will be around if you need any help. ( اگر کمکی نیاز داشتید، من در دسترس و در اطراف خواهم بود. ) ۲. She has been around for a long t ...

پیشنهاد
٢

به بن بست رسیدن، از همه چیز خسته شدن یا دیگر تحمل نداشتن. این اصطلاح به وضعیتی اشاره دارد که فرد دیگر راهی برای ادامه نداند و صبر و حوصله اش کاملاً ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در ادبیات عامیانه و طنز، Heartburn ( سوزش سر دل ) گاهی به عنوان استعاره ای برای دردسر، مشکل یا حساسیت به کار می رود. مثال: ۱. That employee has be ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. She looked absolutely ravishing in her wedding dress. ( او در لباس عروسی اش کاملاً خیره کننده و زیبا به نظر می رسید. ) ۲. The view fro ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. She gave him a demure smile and looked away. ( او لبخندی خجالت آلود و محجوبانه به او زد و به جای دیگری نگاه کرد. ) ۲. The actress is k ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این عبارت معمولاً به صورت استعاری یا توصیفی برای اشاره به گریه کردن بسیار شدید به کار می رود؛ به طوری که اشک های فرد آنقدر زیاد می ریزد که بالش او خی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

اصطلاح عامیانه و بسیار ناپسند ( Vulgar Slang ) در زبان انگلیسی که به معنی بسیار کم، ناچیز یا یک مو تفاوت داشتن است. از آنجا که شامل کلمه رکیکی است، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

رسمی و پزشکی ادرار کردن یا جاری کردن ادرار. این واژه معادل علمی و ادبی برای کلمه عامیانه pee می باشد. مثال: ۱. The patient reported difficulty ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. It was disconcerting to see how quickly the fire spread. ( دیدن اینکه آتش چقدر سریع گسترش یافت، نگران کننده بود. ) ۲. He gave me a dis ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فرمان، دستور یا احکام است. این واژه اغلب در متون مذهبی، به ویژه برای اشاره به ده فرمان ( The Ten Commandments ) در کتاب مقدس استفاده می شود، اما می ت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یاغی، بزهکار یا مردی بی باک و قانون شکن. این واژه معمولاً به فردی اشاره دارد که برای انجام کارهای خطرناک یا غیرقانونی هیچ ترسی ندارد و گاهی به معنی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. The senator is a gifted orator who can captivate any audience. ( سناتور یک سخنران بااستعداد است که می تواند هر مخاطبی را مجذوب خود کند. ...

پیشنهاد
١

کسی را کاملاً شکست دادن، کسی را به زانو درآوردن است این عبارت معمولاً در مسابقات، بحث ها یا درگیری های فیزیکی به کار می رود و نشان دهنده برتری مطلق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

از کسی تعریف و تمجید کردن، ستایش کردن کسی. این عبارت زمانی استفاده می شود که فردی مدام از ویژگی های مثبت، کارها یا توانایی های شخص دیگری با اشتیاق ...

پیشنهاد
١٠

خودکفا شدن، با تکیه بر توانایی های شخصی موفق شدن یا از پایین شروع کردن و به بالا رسیدن است. این عبارت به افرادی اشاره دارد که بدون کمک دیگران و تنه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال: ۱. He went to his father hat in hand to ask for a loan. ( او با تواضع و فروتنی پیش پدرش رفت تا وام بخواهد. ) ۲. After the mistake, she re ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

عبارت Second - story man ( که به صورت مفرد Second - story workman هم گفته می شود ) یک اصطلاح قدیمی در زبان انگلیسی است که به معنی دزد حرفه ای که از پ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

عنّین ( Impotent ) :این کلمه در اصطلاح پزشکی به مردی اطلاق می شود که دچار ناتوانی جنسی است و توانایی ایجاد یا حفظ نعوظ را برای انجام رابطه زناشویی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال: ۱. He graduated from an accredited university. ( او از یک دانشگاه دارای اعتبار فارغ التحصیل شد. ) ۲. Make sure the hospital is an accredi ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( DeepSeek ) نام یک شرکت و مدل هوش مصنوعی چینی است که اخیراً بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این شرکت مدل های زبانی بزرگی را توسعه داده است که توان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مثال: ۱. The cowboys embarked on a long cattle drive across the plains. کابوی ها به یک سفر طولانی برای راندن گله گاو در دشت ها دست زدند. ۲. Life ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح کنایی است که به معنای بوی بسیار بد دادن ( به صورت واقعی ) یا بسیار فاسد و مشکوک بودن ( به صورت مجازی ) است. این عبارت معمولاً برای توصیف ...

پیشنهاد
٢

مثال: ۱. That garbage can stinks three ways to Sunday; you need to take it out immediately. آن سطل زباله بوی مرگ می دهد؛ باید فوراً آن را بیرون بب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( که گاهی با حرف اضافه هایی مانند to همراه می شود ) به معنای ورشکست شدن، متعادل شدن یا از کار افتادن است. این اصطلاح اغلب برای کسب وکارها یا شرکت ه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک اصطلاح عامیانه و کمی بی ادبانه ( Slang ) که به معنای خودت را گول نزن، دیگه الکی نگو، حرف های بی ربط رو تموم کن یا راستش رو بگو است. این عبارت زما ...