پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٧,٩٥٥)

بازدید
٢٢,٦٦٦
پیشنهاد
١

از گنجشک طلایی بهره برداری بیش از حد / منبع درآمد را خراب کردن / مرغ طلایی را کشتن به کاری گفته می شود که منبع سود یا موفقیت را خراب می کند؛ یعنی آن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اخطار گرفتن / سرزنش شدن / تنبیه شدن / دستگیر شدن به این معنا است که کسی به خاطر انجام کار اشتباه، اخطار یا تنبیه می شود. مثال؛ 1. He got his hand s ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازی غیررسمی / بازی دونفره / بازی سریع این اصطلاح چند معنی دارد: ۱. در ورزش: بازی غیررسمی که بدون تیم بندی رسمی انجام می شود ۲. در بسکتبال: بازی ای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قطره ای در اقیانوس / چیز ناچیز / عدد ناچیز به چیزی گفته می شود که بسیار کم یا ناچیز است و تأثیر زیادی ندارد. مثال 1. The donation was just a drop ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیرون انداخته شده / از کار/خانه بیرون رانده شده / بی کار و بی پول یک اصطلاح عامیانه و رکیک است که به معنای بیرون کردن کسی از جایی ( مثل خانه، کار، ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گرفته / عصبی / بیش از حد جدی / خشک یک اصطلاح عامیانه و غیررسمی است که به کسی گفته می شود که خیلی جدی، تنگ نظر یا عصبی است و نمی تواند شاد باشد یا از ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

معمولاً در بازی های قمار ( مانند پوکر ) به سطحی از شرط بندی اشاره دارد که نه خیلی پایین ( low - stakes ) و نه خیلی بالا ( high - stakes ) است. این سط ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال؛ 1. She felt revulsion when she saw the spoiled food in the fridge. وقتی غذای فاسد را در یخچال دید، احساس انزجار کرد. 2. The revulsion towa ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

شنیدن خبری، مطلع شدن از خبری، یا درز کردن خبری. این اصطلاح معمولاً به خبری اشاره دارد که به طور غیررسمی یا از منابع نامعلوم به گوش کسی می رسد. مثا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شریک کردن کسی در سودی یا سهیم کردن کسی در چیزی. این عبارت معمولاً زمانی استفاده می شود که قصد دارید بخشی از سود، درآمد، یا سهمی که خودتان به دست آو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال 1 - Don't be such a killjoy! Come and dance with us. این قد رضد حال نباش! بیا و با ما برقص. 2. My grandfather is a killjoy who never lets us ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

مویون یک ذره بنیادی در فیزیک ذرات است. این ذره شبیه به الکترون است اما جرم بسیار بیشتری دارد ( حدود ۲۰۷ برابر الکترون ) . این ذره ناپایدار است و به س ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فراتحلیل / مطالعه فراگیر به مطالعه ای گفته می شود که نتایج چندین تحقیق مختلف را بررسی و ترکیب می کند تا یک نتیجه کلی تر بگیرد. مثال؛ 1. The metastu ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

فراتحلیل / مطالعه فراگیر به مطالعه ای گفته می شود که نتایج چندین تحقیق مختلف را بررسی و ترکیب می کند تا یک نتیجه کلی تر بگیرد. مثال 1. The metastud ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

برای کسی چک صادر کردن یا چک کشیدن به نام کسی. اصطلاحی آمریکایی است و در اصل به معنی نوشتن و آماده کردن یک چک پرداخت است. مثال: The company will cut ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

نسخه کپی شده، رونوشت، یا نمونه مشابه از یک چیز اصلی. معمولاً برای اشیایی به کار می رود که دقیقاً شبیه نسخه اصلی ساخته شده اند، ولی خودشان اصل نیستن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

مثال؛ Don’t listen to him. He’s being a real fuck‑nut today. به او گوش نده؛ امروز واقعاً داره مثل یه احمق رفتار می کنه. Some fuck‑nut parked his c ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

فرصتِ مهمی را خراب کردن، شانسِ موفقیت را از دست دادن، گند زدن به موقعیت. مثال : He finally got an interview at his dream company, but he blew his ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

مثال؛ I told him right off the bat that I couldn’t stay long. همان اول کار به او گفتم که نمی توانم زیاد بمانم. Right off the bat, she noticed so ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ملایم تر صحبت کردن، از الفاظ ملایم تر استفاده کردن یا آرام تر و محترمانه تر سخن گفتن است. مودب باشید این عبارت معمولاً به عنوان درخواستی برای کاهش ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

مثال ها The bankruptcy of one company caused a domino effect across the industry. ورشکستگی یک شرکت باعث ایجاد واکنش زنجیره ای در سراسر صنعت شد. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ستاره راهنما، چراغ راه یا نمونه و الگو است. این کلمه به کسی یا چیزی که به عنوان راهنما یا الگو عمل می کند، اشاره دارد. مثال ها The constitution h ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

به معنای حمله به نقطه حیاتی، هدف اصلی را نشانه رفتن یا از راه درست وارد شدن است. این اصطلاح از اصطلاح پزشکی ورید گردنی گرفته شده که نقطه حساس بدن ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

روشن کردن ( مثلاً با کلید ) ، تغییر ناگهانی نظر دادن یا خبر دادن از کسی ( در زبان محاوره ای ) است. مثال ها He flipped on the light and entered the ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به معنای سکوت کردن، رازداری کردن یا چیزی را پنهان نگه داشتن است. همچنین می تواند به معنای آرام و متین ماندن باشد. مثال ها You must keep buttoned u ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال ها The King will make a state visit to Japan next spring. پادشاه فصل بهار آینده یک بازدید دولتی به ژاپن انجام خواهد داد. A state visit incl ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

**State Visit ( بازدید دولتی ) :** بالاترین سطح سفرهای دیپلماتیک که توسط سران کشورها ( پادشاه، رئیس جمهور ) انجام می شود و با تشریفات ویژه همراه است. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازدید رسمی یا سفر رسمی است. این اصطلاح به سفری اطلاق می شود که توسط یک مقام دولتی، دیپلمات، یا نماینده رسمی انجام می شود و معمولاً با اهداف دیپلماتی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

( شرق شناسی ) یک اصطلاح مهم و پرکاربرد در مطالعات فرهنگی، ادبی و تاریخی است. این واژه در اصل توسط ادوارد سعید ( Edward Said ) ، متفکر فلسطینی - آمریک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Orientalism ( شرق شناسی ) یک اصطلاح مهم و پرکاربرد در مطالعات فرهنگی، ادبی و تاریخی است. این واژه در اصل توسط ادوارد سعید ( Edward Said ) ، متفکر فلس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مثال: 1. "The garden was a riot of color in the spring. " باغ در فصل بهار محشر ( پر از رنگ های چشمگیر و زیبا ) بود. 2. "Her performance was a ri ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

- مصرف زیاد قرص: به معنی خوردن قرص های زیاد، چه با دلیل پزشکی و چه بدون دلیل. - مصرف بی رویه و ناآگاهانه قرص: مخصوصاً در مورد داروهای مسکن یا خواب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

روجر کلینتون به خاطر چند حاشیه ٔ رسانه ای ( نه سیاسی ) شناخته شد و گاهی نامش را به شوخی برای اشاره به فردی در خانواده استفاده می کنند که: دردسرساز ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

به تدریج ترک کردن یا کم کردن وابستگی به چیزی مثال: He’s trying to wean himself off sugar. او سعی می کند کم کم مصرف شکر را ترک کند. I’m weaning ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

معانی اصلی: 1. احساس/حس: حالت عاطفی، طرز فکر یا عقیده ای که نسبت به یه موضوع داری. 2. نظر/دیدگاه: احساس کلی یا طرز فکر یه گروه یا جامعه نسبت به ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

می تونه به معنای انحراف فروش دارو از سیستم و بازارهای قانونی هم به کار بره، به خصوص در آمریکا که با چالش های مربوط به قاچاق و سواستفاده از داروها موا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یک اصطلاح عامیانه و غیررسمی است و یعنی کمک کردن به کسی برای اینکه رابطهٔ جنسی داشته باشد. معمولاً در موقعیت های دوستانه و شوخی استفاده می شود و بار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خودت را حسابی آراسته و مرتب کردن؛ معمولاً برای مواقعی که کسی برای یک مهمانی، مراسم، یا قرار مهم به طور ویژه لباس می پوشد و آرایش می کند. مثال: Sh ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک اصطلاح عامیانه، غیررسمی و توهین آمیز خیلی بد بودن، افتضاح بودن، بسیار آزاردهنده یا بی کیفیت بودن. درواقع برای بیان نارضایتی شدید از یک وضعیت، عم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در اغلب موارد به معنای کسب یک برتری، مزیت، یا فرصت نسبت به دیگران است. بسته به زمینه، می تواند به موارد زیر اشاره کند: - کسب مزیت رقابتی: در تجارت، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معمولاً به صورت اصطلاحی به معنای تمرین کردن یک مهارت برای مدت طولانی یا تکرار یک کار در ذهن یا عمل برای بهبود استفاده می شود. این کار ممکن است برای آ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نام تجاری یک داروی مسکن اُپیوئیدی قوی است که برای تسکین دردهای شدید استفاده می شود. این دارو به دلیل پتانسیل بالای اعتیاد و سوءمصرف، تحت نظارت شدید پ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

SERE مخفف عبارت Survival, Evasion, Resistance, and Escape ( بقا، فرار، مقاومت در اسارت و نجات ) است. این کلمه ی اختصاری در ارتش های مختلف ( به خصوص ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

این یک عبارت عامیانه و نوظهور است که ترکیبی از "trick - or - treat" ( هالووین ) و "tweeting" ( توئیت کردن در شبکه های اجتماعی ) است. به معنای پست کرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال ها: He won the boxing bout in the third round. او مسابقه بوکس را در راند سوم برد. The athlete is preparing for his next wrestling bout. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه سر زدن، سر راه یه سر کوچیک زدن، یه سرکی کشیدن. یعنی به طور اتفاقی یا در مسیر رفت و آمد، برای مدت کوتاهی به مکانی رفتن یا کسی را ملاقات کردن. مثا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لرزیدن، سست شدن، بی ثبات شدن. این عبارت می تواند هم به لرزش فیزیکی بدن ( مثلاً از ترس یا سرما ) و هم به بی ثبات شدن وضعیت یا موقعیتی اشاره داشته با ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال ها: 1. Early recognition and treatment of puerperal psychosis are crucial for the safety of both mother and baby. تشخیص و درمان زودهنگام سای ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال؛ The fight between the two friends never ends because they always go too far back. دعوای بین دو دوست هیچ وقت تموم نمی شه چون همیشه خیلی به عقب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

احساس ناامیدی کردن، احساس این که کسی تو را دست کم گرفته یا به انتظارت عمل نکرده، احساس بدِ بی وفایی یا بی توجهی از طرف کسی مثال: 1. “She really fe ...