cybernetic

جمله های نمونه

1. It is precisely the integration of cybernetic mechanisms in a hierarchical order that enables animals to develop the more complex cognitive functions.
[ترجمه ترگمان]این دقیقا یکپارچگی مکانیزم های سایبرنتیک در یک ترتیب سلسله مراتبی است که به حیوانات امکان می دهد تا عملکردهای ادراکی پیچیده تر را توسعه دهند
[ترجمه گوگل]این دقیقا یکپارچگی مکانیزم های سایبرنتیک در یک سلسله مراتب است که حیوانات را قادر می سازد تا توابع شناختی پیچیده تر را توسعه دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The cybernetic hive can get quite complicated.
[ترجمه ترگمان]کندو سایبرنتیک، می تواند کاملا پیچیده شود
[ترجمه گوگل]کندرو سایبرنتیک کاملا پیچیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Or will you compromise your humanity cybernetic upgrades to even the score?
[ترجمه ترگمان]یا باعث می شود که انسانیت شما به ارتقا و ارتقا شغلی شما کمک کند؟
[ترجمه گوگل]آیا شما ارتقاء سایبرنتیکی انسانیت خود را به حتی نمره برسانید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The cybernetic group did not find answers as much as they prepared an agenda for questions.
[ترجمه ترگمان]گروه سایبرنتیک، پاسخ آن قدر که آن ها دستور کار برای سوالات را آماده می کردند، پاسخی نیافت
[ترجمه گوگل]گروه سایبرنتیک به اندازه ی که دستورالعمل های مربوط به سوالات را تهیه کرده اند جواب نمی دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The self-organizing system is another cybernetic concept, which we all see demonstrated daily.
[ترجمه ترگمان]سیستم خود سازماندهی، یک مفهوم سایبرنتیک دیگر است، که همه ما هر روز نمایش می دهیم
[ترجمه گوگل]سیستم خودسازماندهی یکی دیگر از مفهوم سایبرنتیکی است که همه ما آن را روزانه نشان می دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Austrian Death Machine. I Am A Cybernetic Organism Living Tissue Over Metal Endoskeleton.
[ترجمه ترگمان]ماشین مرگ اتریش من یک بافت زنده با بافت زنده بر روی فلز endoskeleton هستم
[ترجمه گوگل]ماشین مرگ اتریشی من یک سلول Cybernetic زندگی می کنند بافت بیش از Endoskeleton فلزی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The regulatory gene set into motion the quintessential cybernetic dialogue: What controls genes?
[ترجمه ترگمان]ژن تنظیمی به حرکت در تبدیل سایبرنتیک ناب پرداخت: چه چیزی ژن را کنترل می کند؟
[ترجمه گوگل]ژن تنظیم کننده در گفتگوهای سایبرنتیک، حرکت می کند: چه چیزی ژن ها را کنترل می کند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A cyborg is a cybernetic organism.
[ترجمه ترگمان]A یک ارگانیسم سایبرنتیک است
[ترجمه گوگل]سایبورگ یک موجودیت سایبرنتیک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. She has a cybernetic body, but she's kept her human emotions.
[ترجمه ترگمان]او یک بدن cybernetic دارد، اما او احساسات انسانی خود را حفظ کرده است
[ترجمه گوگل]او یک بدن سایبرنتیک دارد، اما او احساسات انسانی خود را حفظ کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Just a bit of cybernetic fungus that would unobtrusively wander the net.
[ترجمه ترگمان]فقط کمی از قارچ سایبرنتیک که به طور مخفیانه در اینترنت پرسه می زد
[ترجمه گوگل]فقط کمی از قارچ سیبریتی است که می تواند بدون توجه به خالص
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A cybernetic model system scheme on interaction of arc and circuit is introduced and its functions in the field of studying the bum-ning and quenching processes of arc are discussed in this paper.
[ترجمه ترگمان]یک طرح سیستم سایبرنتیک در رابطه با برهم کنش بین قوس و مدار معرفی می شود و توابع آن در زمینه مطالعه فرآیندهای احتراق و جداسازی قوس در این مقاله مورد بحث قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]در این مقاله یک سیستم مدل سایبرنتیک بر روی تعامل قوس و مدار معرفی شده است و عملکرد آن در زمینه مطالعه فرایندهای خنک کننده و خنک سازی قوس در این مقاله مورد بحث است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. This program can be activated if the cybernetic brains get out of control.
[ترجمه ترگمان]این برنامه زمانی فعال می شود که مغزهای سایبرنتیک، خارج از کنترل شوند
[ترجمه گوگل]این برنامه می تواند فعال شود، اگر مغز سایبرنتیک از کنترل خارج شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Vader required cybernetic enhancements and replacements to sustain him.
[ترجمه ترگمان]Vader به پیشرفت سایبرنتیک و جایگزین برای حفظ او نیاز داشت
[ترجمه گوگل]وادر نیاز به پیشرفت های سایبرنتیک و جایگزینی برای حفظ او بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• of or pertaining to cybernetics (science of communication and automatic control systems)

پیشنهاد کاربران

رایانیک
گرداننده
راننده
کنترل ذهن و اراده ها
مربوط به سایبرنتیک ( علم ارتباطات و سیستم های کنترل خودکار )
cybernetic ( رایانه و فنّاوری اطلاعات )
واژه مصوب: رایانیکی
تعریف: مربوط به رایانیک
رایانشی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما