پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٧,٩٥٥)
🔸 مثال ها: • I was thinking of asking her to prom, but she already has a date. That ship has sailed. داشتم فکر می کردم از او برای مهمانی رقص دعوت ک ...
🔸 معادل فارسی: • دست از حمله یا تعقیب برداشتن • ول کردن ( کسی را ) • از سر کسی کم کردن • در زبان محاوره ای: دست بردار، بسه دیگه، رهایش کن 🔸 مثال ه ...
🔸 معادل فارسی: • در کمین نشستن ( برای حمله یا متوقف کردن ) • سر راه سبز شدن ( برای حرف زدن یا گرفتن وقت ) • غافلگیر کردن ( به طور ناخواسته ) 🔸 م ...
🔸 معادل فارسی: • شکست خوردن ( به طور کامل ) • رد شدن ( در امتحان، آزمون، مصاحبه ) • در زبان محاوره ای: بیرون افتادن، پرت شدن، افتضاح از آب درآمدن، ...
🔸 مثال ها: • I tried to talk to her, but she acted totally stuck - up. سعی کردم با او حرف بزنم، اما کاملاً مغرورانه رفتار کرد. • He never comes to ...
🔸 معادل فارسی: • ( در شخصیت ) آدم درست حسابی، بااصالت، قابل اعتماد • ( در جلسات کاری ) جلسه ی ایستاده • ( در حالت فیزیکی ) ایستاده ( در مقابل نشسته ...
( صفت / قید – اسپانیاییِ واردشده به انگلیسی محاوره ای ) 🔸 معنی و کاربرد در انگلیسی محاوره ای: انگلیسی زبانها این کلمه را به صورت طنزآمیز، اغراق آمی ...
🔹 معنی اصلی ( تحت اللفظی ) این عبارت در اصل به از دست دادن باکرگی ( به ویژه در زنان ) اشاره دارد. Cherry در اینجا کنایه از ( بکارت ) است. معادل ف ...
مثال؛ "Even a cursory look at the data shows a clear trend. " "حتی یک نگاه سرسری به داده ها یک روند واضح را نشان می دهد. " "She gave the contract a ...
🔸 معادل فارسی: • برام خوبه، اشکالی نداره • برام فرقی نمی کنه، راضیم • ( عامیانه ) باشه، مانعی نداره مثال: A: "Is it okay if we meet at 3 PM instead ...
Do diddly shit / Do diddly - squat 🔸 معادل فارسی: • هیچ کاری نکردن/ هیچ کار مفید یا مهمی انجام ندادن • پشیزی انجام ندادن • ( عامیانه ) هیـچ غلطی نکر ...
بامونوس/ˈba. mo. nos/ اسپانیایی 🔸 معادل فارسی: • بزن بریم، بریم • برویم، حرکت کنیم • ( عامیانه ) بپریم بریم مثال: "It's getting late. Vamonos!" ( ...
🔸 معادل فارسی: • جدی، واقعاً • به قول معروف، والا • ( عامیانه ) به خدا، والله مثال: "I'm telling you, I saw a UFO last night. For reals!" ( بهت می ...
مثال؛ "The character is based on a real - life person. " "این شخصیت بر اساس یک فرد واقعی ساخته شده است. " "In real life, I'm a teacher, but in the g ...
🔸 تعریف ها: 1. ( عامیانه/توهین آمیز – اصلی/منفی ) : یک اصطلاح تحقیرآمیز و توهین آمیز برای یک فرد سفیدپوست ( White person ) که سعی می کند با تقلید از ...
🔸 تعریف ها: 1. ( نام تجاری – اصلی ) : نام تجاری ( Brand ) و نام شرکت Glock Ges. m. b. H، یک شرکت اتریشی مستقر در Deutsch - Wagram که توسط مهندس گاست ...
🔸 معادل فارسی: • بالیستیک ( وامواژه رایج ) • علم حرکت پرتابه ها • علم بررسی گلوله و مسیر آن • تکنولوژی طراحی موشک و مهمات مثال: Ballistics is the ...
🔸 معادل فارسی: • برام فرقی نمی کنه، هرطور تو راحتی • سخت نمی گیرم، راحتم • ( در خواستگاری ) من آسان گیر هستم مثال: A: "What do you want to eat for ...
🔸 معادل فارسی: • مرتب و منظم بودن • اوضاع را زیر نظر داشتن • کارها را سر و سامان دادن • ( عامیانه ) جمع و جور بودن مثال: "If you want to succeed in ...
🔸 معادل فارسی: • غیبت غیرمجاز از مدرسه ( رایج ترین معادل ) • فرار از مدرسه • ترک تحصیل موقت ( بدون اجازه ) • غیبت بی دلیل مثال: The school has se ...
🔸 معادل فارسی: نمره مردود ( در همه دروس ) نمره "D" در همه چیز ( طنزآمیز ) قبولی با نمره عالی! ( در معنای تحقیرآمیز ) مثال: "He didn't study at a ...
G. I Jane 🔸 معادل فارسی: زن سرباز آمریکایی زن نظامی ( عنوان فیلم ) جی. آی. جین / سرباز دلیر 🔸 مثال ها: ( توصیف شخصیت قوی ) "She's been training f ...
🔸 معادل فارسی ( درک مفهوم ) : • فرد ناتوان ذهنی و جسمی • کسی که آب از دهانش سرازیر است • ( بسیار توهین آمیز ) بسیار بی حال، تنبل یا احمق مثال: "Cal ...
اشاره به رابطه ای موقتی که ارزش یا تعهد عاطفی بالایی ندارد. این استعاره در فرهنگ عامه، مخصوصاً در آهنگ های رپ و هیپ هاپ رایج شده است. شاید معروف تری ...
🔸 معادل فارسی: • غذای ارزان روز ( در رستوران های ارزان قیمت ) • پیشنهاد ویژه روز ( با قیمت مناسب ) مثال: "The diner's blue plate special today is ...
آشپزی/ نوعی سس سالاد سس سالاد الهه سبز عامیانه/ماری جوانا، حشیش علف، ماری جوانا ( نام مستعار ) نظامی/آتش نشانی/کامیون آتش نشانی ارتش بریتانیا کامیون ...
Get one's sack in a twist ( اصطلاح – عامیانه/بی ادبانه/منفی ) 🔸 معادل فارسی: • حسابی عصبانی شدن • از کوره در رفتن • واسه یه موضوع کوچیک کلافه شدن ...
have one's sack in a twist ( اصطلاح – عامیانه/بی ادبانه/منفی ) 🔸 معادل فارسی: • حسابی عصبانی شدن • از کوره در رفتن • واسه یه موضوع کوچیک کلافه شدن ...
🔸 معادل فارسی ( بسته به بافت ) : • ( پوست/بدن ) شل و افتاده، آویزان • ( لباس/پارچه ) کشیده و شل شده • ( تشک/مبل ) فرورفته، گود شده • ( کیفیت ) بی حا ...
🔸 معادل فارسی: • خودکشی کردن • به زندگی خود پایان دادن • ( عامیانه ) خودش را کشت مثال: "After his wife died, he was so depressed he threatened to o ...
🔸 معادل فارسی: • تن فروشی کردن، فاحشه گی کردن • با مشتری سکس انجام دادن • ( عامیانه ) کار کردن ( در معنای تن فروشی ) مثال: "A lot of these girls a ...
🔸 معادل فارسی: • هیچی، هیچ چیز • پشیز، به هیچ عنوان • مقدار بسیار ناچیز و بی ارزش • ( عامیانه ) تهی، صفر مطلق مثال: You think you know everything a ...
بیان یک ویژگی ثابت ( موهای فر، بلند، مجعد ) برای توصیف شخصی که موهایش دارای یک ویژگی دائمی است. مثال: She's the one with the hair that's always in ...
🔸 معادل فارسی: • درخواست ( کتبی یا شفاهی ) • جلب کردن ( مشتری، رأی، کمک ) • تحریک به ارتکاب جرم ( حقوقی ) • روسپی گری، تن فروشی ( در خیابان ) • ...
تفاوت slim و skinny: 1. Slim ( خوش اندام، متناسب ) "Slim" یک صفت مثبت و مطلوب است. برای توصیف افرادی به کار می رود که به طور طبیعی لاغر هستند یا با ...
تفاوت slim و skinny: 1. Slim ( خوش اندام، متناسب ) "Slim" یک صفت مثبت و مطلوب است. برای توصیف افرادی به کار می رود که به طور طبیعی لاغر هستند یا با ...
1. شریک زندگی ( عاشقانه/عامیانه ) در زبان عامیانه آمریکایی، "ride or die" به شخصی گفته می شود که در هر شرایطی ( خوب یا بد ) در کنار شما می ماند. گاه ...
تعریف ها ( بر اساس کاربرد ) : ۱. تمدید قرارداد یا خدمت ( رایج ترین معنا ) "Re - up" در این معنا به تمدید دوره خدمت در ارتش، تمدید قرارداد کاری یا تم ...
🔸 معادل فارسی ( بسته به بافت ) : • به اندازه داشتن • سیر شدن ( از چیزی ) • طاقت تمام شدن ( از دست کسی ) • خسته شدن ( از یک وضعیت ) • کافی است، بس ...
🔸 معادل فارسی: • کسی را رها کردن، ترک کردن • پشت کسی را خالی کردن • فرار کردن از مسئولیت • ناگهانی و بی مقدمه ترک کردن مثال: He ran out on his wife ...
مثال؛ We've done all the research. Now it's time to pull the trigger. همه تحقیقات را انجام داده ایم. الآن وقتشه که دست به کار بشیم. He hesitated f ...
مثال؛ He's too stingy to buy a round of drinks for his friends. او آنقدر خسیس است که یک دور نوشیدنی برای دوستانش بخرد. The company was stingy with ...
1. Standing Room Only ( فقط جای ایستاده ) – رایج ترین معنا در دنیای تئاتر، کنسرت و رویدادهای ورزشی، "S. R. O. " به وضعیتی گفته می شود که تمام صندلی ه ...
🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی ) آلوده به بیماری گال • ( عامیانه/توهین ) کثیف، بی بهداشت، موذی مثال: The stray dog was scabies - ridden and needed immedi ...
throwaway اسم 🔸 معادل فارسی: • محصول یکبارمصرف • چیز دورریختنی • کالای بی ارزش و موقتی • سخن یا جمله بی اهمیت ( در متن ) مثال: Plastic bags, dispo ...
مثال؛ He is so conceited that he talks about his achievements all the time. او آنقدر خودپسند است که همیشه در مورد دستاوردهایش صحبت می کند. She's t ...
🔸 معادل فارسی: • دست دراز، پرلاس • کسی که زیاد دست می زند • ( رفتاری ) زیادی لمسی، زیادی فیزیکی مثال: The new manager is a bit handsy – he always t ...
🔸 معادل فارسی: • به کسی تکیه کردن، وابسته بودن • به نتیجه چیزی بستگی داشتن • ( عامیانه ) به کسی گیر دادن، اذیت کردن • سوار شدن بر پشت کسی ( معنای فی ...
🔸 معادل فارسی: • اختراع کردن، از خود درآوردن • جبران کردن ( کار یا زمان از دست رفته ) • آرایش کردن ( صورت ) • ترکیب کردن، تشکیل دادن • تصمیم گرفتن ...
🔸 معادل فارسی: • غیرقابل پذیرش • قابل قبول نبودن • ( حقوقی ) فاقد وجاهت قانونی مثال: The judge ruled that the evidence was inadmissible because the ...