🔸 معادل فارسی ( مجازی ) :
• جلوی پیشرفت کسی را گرفتن
• کسی را عقب نگه داشتن
• مانع شکوفایی یا موفقیت کسی شدن
• کسی را در وضعیت پایین تر نگه داشتن ( از نظر اجتماعی، اقتصادی یا روانی )
🔸 مثال ها ( مجازی ) :
... [مشاهده متن کامل]
• "She felt that her traditional family was holding her down from pursuing her dreams. "
او احساس می کرد خانوادهٔ سنتی اش او را از دنبال کردن رویاهایش عقب نگه داشته است.
• "Systemic racism has held many communities down for generations. "
نژادپرستی سیستمی، بسیاری از جوامع را نسل ها عقب نگه داشته است.
• "Don't let anyone hold you down — you have so much potential!"
اجازه نده کسی تو را عقب نگه دارد — این همه استعداد داری!
• جلوی پیشرفت کسی را گرفتن
• کسی را عقب نگه داشتن
• مانع شکوفایی یا موفقیت کسی شدن
• کسی را در وضعیت پایین تر نگه داشتن ( از نظر اجتماعی، اقتصادی یا روانی )
🔸 مثال ها ( مجازی ) :
... [مشاهده متن کامل]
او احساس می کرد خانوادهٔ سنتی اش او را از دنبال کردن رویاهایش عقب نگه داشته است.
نژادپرستی سیستمی، بسیاری از جوامع را نسل ها عقب نگه داشته است.
اجازه نده کسی تو را عقب نگه دارد — این همه استعداد داری!