anchor point

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• ( فیزیکی ) "The climber secured the rope to a strong anchor point before going higher. "
کوهنورد طناب را قبل از بالا رفتن به یک نقطه اتکای محکم متصل کرد.
• ( استعاری ) "Her family is her anchor point in difficult times. "
...
[مشاهده متن کامل]

خانواده اش در زمان های سخت، نقطه اتکای او هستند.
• ( طراحی ) "In Photoshop, the anchor point determines where the rotation occurs. "
در فتوشاپ، نقطه اتکا تعیین می کند که چرخش حول کدام نقطه انجام شود.
• ( مدیریت ) "Our core values serve as an anchor point for all our business decisions. "
ارزش های اصلی ما به عنوان نقطه اتکایی برای تمام تصمیمات تجاری مان عمل می کنند.

نقطۀ محوری
تکیه گاه، گرانیگاه، مرکزثقل
anchor point ( ورزش )
واژه مصوب: نقطۀ لنگر
تعریف: نقطۀ مشخصی بر روی صورت کمان گیر که دست خم و زه تا آنجا به عقب می آیند
نقطه اتکا