🔸 معادل فارسی:
• در تنگنا / در شرایط سخت
• تنها و بی پناه گذاشتن
• در بحران / در شرایط دشوار بدون کمک
• در موقعیت ناخوشایند
🔸 مثال ها:
• "He promised to help me move, but he left me in the lurch at the last minute. "
... [مشاهده متن کامل]
او قول داد در جابجایی به من کمک کند، اما در آخرین لحظه مرا تنها گذاشت.
• "The manager quit without warning, leaving the whole project in the lurch. "
مدیر بدون هشدار استعفا داد و کل پروژه را در تنگنا رها کرد.
• "Don't leave me in the lurch – I need your support!"
مرا تنها نگذار – به حمایتت نیاز دارم!
• در تنگنا / در شرایط سخت
• تنها و بی پناه گذاشتن
• در بحران / در شرایط دشوار بدون کمک
• در موقعیت ناخوشایند
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او قول داد در جابجایی به من کمک کند، اما در آخرین لحظه مرا تنها گذاشت.
مدیر بدون هشدار استعفا داد و کل پروژه را در تنگنا رها کرد.
مرا تنها نگذار – به حمایتت نیاز دارم!