catch someone off guard

انگلیسی به انگلیسی

• surprise someone, catch someone unprepared

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• کسی را غافلگیر کردن
• کسی را هنگام بی حوصلگی یا بدون آمادگی غافلگیر کردن
• از عدم آمادگی کسی سوءاستفاده کردن
• در موقعیتی غیرمنتظره، کسی را دستپاچه کردن
🔸 مثال ها:
• "The reporter's question caught the politician completely off guard. "
...
[مشاهده متن کامل]

سؤال خبرنگار، آن سیاستمدار را کاملاً غافلگیر کرد.
• "I was caught off guard by her sudden resignation. "
من با استعفای ناگهانی او غافلگیر شدم.
• "The team's aggressive strategy caught their opponents off guard. "
استراتژی تهاجمی تیم، حریفان را غافلگیر کرد.
• "Don't catch me off guard with such personal questions!"
با این سؤال های شخصی مرا غافلگیر نکن!
🔸 نکته:
• تفاوت آن با "catch someone on the wrong foot" در این است که:
"Catch off guard" بیشتر بر عدم آمادگی عمومی و فقدان هوشیاری تأکید دارد.
"Catch on the wrong foot" بیشتر بر اشتباه در موقعیت یابی یا تعادل ( ذهنی یا عملی ) تأکید دارد.

مچ کسی را گرفتن
کسی را غافلگیر کردن
Antonym of off guard : on guard
On guard : گوش بزنگ - مراقب - در حالت آماده باش
If someone is caught off - guard they are not expecting a surprise or danger that suddenly occurs
انتظار خطر یا سورپرایز ناگهانی را نداشتن - غافلگیر شدن
من واقعا در عجبم از تغیرات کنکور سراسری
It's really caught me off guard
این اصطلاح زمانی استفاده میشه که انتظار رخ دادن اتفاقی وجود نداره و شما سوپرایز شدید.
میتونه علاوه بر غافلگیر کردن، معنی از موقعیت سواستفاده کردن هم بده
🔸 معادل فارسی:
• غافلگیر کردن
• کسی را در حالت آمادگی نداشتن گیر انداختن
• کسی را دستپاچه کردن
• ناگهانی کسی را شوکه کردن
🔸 مثال:
The unexpected question caught me off guard.

...
[مشاهده متن کامل]

آن سؤال غیرمنتظره مرا غافلگیر کرد.
His sudden announcement caught everyone off guard.
اعلامیه ناگهانی او همه را غافلگیر کرد.
I was caught off guard by how quickly things changed.
از اینکه اوضاع چقدر سریع تغییر کرد، غافلگیر شدم.

Idiom :
Catch someone by surprise
Throw someone off guard
غافلگیر کردن ( کسی با انجام کاری، به طوری که طرف مقابل احساس سردرگمی یا تردید کند و آمادگی برخورد با آن را نداشته باشد. )
به عنوان نمونه :
The news caught her completely off guard – she didn't know what to say
منابع• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/catch-off-guard• https://www.ldoceonline.com/dictionary/catch-throw-somebody-off-guard
to catch someone off guard: to surprise someone, to find someone unprepared. idiom. His question caught me off - guard
◀️ I guess you can call your parents, transparents. :D
Not a roast. Just a joke
Caught me off guard lol
غافلگیر شدن، جا خوردن، انتظار نداشتن
to surprise someone, esp. in a way that makes the person feel confused or uncertain

غافلگیر کردن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)