drape

/ˈdreɪp//dreɪp/

معنی: با پارچه مزین کردن، فروهشتن، با پارچه پوشانیدن
معانی دیگر: با پارچه پوشاندن، پرده نصب کردن به، آویختن، مزین کردن با، (جامه یا پارچه) چین دار شدن، (معمولا جمع) پرده، پارچه ی شل و لخت، آویزه، پشت دری
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Some silk fabrics will drape beautifully.
[ترجمه گوگل]برخی از پارچه های ابریشمی به زیبایی پوشیده می شوند
[ترجمه ترگمان]برخی پارچه های ابریشمی به زیبایی به دور خواهند آویخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She liked the heavy drape of velvet.
[ترجمه گوگل]او پرده سنگین مخملی را دوست داشت
[ترجمه ترگمان]از طناب ضخیم مخمل خوشش می آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Don't drape your feet over the chair.
[ترجمه گوگل]پاهای خود را روی صندلی نکشید
[ترجمه ترگمان]پاهاتو به صندلی بند نکن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The solution is to drape the upper tiers of stadiums with colorful banners and herd spectators close to the pitch.
[ترجمه گوگل]راه حل این است که طبقات بالایی استادیوم ها را با بنرهای رنگارنگ بپوشانید و تماشاگران را در نزدیکی زمین قرار دهید
[ترجمه ترگمان]راه حل این است که ردیف های بالای استادیوم ها با پرچم های رنگی و تماشاگران گله را به زمین متصل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Another alternative is to drape fabric back over specially designed hold-back hooks in brass or chrome.
[ترجمه گوگل]جایگزین دیگر این است که پارچه را روی قلاب های نگهدارنده مخصوص طراحی شده از برنج یا کروم قرار دهید
[ترجمه ترگمان]یک جایگزین دیگر این است که پارچه را بر روی قلاب های نصب شده مخصوص نگه داری شده در برنج و کروم نصب کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. You could drape a large lightweight shawl over the front of the curtain instead of this triangular drape.
[ترجمه گوگل]می توانید به جای این پرده مثلثی، یک شال بزرگ سبک وزن را روی جلوی پرده قرار دهید
[ترجمه ترگمان]شما می توانید یک شال بزرگ را به جای این طناب به کنار پرده آویزان کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. You even get a paper sheet to drape across your legs.
[ترجمه گوگل]شما حتی یک ورق کاغذ برای پوشاندن روی پاهای خود می گیرید
[ترجمه ترگمان] حتی یه برگه کاغذی هم وصل کن که به پاهات آویزون بشه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Drape half of the dough over the rolling pin, then transfer to the pie pan.
[ترجمه گوگل]نیمی از خمیر را روی وردنه بکشید سپس به قالب پای منتقل کنید
[ترجمه ترگمان]پس از آن نصف خمیر را روی پین rolling بریزید و سپس به ماهی تابه نرم انتقال دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The drape billowed and a tiny figure crept stealthily out, a blowpipe raised to its hideous lips.
[ترجمه گوگل]پرده بلند شد و یک پیکر کوچک مخفیانه به بیرون خزید
[ترجمه ترگمان]طناب به هوا تکان می خورد و هیکل کوچکش از آن بیرون می خزید و به لبه ای کریه آن نزدیک می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Transfer to the cake and drape over.
[ترجمه گوگل]به کیک منتقل کنید و روی کیک بکشید
[ترجمه ترگمان]انتقال به کیک و دور زدن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The behavior of image analysis based drape tester is evaluated by analyzing the test results.
[ترجمه گوگل]رفتار تستر پارچه ای مبتنی بر تجزیه و تحلیل تصویر با تجزیه و تحلیل نتایج آزمایش ارزیابی می شود
[ترجمه ترگمان]رفتار آنالیز تصویر مبتنی بر drape با تجزیه و تحلیل نتایج آزمون ارزیابی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Is there drape how to do on fingernail?
[ترجمه گوگل]آیا پرده روی ناخن وجود دارد؟
[ترجمه ترگمان]آویزون شدن از ناخن - ه؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I'll drape this coat around your shoulders to keep you warm.
[ترجمه گوگل]من این کت را دور شانه هایت می بندم تا گرمت نگه دارد
[ترجمه ترگمان]من این کت رو به دور شونه هات آویزون می کنم تا گرم نگهت دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. You just drape your skirt over it and nobody suspects a thing.
[ترجمه گوگل]شما فقط دامن خود را روی آن می پوشید و هیچ کس به چیزی مشکوک نیست
[ترجمه ترگمان]تو همین الان دامن پات رو به اون وصل کن و کسی هم به چیزی مشکوک نمی شه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

با پارچه مزین کردن (فعل)
drape

فروهشتن (فعل)
hang, free, flow, unbrace, drape

با پارچه پوشانیدن (فعل)
drape

تخصصی

[نساجی] خاصیت ریخت پارچه - افتادن پارچه - حالتی که موجب خوش قوارگی و زیبایی ظاهر پارچه می شود
[پلیمر] آویزش، خواباندن

به انگلیسی

• curtain, drapery; manner in which something drapes and hangs in folds
cover with cloth, adorn with drapery; hang or stretch out loosely; arrange in graceful folds
if you drape a piece of cloth somewhere, you place it there so that it hangs down.
if something is draped with a piece of cloth, it is covered by it.
drapes are curtains which are made from a heavy material or that hang in folds; used in american english.

پیشنهاد کاربران

پرده
پرده ضخیم
پوشاندن
drape پارچه سنگین تری نسبت به curtain داره و می تونه داخل اتاق رو کاملاً کور کنه از محیط بیرون؛ درحالیکه curtainها معمولاً جنس شفاف و حریری طور دارن و ارزان تر از از drapeها هستند.
drape: to put something somewhere .
قرار دادن چیزی
انداختن - آویزان کردن
پوشاندن
انداختن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما