🔸 معادل فارسی:
• کسی را غافلگیر کردن
• کسی را از تعجب درآوردن
• کسی را در موقعیت ناخوشایند یا بی آمادگی قرار دادن
• تعادل فکری یا عملی کسی را بر هم زدن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
سؤال غیرمنتظره در مصاحبه، مرا غافلگیر کرد.
استعفای ناگهانی او تمام تیم را غافلگیر کرد.
معلم با یک امتحان ناگهانی، دانش آموزان را غافلگیر کرد.
وقتی از من خواستند سخنرانی کنم، آمادگی نداشتم و غافلگیر شدم.
🔸 نکته:
• مترادف های مهم:
"catch someone off guard" ( غافلگیر کردن )
"take someone by surprise" ( ناگهانی برای کسی اتفاق افتادن )