🔸 معادل فارسی:
• دست به مشت شدن
• شروع به کتک کاری کردن
• پرخاشگر شدن و از مشت استفاده کردن
• به راحتی تن به دعوای فیزیکی دادن
🔸 مثال ها:
• "He becomes free with his fists after a few drinks. "
... [مشاهده متن کامل]
او بعد از چند نوشیدنی، به راحتی دست به مشت می شود.
• "The argument escalated quickly, and both men became free with their fists. "
بحث به سرعت بالا گرفت و هر دو مرد شروع به کتک کاری کردند.
• "He's known for being free with his fists when someone insults him. "
او معروف است که وقتی کسی به او توهین می کند، به راحتی تن به دعوا می دهد.
• دست به مشت شدن
• شروع به کتک کاری کردن
• پرخاشگر شدن و از مشت استفاده کردن
• به راحتی تن به دعوای فیزیکی دادن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او بعد از چند نوشیدنی، به راحتی دست به مشت می شود.
بحث به سرعت بالا گرفت و هر دو مرد شروع به کتک کاری کردند.
او معروف است که وقتی کسی به او توهین می کند، به راحتی تن به دعوا می دهد.