femaleness
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• مؤنث بودن / زن بودن ( در مفهوم زیست شناختی یا اجتماعی )
• جنس مؤنث / ویژگی های زنانه
• هویت جنسی زنانه
• زن بودگی ( در تقابل با مردبودگی )
🔸 مثال ها:
• "Femaleness is not limited to biological characteristics; it also includes social experiences. "
... [مشاهده متن کامل]
مؤنث بودن فقط به ویژگی های زیست شناختی محدود نمی شود؛ بلکه تجربیات اجتماعی را هم در بر می گیرد.
• "Some philosophers argue that femaleness and femininity are culturally constructed. "
برخی فیلسوفان معتقدند که مؤنث بودن و زنانگی، ساخته فرهنگ هستند.
• "The study explores the concept of femaleness across different species. "
این پژوهش مفهوم مؤنث بودن را در بین گونه های مختلف بررسی می کند.
🔸 نکته:
• "Femaleness" معمولاً در متون آکادمیک، فلسفی و علمی دیده می شود و در مکالمات روزمره چندان رایج نیست.
• این واژه با "maleness" ( مذکر بودن، نرینگی ) در تقابل است.
• مؤنث بودن / زن بودن ( در مفهوم زیست شناختی یا اجتماعی )
• جنس مؤنث / ویژگی های زنانه
• هویت جنسی زنانه
• زن بودگی ( در تقابل با مردبودگی )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
مؤنث بودن فقط به ویژگی های زیست شناختی محدود نمی شود؛ بلکه تجربیات اجتماعی را هم در بر می گیرد.
برخی فیلسوفان معتقدند که مؤنث بودن و زنانگی، ساخته فرهنگ هستند.
این پژوهش مفهوم مؤنث بودن را در بین گونه های مختلف بررسی می کند.
🔸 نکته:
• "Femaleness" معمولاً در متون آکادمیک، فلسفی و علمی دیده می شود و در مکالمات روزمره چندان رایج نیست.
• این واژه با "maleness" ( مذکر بودن، نرینگی ) در تقابل است.
زنانگی ( اسم ) : ویژگی های آناتومیکی و فیزیولوژیکی یک زن که با تولید مثل و پرورش فرزندان در ارتباط هستند.
لطافت، ظرافت
زنانگی