پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٧,٩٥٥)

بازدید
٢٢,٦٦٦
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

۱. Look at his teeth; he is a mean dog, right? ( به دندان هایش نگاه کن؛ سگ خبیثی است، درسته؟ ) ۲. Everyone is afraid of that mean dog, right? ( ه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

برو گم شو، برو. این واژه معمولاً با لحنی خشن یا تند به کار می رود تا از کسی بخواهد که سریعاً محل را ترک کند. مثال: ۱. The police officer told th ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

نابود کردن کسی، از بین بردن موقعیت کسی، به هم زدن برنامه های کسی یا خراب کردن آینده کسی. این عبارت زمانی استفاده می شود که تلاش ها، موفقیت یا وضعیت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

مثال: ۱. I suspect he has an ax to grind with the company. ( به نظر می رسد او حساب شخصی و مقصودی با شرکت دارد. ) ۲. Be careful with her advice; ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. It was attended by the president himself, no less. ( جلسه با حضور خود رئیس جمهور، که جایگاهی بسیار بالایی دارد، برگزار شد. ) ۲. She wo ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال: ۱. She retired to her boudoir to rest for a while. ( او برای مدتی استراحت کردن به اتاق خصوصی اش رفت. ) ۲. The hotel suite features a luxu ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یک اصطلاح عامیانه و کمی توهین آمیز در زبان انگلیسی است که به معنی خودت را به نفهمی نزن، احمق نباش. این عبارت زمانی استفاده می شود که فردی سوال خیلی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

۱. توده و انبوه: به معنی توده، انبوه یا جمعیت زیاد ( معمولاً در عبارت The Ruck of people ) . ۲. رگبی: در ورزش راگبی، به معنی درگیری بازیکنان برای گر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مست کردن، خمار کردن مثال: ۱. The strong wine quickly zozzled the young man. ( شراب قوی به سرعت جوان را مست کرد. ) ۲. One glass of that drink is ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

مست، کسی که الکل زیاد خورده مثال: ۱. The old man walked like a zozzle down the street. ( پیرمرد مثل یک مست در خیابان راه می رفت. ) ۲. After dri ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مثال: ۱. Stress can take a toll on your health. ( استرس می تواند به سلامتی شما آسیب بزند. ) ۲. The long war took a heavy toll on the country's ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. Everyone is suddenly leaving the party. What gives? ( همه ناگهان دارند مهمانی را تیک می کنند. چه شده؟ / مشکل چیه؟ ) ۲. You look upset. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کاری بسیار دشوار و طاقت فرسا کوه کندی! مثال: ۱. Fixing this old engine is going to break a saw; it is incredibly difficult. ( تعمیر این موتور قدی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

( اغلب به صورت کامل No skin off my nose یا No skin off my back گفته می شود ) یک اصطلاح عامیانه است که به معنی برای من فرقی نمی کند، به من ضرری نمی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

( اغلب به صورت کامل No skin off my nose یا No skin off my back گفته می شود ) یک اصطلاح عامیانه است که به معنی برای من فرقی نمی کند، به من ضرری نمی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال ها: I had to fish around in my bag to find my keys. مجبور شدم در کیفم به دنبال کلیدهایم بگردم ( به صورت کورکورانه ) . He was fishing arou ...

پیشنهاد
١

سوار بر موج موفقیت کسی شدن یا از شهرت و موفقیت دیگری استفاده کردن. این عبارت زمانی استفاده می شود که فردی به جای تلاش خود، از موفقیت، قدرت یا جایگاه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پیچیدن، از کنار حمله کردن یا مانند مار شاخدار حرکت کردن. این واژه معمولاً برای توصیف حرکتی استفاده می شود که مستقیم نیست، بلکه به صورت مورب یا از ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. He is good at thinking on his feet during negotiations. ( او در مذاکرات در سریع فکر کردن و واکنش نشان دادن مهارت دارد. ) ۲. You need t ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

مبتلا به زوال عقل ناشی از پیری، پیر و فراموشکار یا دچار اختلال ذهنی در دوران سالمندی. مثال: ۱. The old man became senile in his final years. ( ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلکش را کندن، رفع و رجوع کردن، سر و سامان دادن یا از پیشِ رو برداشتن یک مشکل یا فرد مزاحم. این عبارت نشان می دهد که شما مسئولیت حل یک موضوع را به ع ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گرد و چاق، پر و پیمان یا دور و برآمده. مثال: ۱. The roly - poly baby laughed when we tickled her. ( نوزاد گرد و چاق وقتی او را قلقلک دادیم، خندی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

عجیب، غریب، دیوانه وار یا خراب و اشتباه. این واژه برای توصیف موقعیت ها، افراد یا اشیایی استفاده می شود که طبق انتظار عمل نمی کنند، غیرمنطقی هستند ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تکمیل شده، مرتب شده، حل شده یا تضمین شده. این عبارت زمانی استفاده می شود که یک کار، پروژه یا توافق به طور کامل انجام شده و دیگر نگرانی یا مشکلی باقی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

از موقعیت سیاسی سوءاستفاده کردن یا برای رسیدن به منافع شخصی به منطقه ای رفتن. این واژه ریشه تاریخی دارد و به کسانی گفته می شد که پس از جنگ داخلی آمر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. He is nothing but a liar. ( او هیچ چیز جز یک دروغگو نیست. ) ۲. We want nothing but the best for our children. ( ما هیچ چیز جز بهترین ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک اصطلاح قدیمی و عامیانه به معنی چیزی که بسیار نادر یا پیدا کردن آن تقریباً غیرممکن است. شیر مرغ و جون آدمیزاد این اصطلاح معمولاً در قالب جمله "As ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خود را بالاتر از دیگران ندیدن، خود را کنار کشیدن، از موضع متکبرانه پایین آمدن یا ادعای اخلاقی و فضیلت را رها کردن. این عبارت به فردی اشاره دارد که ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. You need to get off your high horse and listen to other people's opinions. ( باید از آن موضع متکبرانه پایین بیایی و به نظرات دیگران گوش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مقصود خاصی داشتن، درد دل شخصی داشتن یا انگیزه ای پنهان برای انتقام یا منفعت داشتن. این عبارت معمولاً برای توصیف فردی به کار می رود که در ظاهر در حا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قرار گرفتن در مرکز توجه The news story got splashed across the front page of every newspaper. ( خبر در صفحه اول تمام روزنامه ها با بزرگنمایی چاپ شد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

مثال: ۱. Don't listen to him, he is full of shit. ( به او گوش نده، او دارد حرف های بی خود می زند. ) ۲. Everything he said was a lie; the guy is ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

بدون هیچ ابهامی، صریحاً، بدون دوپهلوگویی یا قاطعانه. این عبارت زمانی استفاده می شود که کسی با صداقت کامل و بدون هیچ گونه تردید یا بازی با کلمات، حق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

( تلفظ: بوی - چیک ) یک اصطلاح محاوره ای و عامیانه است که ریشه در زبان ییدیشی ( زبان یهودیان اروپای شرقی ) دارد و به معنی پسر بچه، پسر خوب یا پسر کوچ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یک اصطلاح استعاری و بسیار زیبا به معنی با تمام وجود به کسی خیره شدن، با چشم و دل از حضور کسی لذت بردن. این عبارت زمانی استفاده می شود که فردی آنقدر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱. کشتن کسی: این معنی بسیار رایج در فیلم های جنایی و گنگستری است و به معنی قتل یا از بین بردن کسی است. ۲. نادیده گرفتن یا قطع رابطه: در گویش مدرن و ...

پیشنهاد
٣

کسی را اذیت نکردن، سر کسی کلاه نگذاشتن، به کار کسی دخالت نکردن. این عبارت زمانی استفاده می شود که شما می خواهید از شخصی بخواهید که شما را به حال خو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یک اصطلاح عامیانه و غیررسمی آروغ زدن یا صدای آروغ درآوردن. این عبارت معمولاً برای اشاره به عمل فیزیکی خارج کردن گاز از معده از دهان استفاده می شود. ...

پیشنهاد
٢

مثال: ۱. Don't talk to him now; his empty stomach feels like it has no religion. ( الان با او صحبت نکن؛ شکم گرسنه اش دین و ایمان ندارد و کلافه اس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

۱. چیزی کوچک و جذاب: اشاره به چیزی که ظاهری دوست داشتنی دارد اما شاید ارزش عمیقی نداشته باشد. ۲. یک لقمه یا پاداش کوچک: گاهی به عنوان استعاره از چیز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

افشای اطلاعات محرمانه، لو دادن جزئیات یک جلسه خصوصی مثال : ۱. The employee was fired for passing notes out about the company's secret plans. ( ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مثال: ۱. Anger has been simmering in the city for weeks. ( خشم هفته هاست که زیر پوست شهر می جوشد. ) ۲. The conflict between the two teams has b ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح عامیانه و قدیمی ( به ویژه در استرالیا و نیوزیلند ) عالی، بسیار خوب، عالی و بی نقص یا دلپذیر. این عبارت برای توصیف چیزی یا کسی که فوق العا ...

پیشنهاد
١١

یک اصطلاح عامیانه و قدیمی ( به ویژه در گویش بریتیش ) شروع کردن به اشتباه، از ابتدا درست پیش نرفتن. این عبارت نشان می دهد که یک کار، مکالمه یا رابطه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. Make no mistake, we will win this game. ( شک نکنید، ما این بازی را خواهیم برد. ) ۲. Make no mistake about it, he is a dangerous man. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( معمولاً به صورت جمع استفاده می شود ) توهین، افترا، حرمت شکنی یا بدگویی از کسی است. این واژه زمانی به کار می رود که کسی به شهرت یا شخصیت فرد دیگری ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

( معمولاً به صورت جمع استفاده می شود ) توهین، افترا، حرمت شکنی یا بدگویی از کسی است. این واژه زمانی به کار می رود که کسی به شهرت یا شخصیت فرد دیگری ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

نقطه بطلان، عامل مزاحم یا مشکلی که یک موقعیت خوب را خراب می کند. این عبارت به موردی اشاره دارد که در مجموعه ای از چیزهای خوب یا برنامه ای که به خوب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. The government is planning the repatriation of refugees. ( دولت در حال برنامه ریزی برای بازگرداندن پناهندگان به کشورشان است. ) ۲. The ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مثال: ۱. She tried to marshal her thoughts before answering the difficult question. ( او سعی کرد قبل از پاسخ دادن به سوال دشوار، افکارش را سازمان ...