xenophobe


دشمن بیگانه، بیگانه ترس
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a person who fears or detests foreigners, strangers, or anything that is foreign or strange.

- The leaders were xenophobes who would allow no foreign travel or access to foreign ideas.
[ترجمه ترگمان] این رهبران xenophobes بودند که به هیچ سفر خارجی یا دسترسی به ایده های خارجی اجازه نمی دادند
[ترجمه گوگل] رهبران کینهوفائی بودند که اجازه سفر خارجی یا دسترسی به ایده های خارجی نمی داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He was somewhat of a xenophobe and never had any desire to travel abroad.
[ترجمه ترگمان] او تا حدی of و هرگز میلی به سفر به خارج از کشور نداشت
[ترجمه گوگل] او تا حدودی از یک xenophobe بود و هرگز تمایل به سفر به خارج از کشور
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• hatred of strangers, fear of strangers or foreigners

پیشنهاد کاربران

۱. کسی که ترس از کشورهای دیگه و فرهنگ اونها داره
۲ . نژاد پرست
بیگانه هراس
xenophobe ( جامعه شناسی )
واژه مصوب: بیگانه هراس 1
تعریف: کسی که از بیگانه می هراسد
Someone who doesn't like foreigners and people from other countries
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما