affordability
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• تواناییِ مالی / قابلیتِ خرید
• ( در اقتصاد و سیاست ) امکانِ پرداختِ هزینه ها توسطِ مردم
• ( در موردِ کالاها ) در دسترس بودن از نظرِ قیمت
• تفاوت آن با "cost" در این است که "cost" به قیمتِ یک کالا اشاره دارد، در حالی که "affordability" به تواناییِ مردم برایِ پرداختِ آن قیمت اشاره می کند.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• "The rising cost of housing is a major threat to affordability in urban areas. "
افزایشِ قیمتِ مسکن، یک تهدیدِ بزرگ برایِ تواناییِ مالی در مناطقِ شهری است.
• "The government is introducing new measures to improve the affordability of energy bills. "
دولت اقداماتِ جدیدی را برایِ بهبودِ قابلیتِ خرید قبوضِ انرژی ارائه می دهد.
• "Affordability is a key issue for young families trying to buy their first home. "
تواناییِ مالی یک مسئله یِ کلیدی برایِ خانواده هایِ جوانی است که می خواهند اولین خانه یِ خود را بخرند.
• تواناییِ مالی / قابلیتِ خرید
• ( در اقتصاد و سیاست ) امکانِ پرداختِ هزینه ها توسطِ مردم
• ( در موردِ کالاها ) در دسترس بودن از نظرِ قیمت
• تفاوت آن با "cost" در این است که "cost" به قیمتِ یک کالا اشاره دارد، در حالی که "affordability" به تواناییِ مردم برایِ پرداختِ آن قیمت اشاره می کند.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
افزایشِ قیمتِ مسکن، یک تهدیدِ بزرگ برایِ تواناییِ مالی در مناطقِ شهری است.
دولت اقداماتِ جدیدی را برایِ بهبودِ قابلیتِ خرید قبوضِ انرژی ارائه می دهد.
تواناییِ مالی یک مسئله یِ کلیدی برایِ خانواده هایِ جوانی است که می خواهند اولین خانه یِ خود را بخرند.
اَفوردَبیلِتی
- - -
🔸 تعریف ها:
1. ** ( اقتصادی – عمومی ) :**
توانایی افراد یا خانوار برای پرداخت هزینه های کالا یا خدمات بدون فشار مالی شدید.
مثال: *Affordability of housing is a major issue. *
... [مشاهده متن کامل]
مقرون به صرفه بودن مسکن یک مشکل بزرگ است.
2. ** ( اجتماعی – شهری ) :**
در سیاست گذاری شهری، به معنای دسترسی مردم به مسکن، حمل ونقل، یا خدمات با هزینه ای که با درآمدشان سازگار باشد.
مثال: *They both say they’ll work together on improving affordability in New York City. *
هر دو می گویند برای بهبود مقرون به صرفه بودن در شهر نیویورک با هم همکاری خواهند کرد.
3. ** ( بازاریابی – مصرفی ) :**
ویژگی محصول یا خدمت که قیمت آن برای بخش بزرگی از جامعه قابل پرداخت باشد.
- - -
🔸 مترادف ها:
cost - effectiveness – accessibility – economic feasibility – reasonable pricing
- - -
🔸 تعریف ها:
1. ** ( اقتصادی – عمومی ) :**
توانایی افراد یا خانوار برای پرداخت هزینه های کالا یا خدمات بدون فشار مالی شدید.
مثال: *Affordability of housing is a major issue. *
... [مشاهده متن کامل]
مقرون به صرفه بودن مسکن یک مشکل بزرگ است.
2. ** ( اجتماعی – شهری ) :**
در سیاست گذاری شهری، به معنای دسترسی مردم به مسکن، حمل ونقل، یا خدمات با هزینه ای که با درآمدشان سازگار باشد.
مثال: *They both say they’ll work together on improving affordability in New York City. *
هر دو می گویند برای بهبود مقرون به صرفه بودن در شهر نیویورک با هم همکاری خواهند کرد.
3. ** ( بازاریابی – مصرفی ) :**
ویژگی محصول یا خدمت که قیمت آن برای بخش بزرگی از جامعه قابل پرداخت باشد.
- - -
🔸 مترادف ها:
توانایی خرید چیزی
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : afford
✅️ اسم ( noun ) : affordability
✅️ صفت ( adjective ) : affordable
✅️ قید ( adverb ) : affordably
✅ فعل ( verb ) : afford
✅️ اسم ( noun ) : affordability
✅️ صفت ( adjective ) : affordable
✅️ قید ( adverb ) : affordably
توان مالی ، قدرت خرید
قیمت به صرفه
صرفه پذیری اقتصادی
توان مالی
قابلیت پیشنهاد دادن. یعنی میزان قابلیت پیشنهاد دادن جنس یا کالایی
استطاعت مالی
مقرون به صرفگی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)