bug the shit out of someone

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• اعصاب کسی را خرد کردن
• حسابی کسی را اذیت کردن، سر کسی کلاه گذاشتن ( از روی اعصاب )
• جان کسی را به لب آوردن ( با اعصاب خوردی مداوم )
🔸 مثال ها:
• "My little brother keeps asking the same question over and over. He's really bugging the shit out of me. "
...
[مشاهده متن کامل]

→ برادر کوچکم مدام یک سؤال را تکرار می کند. واقعاً دارد اعصابم را خرد می کند
• "That loud music from next door is bugging the shit out of me all night. "
→ آن موزیک بلند از خانه ی همسایه تمام شب جان مرا به لب آورده.
• "Stop bugging the shit out of her with your constant calls. "
→ دست بردار از این تماس های پشت سر هم که داری اعصابش را خرد می کنی.