fraternise
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• با کسی گرم گرفتن
• رفت وآمد دوستانه داشتن
• برادرانه رفتار کردن
• صمیمی شدن
• اختلاط دوستانه داشتن
🔸 مثال:
The soldiers were forbidden to fraternise with the enemy.
... [مشاهده متن کامل]
سربازان از برقراری روابط دوستانه با دشمن منع شده بودند.
Employees are not allowed to fraternize with clients in certain situations.
در برخی شرایط، کارمندان اجازه ندارند با مشتریان روابط صمیمانه برقرار کنند.
He spent the evening fraternising with people from different departments.
او عصر را به معاشرت دوستانه با افراد بخش های مختلف گذراند.
• با کسی گرم گرفتن
• رفت وآمد دوستانه داشتن
• برادرانه رفتار کردن
• صمیمی شدن
• اختلاط دوستانه داشتن
🔸 مثال:
... [مشاهده متن کامل]
سربازان از برقراری روابط دوستانه با دشمن منع شده بودند.
در برخی شرایط، کارمندان اجازه ندارند با مشتریان روابط صمیمانه برقرار کنند.
او عصر را به معاشرت دوستانه با افراد بخش های مختلف گذراند.
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم frater
📌 این ریشه، معادل "brother" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "brother" یا "brotherhood" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 fraternity: a group or society of ‘brothers’ or people sharing close bonds
🔘 fraternal: relating to ‘brothers’ or brotherly relationships
🔘 fraternize: to behave in a friendly or ‘brotherly’ way, often with people one is not supposed to
🔘 fratricide: the act of killing one’s own ‘brother’
🔘 confraternity: a society of people joined together in a spirit of ‘brotherhood’
🔘 fraternalism: belief in or practice of ‘brotherhood’
🔘 fraternization: forming social bonds like those between ‘brothers’
🔘 frater: Latin word for ‘brother, ’ still used in some religious or formal contexts
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم frater
📌 این ریشه، معادل "brother" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "brother" یا "brotherhood" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
دوستانه رفتار کردن ( بویژه با کسی که قرار نیست دوستانه رفتار کنید مثلا دشمن خود یا دشمن گروه خود یا دشمن کشور خود )
She was accused of fraternizing with the enemy.
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : fraternize
✅️ اسم ( noun ) : fraternization / fraternity / frat
✅️ صفت ( adjective ) : fraternal
✅️ قید ( adverb ) : fraternally
✅ فعل ( verb ) : fraternize
✅️ اسم ( noun ) : fraternization / fraternity / frat
✅️ صفت ( adjective ) : fraternal
✅️ قید ( adverb ) : fraternally
کلمه خاصی نداره مثل دوستی مردم دوتا کشوری که تو جنگ باهم هستن، مثل دوستی بچه های یهودی ها و مسلمان ها علی رغم اینکه خانواده ها مخالف باشن. . . همچین حسیه
... [مشاهده متن کامل]