chit to the pot

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• برگ برنده اضافه کردن ( برای طرف مقابل )
• مزیت اضافه دادن ( به حریف )
• سهمی به مجموع اضافه کردن ( در معنای استعاری – مثبت یا منفی )
• ( در بافت جمله شما ) یک برگ جدید به پرونده اضافه کردن / یک اهرم فشار دیگر دادن
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• "Trump’s pressure on Netanyahu has 'added another chit to the pot' for Iran. "
→ فشار ترامپ به نتانیاهو برای ایران یک برگ برنده دیگر به حساب اضافه کرده / یک اهرم جدید به دست ایران داده / یک سهم دیگر به پات اضافه کرده است.
• "Every mistake the US makes in the region adds another chit to the pot for China. "
→ هر اشتباهی که آمریکا در منطقه مرتکب می شود، یک برگ اضافی به سبد چین می اندازد.
• "His resignation added another chit to the pot of the opposition. "
→ استعفای او یک برگ برنده دیگر به نفع مخالفان شد.