فعل گذرا ( transitive verb )حالات: outlasts, outlasting, outlasted
• : تعریف: to last or live longer than. • مترادف: outlive, survive, weather • مشابه: endure, hold out, last, outwear, prevail
- Somehow this farm outlasted all the others in the area.
[ترجمه گوگل] به نوعی این مزرعه از تمام مزرعه های دیگر در منطقه دوام آورد [ترجمه ترگمان] به هر حال این مزرعه بیش از همه در این منطقه از بقیه عمر کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
- It was sorrowful for her to outlast her sons, all of whom had been killed in the war.
[ترجمه گوگل] دوام آوردن پسرانش که همگی در جنگ کشته شده بودند برای او غم انگیز بود [ترجمه ترگمان] برای او دردناک بود که از پسرانش باقی بماند، همه کسانی که در جنگ کشته شده بودند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
جمله های نمونه
1. outlast one's (or its etc. ) usefulness
بیهوده بودن،دیگر به درد نخوردن،از حیز انتفاع افتادن
2. Rome Columns outlast the civilization that built them.
[ترجمه سمانه بازیار] ستون های رم، از تمدن هایی که آنهارا ساخته اند، باقی مانده است.
|
[ترجمه گوگل]ستون های رم بیشتر از تمدنی که آنها را ساخته است دوام می آورند [ترجمه ترگمان]رم ستون ها از تمدن باقی می ماند که آن ها را ساخته بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. The political system will outlast most of us.
[ترجمه گوگل]نظام سیاسی بیشتر از ما دوام خواهد آورد [ترجمه ترگمان]نظام سیاسی از همه ما بیشتر عمر می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. These naturally dried flowers will outlast a bouquet of fresh blooms.
[ترجمه گوگل]این گلهای خشک شده طبیعی از یک دسته گلهای تازه دوام میآورند [ترجمه ترگمان]این گل ها به طور طبیعی خشک از یک دسته گل از شکوفه های تازه عمر می کنند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. A leather sofa will usually outlast a cloth one.
[ترجمه گوگل]یک مبل چرمی معمولاً از یک مبل پارچه ای بیشتر دوام می آورد [ترجمه ترگمان]یک مبل چرمی معمولا از یک رومیزی کهنه خواهد شد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. The legal process is long winded; it can outlast the life of the patent.
[ترجمه گوگل]روند قانونی طولانی است می تواند عمر اختراع را بیشتر کند [ترجمه ترگمان]این روند قانونی طولانی است؛ این می تواند عمر حق اختراع را بیشتر کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. Even those leafless beech trees would outlast him.
[ترجمه گوگل]حتی آن درختان راش بی برگ هم از او دوام می آورند [ترجمه ترگمان]حتی آن درختان بی برگ و برگ درختان چنار هم او را از دست خواهند داد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. People should listen to his music —it will outlast us all.
[ترجمه گوگل]مردم باید به موسیقی او گوش دهند - این موسیقی از همه ما بیشتر خواهد بود [ترجمه ترگمان]مردم باید به موسیقی او گوش بدهند - همه چیز از بین می رود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. You can outlast the Energizer bunny.
[ترجمه گوگل]شما می توانید از اسم حیوان دست اموز Energizer دوام بیاورید [ترجمه ترگمان] تو می تونی \"بانی\" رو از بین ببری [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. The gold standard failed to outlast the Depression.
[ترجمه گوگل]استاندارد طلا نتوانست از رکود دوام بیاورد [ترجمه ترگمان]استاندارد طلایی نتوانست از رکود اقتصادی بیشتر دوام بیاورد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. He will outlast me.
[ترجمه گوگل]او از من پیشی خواهد گرفت [ترجمه ترگمان] اون از من هم می مونه [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. The old man is still in excellent health; so it's possible that he will outlast his wife.
[ترجمه گوگل]پیرمرد هنوز در سلامت کامل است بنابراین ممکن است او از همسرش دوام بیاورد [ترجمه ترگمان]پیرمرد هنوز سالم است، بنابراین امکانش هست که همسرش از بین برود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Dissidents in Havana believe his regime would not long outlast the lifting of sanctions.
[ترجمه گوگل]مخالفان در هاوانا بر این باورند که رژیم او مدت زیادی از لغو تحریم ها دوام نخواهد آورد [ترجمه ترگمان]مخالفان در هاوانا بر این باورند که رژیم او از بلند کردن تحریم ها فراتر نخواهد رفت [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. The great use of life is to spend it for something that will outlast it. William James
[ترجمه گوگل]استفاده عالی از زندگی این است که آن را برای چیزی خرج کنیم که دوام بیشتری داشته باشد ویلیام جیمز [ترجمه ترگمان]استفاده عظیم از زندگی این است که آن را برای چیزی که از آن عمر می کند خرج کند ویلیام جیمز [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
مترادف ها
بیشتر طول کشیدن از (فعل)
outlast
بیشتر زنده بودن از (فعل)
survive, outlast, outlive
انگلیسی به انگلیسی
• last longer than; survive longer if one thing outlasts another, it lives or exists longer than the other thing.
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی: • دوام آوردن بیش از • بیشتر از کسی یا چیزی دوام آوردن • از سر گذراندن • جان سالم به در بردن از • پشت سر گذاشتن • بیشتر عمر کردن از 🔸 کاربرد سیاسی و خبری • The regime has outlasted repeated predictions of its collapse. ... [مشاهده متن کامل]
این حکومت با وجود پیش بینی های مکرر درباره سقوطش، همچنان دوام آورده است. • The president believes he can outlast the protests. رئیس جمهور معتقد است می تواند اعتراضات را پشت سر بگذارد و دوام بیاورد. • The country outlasted years of sanctions. این کشور سال ها تحریم را پشت سر گذاشت و دوام آورد.
جان سالم به در بردن
زنده ماندن Trees can outlast for many years درختان می توانند سالها عمر کنند یا زنده بمانند