eat gravel and goats

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• زندگی بسیار سخت و خشن داشتن
• با کمترین امکانات سر کردن
• از هر شرایط دشواری جان سالم به در بردن
• مثل آدم های جان سخت زندگی کردن
🔸 مثال ها:
• Those old miners looked like they could eat gravel and goats.
...
[مشاهده متن کامل]

آن معدنچی های قدیمی طوری به نظر می رسیدند که انگار هر سختی ای را تاب می آورند.
• The character is portrayed as a man who eats gravel and goats for breakfast.
این شخصیت به عنوان مردی تصویر شده که انگار با سخت ترین شرایط هم مشکلی ندارد.