لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
۲. بی بندوبار.
جدول کلمات
پیشنهاد کاربران
ترکی آذربایجانی
🔸 معادل فارسی:
• تنها، تک و تنها
• بی یار و یاور
• منزوی، جدا از دیگران
• سرگردان در بیابان ( در مفهوم استعاری )
📌 نکته فرهنگی و ریشه:
این واژه ریشه در لشگری و کوچ نشینی دارد – به اسب یا شتری گفته می شد که از کاروان جدا افتاده باشد.
... [مشاهده متن کامل]
در گویش های مختلف ترکی ( آذربایجانی، ترکیه ای، ترکمنی ) به صورت yalnız ( یالنیز ) در ترکی استانبولی و yalğız در برخی گویش ها دیده می شود.
یالغوز در فرهنگ عامیانه آذربایجان، همواره بار عاطفی عمیقی از تنهایی غمگین و شجاعانه دارد – نه صرفاً "مجرد" یا "به تنهایی".
🔸 معادل فارسی:
• تنها، تک و تنها
• بی یار و یاور
• منزوی، جدا از دیگران
• سرگردان در بیابان ( در مفهوم استعاری )
📌 نکته فرهنگی و ریشه:
این واژه ریشه در لشگری و کوچ نشینی دارد – به اسب یا شتری گفته می شد که از کاروان جدا افتاده باشد.
... [مشاهده متن کامل]
در گویش های مختلف ترکی ( آذربایجانی، ترکیه ای، ترکمنی ) به صورت yalnız ( یالنیز ) در ترکی استانبولی و yalğız در برخی گویش ها دیده می شود.
یالغوز در فرهنگ عامیانه آذربایجان، همواره بار عاطفی عمیقی از تنهایی غمگین و شجاعانه دارد – نه صرفاً "مجرد" یا "به تنهایی".
از ریشه ترکی به معنای : بی یال بی زن
بی بند و بار یکه تنها
( اسم ) آدم تنهاومجرد وبی زن وبچه :
یکه و یالقوز و بی هیچ احساس مسئولیت عمر سی و پنجساله اش راطی کرده بود. بی قید بی بندوبار.
بی بند و بار یکه تنها
( اسم ) آدم تنهاومجرد وبی زن وبچه :
یکه و یالقوز و بی هیچ احساس مسئولیت عمر سی و پنجساله اش راطی کرده بود. بی قید بی بندوبار.
می دانید که �یالقوز ( یالقیز ) �، و ایضاً �یالنیز� به زبان �تُرکی� می شود �تنها�. پس به آدمهای �تنهای باخود� می شود گفت �یالقوز� و به آبادی و روستایی که از دیگر آبادی ها دور افتاده و تک و تنها است. یالقیز آباد می گوییم.
... [مشاهده متن کامل]
یالنیز ( تنها و فقط است ) مثل من فقط تو را دوست دارم. ( من یالنیز ، سنی سئویرم )
... [مشاهده متن کامل]
یالنیز ( تنها و فقط است ) مثل من فقط تو را دوست دارم. ( من یالنیز ، سنی سئویرم )
یعنی بیکس وکار
تنهایی
تنهایی