پیشنهاد‌های آرش جلیل خبازی (١٠٤)

بازدید
٧٢٤
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

operator: راننده ماشین سواری operator license: a license issued by a State authorizing an individual to operate a motor vehicle on public streets, r ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

مجرا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

In academic publishing, a retraction is the action by which a published paper in an academic journal is removed from the journal. حذف نام یا بازپسگ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامیمون، غیرخجسته، بدیمن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

باشهامت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

خونگرم و خوشرو

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ناچیزی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

وضع اضطراری، حالت فوق العاده اضطرار، ضرورت احتیاجات حیاتی، الزامات اساسی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

آنچه که خواسته یا مورد نیاز است something that is wanted or needed

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

خردمند - خردمندانه sage

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

درست کاری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بدعنق و دلگیر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

importance in effect or influence اهمیت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

مال کسی را چاپیدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

برشمردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

حوالی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

نگاشتن اثر ادبی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢١

دوستان دقت کنید prerequisite به معنای پیشنیاز هست! معنی بهتر میتونه " پیش شرط" باشه.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

وابستگی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

در پی داشتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

معانی درست اینان دوستان: کاری را خراب کردن، گند زدن گندکاری، خرابکاری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

ولخرجی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

A class - ridden society is a term used y sociologists to explain a society which is ruled by social classes

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ارتباط، رابطه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

آموزش توام با نصیحت^معمولا افراطی و خسته کننده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

انگیزشی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

تدریجا ناپدید شدن/گذشتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

a thing that serves to illustrate that a system or situation is bad and deserves to be condemned.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

overawe بیم زده کردن، هراساندن، ترساندن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

حقه بازی، حیله بازی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

having been expected or needed for a long time

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ریخت، وضع

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

یادگاری از گذشته

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

سیخ شدگی مو

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

ظاهرا منطقی و درست ولی عکس آن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

ضوابط

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

زمین گیر کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بسیار بسیار سخاوتمند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٤٤

حق مسلم! انرژی هسته ای حق مسلم ماست . . . : ) ) )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

نقال anecdotist

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پر تلالو

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

بی حد و حصر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

نحیف، ضعیف، شکننده، ضعیف النفس، سست

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

منظر، لباس مبدل: معمولا برای فریب یا نامردی بکار میرود ولی میتواند معنی لباس هم بدهد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نفهم - از روی نفهمی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢١

شفاف سازی کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

التیام بخشیدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

طرز رفتار

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

قیامت، جهنم مثلا وقتی میگیم چه قیامتی/جهنمی شده اونجا!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

شخص نمک نشناس

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

عطش کسی را تیز کردن - نوعی آزار دادن شدید و سادیسمیک

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

to tantalize someone is to torture them with what they cannot have.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

شعبده بازی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

توخالی، پوچ ( قول و . . . ) چرب زبان، سلیس و روان، دارای چرب زبانی سطحی ( پاسخ و . . . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

رابط رابطه نامشروع affair, amour, intimacy, involvement

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

پررویی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

گرد آمدن assemble, forgather, gather

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

Asinine derives from the Latin asinus, which means "stupid, " but also "like an ass or donkey. " خرصفت، خر مانند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

ژولیده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

in vain: بطور بی نتیجه/بیهوده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

توبه کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

a person who is the aim of an attack ( especially a victim of ridicule or exploitation ) by some hostile person or influence فردی که هدف مسخره یا سوا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

شتابزده - باشتابزدگی باشدت forceful

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

ارجمند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

*Alleviate also has this sense of lightening a burden such as physical pain or emotional duress. سبک کردن assuage, palliate, relieve

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

Efficacy is a more formal way to say effectiveness.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣

محتاط و باتدبیر ( انه ) =! imprudent

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

In early usage, these two words were used interchangeably, but now, rural is used to describe locations – - "rural community, " "rural location" — wh ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

خ*** مالی کردن : )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

شور و شوق gusto

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

Inebriated is just a fancy way of saying drunk

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مورد عزت و احترام قرار دادن، تقدیس کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

اوج، به اوج رسیدن/رساندن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

بروز دادن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلوتلو خوردن ( بر اثر بیماری، پیری، تصادف یا. . . )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣

under the aegis of: تحت حمایت

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

a period of indeterminate length ( usually short ) marked by some action or condition دوره زمانی کوتاه ولی نامشخص

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

همچون پاکت نامه فرا گرفتن/پوشاندن/احاطه کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

کوچولو موچولو

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

1 - خوره ( جنسی، وسواسی، علاقه و . . . ) 2 - اشیاء یا موجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده و موردپرستش قرارمی گرفتند!

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی اندازه، غیر معتدل excessive, undue, unreasonable, immoderate

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

The word enunciate is related to the Latin words for both "announce" and "messenger. " So most likely those ancient Romans who created the word wante ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

A chimera was a fire - breathing monster from Greek mythology made from three different animals: a lion at its head, a goat in the middle, and a serp ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

خوشبختی، سعادت

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

وضعیت بغرنج ( معمولا با of همراه است. )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

The adjective desultory comes from the word desultor, which was a circus rider who would leap from the back of one galloping horse onto another. From ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

shield . . . from . . . : harbor, shelter پناه دادن، محافظت کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

دارای سخت کوشی و دقت زیاد - سخت کوش و دقیق

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

تبحر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

بومی، محلی native, aborginal

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٢٥

ترکی معادلش میشه : آچیخ

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

The word comes from the French flamboyer, to flame. پس شعله دار، شعله ور، درخشان، شعله فام . . . مناسبتر هستن.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

خط زدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

diatribe انتقاد تلخ و طوفانی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

1 - زننده و غم انگیز ( احساساتی ) 2 - زننده و ترسناک 3 - زردمایل به قرمز 4 - کم رنگ و پریده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢١

اگه بدنبال این کلمه of بیاد، بمعنی مقدار بسیار زیاد هست. a large number or amount or extent sight of blood

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨٦

بعنوان اسم: 1 - خوشخویی، نزاکت 2 - حسن نیت بعنوان صفت: 1 - رایگان

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

فاحش ( تداعی منفی و بد )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

دست کم گرفتن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

hurl back = به عقب راندن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

در شرف آغاز یا رشد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

لباس حوله ای حمام

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

این فعل میتونه بعنوان "به توافق رسیدن" هم بکار بره.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

استقبال