sagacious

/səˈɡeɪʃəs//səˈɡeɪʃəs/

معنی: زیرک، با هوش، دانا، هوشمند، بافراست
معانی دیگر: فراستمند، خردمند، عاقل، زوددریاب، فرزانه
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: sagaciously (adv.), sagaciousness (n.)
• : تعریف: possessing or characterized by good judgment and common sense; wise.
متضاد: foolish
مشابه: judicious, politic, profound, prudent, sage, wise

- Decisions were made by the sagacious elders of the tribe.
[ترجمه ترگمان] تصمیمات توسط ریش سفیدان قبیله اتخاذ می شدند
[ترجمه گوگل] تصمیم گرفتهایم توسط بزرگان قوم قبیله ساخته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I was later very thankful for my counselor's sagacious advice.
[ترجمه ترگمان] من بعدها از مشورت زیرکانه مشاور من سپاسگزار بودم
[ترجمه گوگل] من بعد از مشاوره ی مشاوره ی من خیلی سپاسگزارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. one of the sagacious worthies . . .
یکی از بزرگان اهل تمیز . . .

2. He is a sagacious businessman.
[ترجمه ترگمان]او یک تاجر باهوش است
[ترجمه گوگل]او یک تاجر خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Having dismissed the sagacious Partridge, Mr. Jones sat himself down to write.
[ترجمه ترگمان]آقای جونز، پس از مرخص کردن آقای \"پارتریج\"، نشست تا بنویسد
[ترجمه گوگل]آقای جونز پس از رفع بخشی پاربریدا، خود را برای نوشتن نشست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was a shrewd, sagacious old man.
[ترجمه ترگمان]مرد زیرک و باهوشی بود
[ترجمه گوگل]او مردی باهوش و باهوش بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They are mighty sagacious, tractable creature.
[ترجمه ترگمان]موجودات mighty و tractable هستند
[ترجمه گوگل]آنها مخلوق قدرتمند و قابل تحسین هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The Prince Prospero was happy and dauntless and sagacious.
[ترجمه ترگمان]شاهزاده باگراتیون شاد و بی باک و بی باک بود
[ترجمه گوگل]پرنس پروسپرو شاد و بی رحمانه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The sagacious minister offered what he considered a rather clever explanation.
[ترجمه ترگمان]وزیر sagacious آنچه را که به عنوان توضیح نسبتا هوشمندانه در نظر گرفته بود، به وی پیشنهاد کرد
[ترجمه گوگل]وزیر سرسختی آنچه را که به عنوان توضیحی نسبتا هوشمندانه درنظر گرفته، ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. My procedure seemed as sagacious as ever but only in theory.
[ترجمه ترگمان]عمل من به نظر عاقلانه می آمد، اما فقط در تئوری
[ترجمه گوگل]روش من به نظر می رسید مثل همیشه، اما تنها در نظریه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A sagacious businessman seldom fails in his business.
[ترجمه ترگمان]یک تاجر ماهر به ندرت در کارش موفق می شود
[ترجمه گوگل]یک بازرگان خوش تیپ به ندرت در کسب و کارش شکست می خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. People love dogs because they are sagacious animals.
[ترجمه ترگمان]مردم به خاطر این که حیوانات sagacious هستند، عاشق سگ ها هستند
[ترجمه گوگل]مردم سگ ها را دوست دارند، زیرا آنها حیوانات تیزهوش هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Streamline figure, stout but sagacious, unbending but exalted, modishness combine with individuation, make you easygoing. Harmonious family, nice life, from the beginning of owning a good motor. . .
[ترجمه ترگمان]هیکل تنومند، قوی اما sagacious، اما عالی، اما با individuation ترکیب می شود، modishness با individuation ترکیب می شود، و شما را راحت می سازد خانواده harmonious، زندگی خوب، از شروع داشتن یه موتور خوب
[ترجمه گوگل]شکل ساده و ساده اما با شکوه، بی نظیر اما با شکوه، منحصر به فرد با individualation ترکیب شده است، شما را دوست داشتنی است خانواده شاداب، زندگی خوب، از ابتدای داشتن یک موتور خوب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The leader made a sagacious decision.
[ترجمه ترگمان]رهبر تصمیم عاقلانه ای گرفت
[ترجمه گوگل]رهبر تصمیم محکم گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Observant and thoughtful, he was given to asking sagacious questions.
[ترجمه ترگمان]با تفکر و تفکر درباره سوا لات sagacious سخن گفت
[ترجمه گوگل]توجه داشته باشید و متفکرانه، او را به سوالات سستی داده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Philippe Noiret, the sagacious French veteran, plays the mentor Alfredo in this life story of Salvatore "Toto" Di Vitto, a director manque' depicted as a child by Salvatore Cascio.
[ترجمه ترگمان]فیلیپ Noiret، سرباز کارآزموده فرانسوی، در این داستان زندگی of \"Toto\"، که یک کارگردان manque است، در این داستان زندگی می کند، Alfredo cascio، یک کارگردان manque، به عنوان یک کودک به تصویر کشیده می شود
[ترجمه گوگل]فیلیپ نویرت، جانباز فرانسوی فراز و نشیب، در این داستان زندگی Salvatore 'Toto' دی وتتو، یک مرد کارگردان 'به عنوان یک کودک توسط Salvatore Cascio به عنوان مربی Alfredo بازی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

زیرک (صفت)
brilliant, clever, sharp, nifty, parlous, smart, acute, keen, alert, shrewd, nimble, cunning, adroit, agile, versatile, insinuating, astute, designing, sagacious, subtile, subtle, knowledgeable, gash, perspicacious, canny, wily, resourceful, elusive

با هوش (صفت)
apprehensive, bright, clever, understanding, smart, keen, shrewd, spry, intelligent, ingenious, spiffy, knowing, sagacious, knowledgeable, precocious, swish

دانا (صفت)
capable, wise, sage, learned, lettered, spry, astute, knowing, sagacious, sapient

هوشمند (صفت)
intelligent, sagacious

بافراست (صفت)
sage, sagacious

به انگلیسی

• wise, shrewd, clever, judicious
a sagacious person is intelligent and has the ability to make good judgements and decisions; a formal word.

پیشنهاد کاربران

خردمند - خردمندانه sage
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما