معنی: طلسم، بت، صنممعانی دیگر: (مجازی - هر چیزی که بیش از حد معمول مورد علاقه یا پیروی باشد) وسواس، خوره ی چیزی بودن، بت واره ساختن (از چیزی)، جادو (اشیایی که به ویژه در نظر قبایل بدوی دارای قدرت ماورا طبیعه هستند)، اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده و موردپرستش قرارمی گرفتند، خرافات
• object of blind adoration; idolized object a fetish is a strong liking or need for a particular object or activity which gives a person sexual pleasure and excitement. a fetish is also an activity that you have an extremely strong and excessive desire to do.
پیشنهاد کاربران
دلبستگی جنسی اندامی ، دوست داشتگی جنسی اندامی
🔸 معادل فارسی: • شیءپرستی ( در انسان شناسی ) • شیءانگاری • ( در روان شناسی و فرهنگ عامه ) تمایل جنسی به اشیاء یا اعضای خاص • وسواس یا علاقه ی افراطی به چیزی 🔸 مثال ها: • “He has a fetish for antique watches. ” ... [مشاهده متن کامل]
او به ساعت های عتیقه وسواس ( علاقه ی افراطی ) دارد. • “In some cultures, fetishism is part of traditional religious practices. ” در برخی فرهنگ ها، شیءپرستی بخشی از آیین های مذهبی سنتی است. • “The movie explored the character's unusual fetishes. ” فیلم به تمایلات جنسی به اشیاء یا اعضای خاص غیرعادی شخصیت پرداخته بود. - معنای روان شناختی و جنسی ( رایج ترین در انگلیسی مدرن ) : به تمایل جنسی شدید به اشیاء خاص ( مثل کفش، چرم ) ، اعضای بدن ( مثل پا ) یا موقعیت های خاص گفته می شود که برای فرد به عنوان محرک جنسی اصلی عمل می کند. در این معنی، بار آن معمولاً خنثی یا تخصصی است، هرچند ممکن است در گفت وگوی غیررسمی با بار منفی به کار رود. - معنای محاوره ای و غیرجنسی ( وسواس/علاقه ی افراطی ) : در مکالمات روزمره، به صورت اغراق آمیز برای بیان علاقه ی شدید و وسواس گونه به یک چیز خاص ( مثل قهوه، کتاب، یا تکنولوژی ) استفاده می شود، بدون بار جنسی
I mean, the guy had a fat fetish منظورم اینه که یارو واقعا چاق دوست داشت Seinfeld season 3 episode 6 time 13:37
بت واره
A sexual interest in an object or a part of the body other than the sexual organs/ a form of sexual desire in which gratification is strongly linked to a particular object or activity or a part of the body other than the sexual organs ... [مشاهده متن کامل]
فتیش یک نوع علاقه جنسی به بعضی اشیاء یا قسمت هایی از بدن انسان، به جز اندام های تناسلی، می باشد. مانند عروسک، کفش، مو، پا، شکم و . . . A rubber/foot fetish He has a fetish for/about high heels Pope Alexander VI’s supposed fetishes
پرورن ( pərvərən ) پر ( پیشوند به آآرِش پراکندگی ) ورن ( شهوت جنسی )
نوعی تمایل جنسی به قسمتهایی از بدن، اشیاء، و یا رفتارهای خاص . . . مثال:فتیش دست، فتیش پا
دیکشنری مثلا driver : دراور : راننده
علاقه وسواس گونه
علاقه ی شدید
هوس، وسواس
Superstion
1 - خوره ( جنسی، وسواسی، علاقه و . . . ) 2 - اشیاء یا موجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده و موردپرستش قرارمی گرفتند!
نوعی تمایل جنسی به قسمتهایی از اعضای بدن، اشیاء، ویا رفتارهای خاص . . . بعنوان مثال فتیش دست، فتیش پا، فتیش کچلی
a form of sexual behaviour in which gratification is linked to an abnormal degree to a particular object, activity, part of the body, etc