prodigality

/ˌprɒdɪˈɡælɪti//ˌprɒdɪˈɡælɪti/

معنی: اسراف، ولخرجی
معانی دیگر: ولخرجی، اسراف

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: prodigalities
• : تعریف: an act or instance, or the quality, of spending wastefully or of giving abundantly.
متضاد: avarice, parsimoniousness
مشابه: waste

جمله های نمونه

1. try to find the medium between prodigality and stinginess
بکوش تا میانگیر (حدفاصل) ولخرجی و خست را بیابی.

2. They criticized the prodigality of the administration.
[ترجمه عبدالمطلب قاسمی] از ولخرجی دولت انتقاد کردند.
|
[ترجمه ترگمان]آن ها the دولت را مورد انتقاد قرار دادند
[ترجمه گوگل]آنها از محرومیت دولت انتقاد کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. By C's prodigality, that which would have been consumed with a return, is consumed without return.
[ترجمه ترگمان]با prodigality C، که با بازگشت مصرف می شد، بدون بازگشت مصرف می شود
[ترجمه گوگل]با سادگیت C، آنچه که با بازده مصرف می شود بدون بازگشت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Capitals are increased by parsimony, and diminished by prodigality and misconduct.
[ترجمه عبدالمطلب قاسمی] سرمایه با صرفه جویی افزایش می یابد و با ولخرجی و سوء مدیریت کاهش می یابد.
|
[ترجمه ترگمان]پایتخت ها براثر خست و سو رفتار، از بین می رود
[ترجمه گوگل]پایتخت ها توسط پارسیوم افزایش می یابند، و از نظر فطری و سوء رفتار کاهش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The prodigality of the sea, ie in providing fish.
[ترجمه ترگمان]The دریا برای تامین خوراک ماهی
[ترجمه گوگل]زرق و برق دریا، یعنی ارائه ماهی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Laughter is easier minute by minute, spilled with prodigality, tipped out at a cheerful word.
[ترجمه ترگمان]دقیقه به دقیقه خنده آسان تر است، از prodigality پر می شود و یک کلمه شاد به زبان می آورد
[ترجمه گوگل]خنده از لحظه ای راحت تر است و با یک زرق و برق دار، با یک کلمه پرشور از بین می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. So that we may say that Paris's great prodigality, its wonderful festival, its Beaujon folly, its orgy, its stream of gold from full hands, its pomp, its luxury, its magnificence, is its sewer system.
[ترجمه ترگمان]به این ترتیب می توانیم بگوییم که prodigality بزرگ پاریس، فستیوال wonderful، folly Beaujon، orgy از دست پر از طلا، تجمل آن، تجمل و تجمل آن، یک منظومه شمسی است
[ترجمه گوگل]به طوری که ما می توانیم بگوئیم که فریبندگی بزرگی در پاریس، جشنواره شگفت انگیز آن، بی حجاب بی نظم، حیله آن، جریان طلای خود از دست کامل، پمپ آن، لوکس، شکوه و جلال، سیستم فاضلاب آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Somehow this early fascination with life's prodigality, with wet, slimy or creepy-crawly things, becomes systematised and methodical.
[ترجمه ترگمان]به هر حال این جذابیت اولیه با prodigality زندگی، با چیزهای مرطوب و لزج و لزج زندگی، تبدیل به systematised و منظم می شود
[ترجمه گوگل]به هر حال این شیفتگی اولیه با دقت در زندگی، با چیزهای مرطوب، لکه دار یا خزنده، خردمندانه و سیستماتیک می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Idleness is the greatest prodigality.
[ترجمه ترگمان]Idleness، the prodigality است
[ترجمه گوگل]Idleness بزرگترین فحشا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. If time be of all things the most precious, wasting of time must be the greatest prodigality.
[ترجمه ترگمان]اگر زمان همه چیزهای گران بها باشد، اتلاف وقت باید the prodigality باشد
[ترجمه گوگل]اگر زمان از همه چیز ارزشمندتر باشد، هدر رفتن وقت باید بزرگترین فحشا باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. If time being of all things the most precious, wasting time must be the greatest prodigality.
[ترجمه ترگمان]اگر زمان همه چیزهای گران بها باشد، وقت تلف کردن بهترین prodigality است
[ترجمه گوگل]اگر زمان از همه چیز با ارزش ترین، زمان هدر رفتن باید بزرگترین فحشا باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The sleeping fox catches no poulty, Idleness is the greatest prodigality.
[ترجمه ترگمان]روباه که خفته باشد هیچ poulty ندارد، Idleness بزرگ ترین prodigality است
[ترجمه گوگل]فاکس خوابیدن هیچ مشکلی ندارد، Idleness بزرگترین فحشا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

اسراف (اسم)
profusion, squander, dissipation, prodigality, improvidence

ولخرجی (اسم)
profligacy, squander, prodigality, lavishness

به انگلیسی

• wastefulness, quality of being over-extravagant in spending money; generosity, giving lavishly; plenitude, abundance

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما