فهرست پیشنهادهای ١٤٠١/٠٥/٢٢ ( ٢٩٩ )
repercussion
keep your ears to the ground
meet up
push the boundaries
trust
beats me
KID
kidding
as cool as a cucumber
seed
doomscrolling
saga
organized
base salary plus bonus
recreational use
major in
sociable
pretend
useful
لس انجلس
resource depletion
legal status
come down with something
biodiversity
انوکسمی
sleepiness
foster home
foster child
هوی
blood is thicker than water
دیر دیر
wonder
showers
unaids
string
pwid
nida
nato
gdp
concentrated
fao
modern
مدرن
هم رایی
هم رای بودن
هم رای
یک نظر
هم عقیده
رنگ باختن
incb
حرف مردم مهم نیست
مهم نیست مردم چی میگن
در اولویت قرار دادن
اولویت قرار دادن
ارجح دانستن
خودتو به موش مردگی نزن
خودتو به اون راه نزن
who
نان اور
breadwinner
نان اور خانواده
نان اور خانه
سرپرست خانوار
سرپرست خانواده
shell shocked
householder
کار منزل
housework
خود را به نادانی زدن
خود را به ان راه زدن
nps
let her rip
خود را به کوچه ی علی چپ زدن
خود را به کوچه علی چپ زدن
loaned
کمی بعد
اندکی بعد
soon afterwards
soon afterward
soon after
فرار کردن
express checkout
رفع عطش کردن
رفع تشنگی
past
feed in tariff
بی سبب
بی دلیل
بی جهت
سرسری و به ظاهر انجام دادن امری
سرسری انجام دادن امری
سرسری انجام دادن
impose
افتاب
گورخر
راه یافتن
انتقال یافتن
اثر کردن
at the same time
targeted
down from
بیع فاسد
محاصره شدن
هیجان
برگشتن
دیابت بی مزه
blepharorrhaphy
blepharodynia
promptly
فورا
right away
کور
نابینا
جبران گردیدن
جبران شدن
لاف عشق زدن
قد علم کردن
quote unquote
قبول کردن
پذیرفتن
exposure
نیم نگاه
موافق بودن
حتی الامکان
تا حد ممکن
as much as possible
as far as possible
flabbergasted
بستن
طول کشیدن
ادامه یافتن
try out
intimidate
curvilinear
فرمالیسم
boiling the ocean
dive
معروف
مشهور
looped
خوشبخت
خوش اقبال
بلند
مرتفع
باعرضه
blasphemous
لایق
باکفایت
مصاعب
دشواری ها
بلایای روزگار
سختی های زمانه
ثبات رای
longitudinal study
late start
peruse
partner
محاصره کردن
short notice
معبد
عبادتگاه
یک به یک
عمامه
appease
menopause
think again
عملی کردن
انجام دادن
اجرا کردن
نقشه کشیدن
programmed
capture
کبود کردن
داغ نهادن
واژن
pussy
کس زن
کس
فرج
الت تناسلی ماده
الت تناسلی زن
مصیبت زده شدن
مصیبت دیدن
کبود
عزادار شدن
کبود رنگ
مذاکره کردن
gasp
منبسط
جنگ کردن
خوار کردن
amusement
خوار گشتن
خوار گردیدن
خوار شدن
swallow one's pride
compliance
bite the bullet
نرم رفتن
خوار شمردن
سوارکار
پست
چابک سوار
خرد اندام
کوچک جثه
خرد جثه
extravagent
سبک مغز
fool
کم شدن
کاهش بیماری
سبک عقل
تخفیف بیماری
اسباب زندگی
اسباب زندگانی
squeamish
کاهش
نیستی
بی حد و حصر
بی حد
بی اندازه
بی نهایت
بسیار
به پایان رسیدن
بپایان رسیدن
از اغاز تا پایان
از اغاز تا انتها
از اول تا اخر
مطلع گردیدن
مطلع شدن
خبر یافتن
اطلاع پیدا کردن
سکس کردن
اطلاع یافتن
نزدیکی کردن
جماع کردن
threatening
اطراف
نزدیکان و خویشاوندان
حوالی
به حوالی
نزدیکان
اطرافیان
دور و بر
در پیرامون
پیرامون
در اطراف
the onset of something
منظم
مرتب
well ordered
به گونه ای که
به صورتی که
انچنان که
so that
به نحوی که
به طوری که
بطوریکه
برپا کردن
موجب شدن
علت شدن
سبب شدن
باعث شدن
not simply
partition
کارها
شغل ها
مسترد داشتن
رد کردن
دوباره پس دادن
بازپس دادن
come now
prosumers
farcical
loose knot
outdraw
دمار
smooth ruffled feathers
تحت الشعاع
تحت الشعاع بودن
تحت الشعاع قرار دادن
upset with
honor doctor
meal card
sleep up
first thought
fix
bite the bullet
simplify
gotarzes
quality time
dolly
underdeveloped
seize an opportunity
bite the bullet
why don't we all chip in
that's absurd
don't stand on ceremony
do the trick