پرسش خود را بپرسید

معنی آئین و رواق در این شعر چیست؟

تاریخ
١ ماه پیش
بازدید
٨٦

معنی آئین و رواق در این شعر چیست؟
دلبر پیمان شکن گر باز بندد عهد دیرین 
قالب فرسوده را باز آید از نو جان شیرین 
بسته زنار زلفت کج کلاهان گر چه خسرو 
خستۀ جادوی چشمت شوخ چشمان گر چه شیرین 
ماه رویان گر بزیورها بیارایند خود را 
نقش مطبوع ترا حاجت نه بر زیور نه آئین 
كاروان مشك را برخوان که بگشایند نافه 
یا صبا را گو بیفشاند دگر آن زلف مشکین 
من به قربانت خرامان شو سوی مستوره يکدم 
در درون سینه جا کن بر رواق دیده بنشین 
بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی 

٢٠٥,٧٦٥
طلایی
٢٢٤
نقره‌ای
٢,٢٨٦
برنزی
٧,٣٢٤
عکس پرسش

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود منظور از رواق دیده مردمک چشم است   که حالت آیینه گون دارد  و   جایگاه هر رخساره ایست که در اون می بینیم

٤٣,٨٦٧
طلایی
٢٤
نقره‌ای
٦٠٨
برنزی
٤١٣
تاریخ
١ ماه پیش

درود بر شما🌹

درود🌹
اگر شما معنای رساترین برای آئین دارید بفرمایید تا ما هم استفاده ببریم.

نبی چون آفتاب آمد ولی ماه 
مقابل گردد اندر لی مع الله
جهانی كه شيخ محمود شبستری در گلشن راز، طرح آن را ترسيم ميكند، از خلقت جماد و نبات آغاز ميشود و پايان قوس نزولش با آفرينش آدم، عليه السلام، اعلام ميگردد. آدم، عليه السلام، نقطه آغازين قوس صعود است، از آن پس تا اوج قوس صعود كه تولدحضرت خاتم الانبيا، صلی الله عليه وآله، است ادامه مييابد. پس ازظهور پيامبر گرامی اسلام، نيمه دوم قوس صعود آغاز ميگردد و حلقه پايانی اين قوس حضور حضرت مهدی، عليه السلام، است. اين صورت عالم است. اما در واقع، ولايت دايره ای است كه تمامی اين دو را دربرميگيرد و سايه بر همه آفرينش گسترانده است. 

٢٠٥,٧٦٥
طلایی
٢٢٤
نقره‌ای
٢,٢٨٦
برنزی
٧,٣٢٤
تاریخ
٣ روز پیش

لالایی و باورهای قومی و مذهبی
فرهنگ عامه و از جمله لالایی ها، آینه شفّافی است که باورهای قومی و مذهبی، سنّتها و خرافات در آن بازتابی گسترده دارد. در لالایی‌های فارسی، اعتقادات قلبیِ مادر و آنچه برای کودکش می‌پسندد خالصانه، ساده و بی پیرایه بازگو میشود. 
لالا لالا گُلِ غوزه 
نگینِ سبزِ فیروزه 
بیا که واکنیم روزه 
که فردا عیدِ نوروزه 
.
لالا لالا به مشهدشی 
به پای تختِ حضرت شی 
اگر حضرت بفرمایه 
تو جارو کشِ مرقدشی 

٢٠٥,٧٦٥
طلایی
٢٢٤
نقره‌ای
٢,٢٨٦
برنزی
٧,٣٢٤
تاریخ
٣ روز پیش

آیین در لغت..آداب رسوم روش...

بر رواق  دیده...میگه قدمت بر روی چشم 

٥٣,٦٩٩
طلایی
٥٤
نقره‌ای
١٣٩
برنزی
٦٣٤
تاریخ
١ ماه پیش

تلطیف معانی شالوده لطافت کلام است. یعنی، شعر لطافت خود را از لطف معانی کسب میکند. پس به منظور آفرینش یک شعر متعالی و لطیف ، باید از توضیح واضحات، اطناب کلام و حشو قبیح اجتناب کرد تا کلام از گزند هر گونه کلمات مخل و زائد در امان بماند. شعر بدون حشو صافی تر و فصیح تر است. مصاریع می بایست از حیث بافت و ترصیع واژگان و تراش کلمات در اوج زیبایی قرار گیرد. چرا که اعتلای معنوی، لطافت و ظرافت اندیشه و زیبایی های مفاهیم مرهون میناگری در تلفیق واژگان است و کلامی که از دل پر احساس برخیزد و هدفمند باشد؛ در دل و جان مخاطب نفوذ میکند. پس از این روی؛ گزینش واژه ها می بایست هدفدار باشد تا جملات پر معنا و هدفمندی را تشکیل دهد.
برای نمونه: آن آهنگ به دل می نشیند که دارای ریتم هماهنگ و در انتقال حس پیشاهنگ باشد. به گونه ای که شنونده بپندارد خود در حال نواختن است. حال اگر پیانیست، بی هدف انگشت خود را به روی کلیدهای پیانو بفشارد و ناهنجار بنوازد، هنرمند به شمار میرود؟ در صورت ایجاد چنین پدیده ای میتوان آن ریتم ناهماهنگ را هنر نامید؟ صدایی که هیچ از آن بر نمیخیزد و احساسی را در دل بر نمی انگیزد. موسیقی دانان هنرمند خوب میدانند که ریتم ناهماهنگ، آهنگ محسوب نمیشود!

٢٠٥,٧٦٥
طلایی
٢٢٤
نقره‌ای
٢,٢٨٦
برنزی
٧,٣٢٤
تاریخ
١ ماه پیش

بانو شاعره مهستی 
در تذکره‌ها این نام را که مرکب از (مه) که مخفف ماه و (ستی) که به معنی زن است توجیه و تعریف کرده اند، به معنی ماه بانو. تذکره‌ها و تواريخ عموماً او را معاصر سلطان سنجر سلجوقی نوشته اند و مهستی اهل گنجه و جزء ایالت آذربایجان و حکومت آنجا با سلطان محمود برادر زاده سلطان سنجر بوده که در ابتداء کار مهستی در دستگاه او آمد و رفت داشته و سپس به دربار سلطان سنجر راه پیدا کرده و تقویت یافته است. از خانواده ی متعین و محترم و از جمله شاعرانی است که قدرت طبع و استعداد شاعرانه و وسعت اطلاعات ادبی وی را در ردیف استادان شعر و ادب و هنر مندان نامی قرن ششم هجری قرار داده تا آنجا که شمس قیس رازی در کتاب المعجم فی معايير اشعار العجم برای نشان دادن صنعت مطابقه، به شعر وى استشهاد کرده است، و همین طبع بلند و استعداد سرشار او را به دربار ادب پرور و شعر دوست سلطان سنجر سلجوقی که خود بصیرت و ذوق شناختن و گفتن شعر را داشته کشانیده و در عرض شاعران نامی مانند ادیب صابر، رشيد وطواط، عبدالواسع جبلی، انورى، فريد كاتب، ملك عماد زوزنی، و سید حسن غزنوی قرار داده و همیشه ندیم و همنشین شاه بوده و یکی از ارکان ادبی دربار با عظمت سلطان سنجر به شمار میرفته. در کتابهای تاریخ و تذکره از جمله تذکره دولتشاه نوشته اند روزی که مهستی بر حسب مقامی که داشته همدوش استادان شعر و ادب در مجلس سلطان سنجر نشسته بود، برای انجام کاری از مجلس بیرون رفته، دید برف زیادی باریده و بر زمین نشسته و هنگامی که به مجلس بازگشت سلطان وضع هوا را جویا شد، مهستی بی تأمل این رباعی را ساخته و در جواب پرسش شاه خواند: 
شاها فلكت اسب سعادت زین کرد 
وز جمله خسروان ترا تحسین کرد 
تا در حرکت سمند زرین نعلت 
بر گل ننهد پای زمین سیمین کرد 
مهستی طبعش در گفتن انواع شعر پخته و توانا بوده خصوصا رباعی. دانشمند محترم تربیت در کتاب دانشمندان آذربایجان نام این زن را در شمار دانشمندان دیگر آذربایجان نقل کرده و نوشته است مهستی زن پور خطیب گنجوی بوده و هر دو از سخنوران بوده اند و معاصر سلطان محمود و اغلب رباعی برای اصناف بازار گنجه میگفته. مهستی در اوان جوانی طرف علاقه امیر احمد پسر خطیب گنجه قرار گرفته و او را خواستگاری کرده است و مهستی از قبول همسری سرباز زده و رباعی ذیل را بهمین مناسبت گفته و برای امیر احمد فرستاده: 
تن با تو به خواری ای صنم در ندهم 
با آنکه ز تو به است هم در ندهم 
يك تاى سر زلف به خم در ندهم 
بر آب بخسبم خوش و نم در ندهم 
امیر احمد پس از آنکه با حیله به وصال مهستی نائل شد این رباعی را در پاسخ رباعی وی گفت: 
تن زود به خواری ای جلب بنهادی 
وز گفته خويش نيك باز استادی 
گفتی خسبم در آب و نم در ندهم 
بر خاك بخفتی و نم اندر دادی 
چنانکه تذکره دولتشاه سمرقندی مینویسد جوهری زرگر که از شاعران نامی و از اقران اثیر الدین اخسیکتی بوده و سلطان سليمان بن محمد ملکشاه ممدوح او است، داستان عشق امیر احمد را به مهستی به رشته نظم در آورده و نقل میکند که مشهور است حکیم نظامی هم این داستان را منظوم کرده است،
سبک شعر مهستی اینگونه است: 
افسوس که در طرف گلت خار گرفت 
زاغ آمد و لاله را به منقار گرفت 
سیماب زنخدان تو آورد مداد 
شنجرف لب لعل تو زنگار گرفت 
شبها که به ناز با تو خفتم همه رفت 
دُرّ ها که بنوک مژه سفتم همه رفت 
آرام دل و مونس جانم بودی 
رفتی و هر آنچه با تو گفتم همه رفت 
من عهد تو سخت سست میدانستم 
بشکستن آن درست میدانستم 
هر دشمنی ای دوست که با من کردی 
آخر کردی نخست میدانستم 

٢٠٥,٧٦٥
طلایی
٢٢٤
نقره‌ای
٢,٢٨٦
برنزی
٧,٣٢٤
تاریخ
١ ماه پیش

آئین  معنی  آرایش و زیور بستن  می‌دهد  و رواق دیده یعنی ایوان چشم که همان پلک چشم باشد

٩٤,٦١٨
طلایی
٧٣
نقره‌ای
٦٦٧
برنزی
١,٣٧٦
تاریخ
١ ماه پیش

درود بر محمد جان عزیزم🌹
آئین از نظر لغوی به معنی روش و مسلک و رسم است، ولی اینجا شاعر کلمه آئینه را برای حفظ وزن شعر مخفف و بصورت آئین آورده، سپاسمند🙏

درود مهربان علیرضا آیین چندین معنی دارد و در اینجا مترادف زیور است و برداشت شما درست نمی نماید. با سپاس

-
١ ماه پیش

علیرضای مهربان گلها تقدیم دوست ندیده ام باد . دد شعر نقش مطبوع توراحاجت نه برزیور نه آئین فکرکردم آئین شاید معنای دیگری بدهد و ندانستم که مخفف شده

-
١ ماه پیش

درود، من خیلی به شما ارادت دارم محمد گلم، فدایی داری داداش، یکی از ضعف های مستوره در شعر همین است که واژه ها را میشکند بدون اینکه دقت کند مخاطب در واژه شناسی گمراه میشود، البته ناسخین هم بی تقصیر نیستند، فقط پروین اعتصامی هست که مقتدر شعر گفته. 🌹

درود، من خیلی به شما ارادت دارم محمد گلم، فدایی داری داداش، یکی از ضعف های مستوره در شعر همین است که واژه ها را میشکند بدون اینکه دقت کند مخاطب در واژه شناسی گمراه میشود، البته ناسخین هم بی تقصیر نیستند، فقط پروین اعتصامی هست که مقتدر شعر گفته. 🌹

بله قطعاً من هم اشتباه میکنم،

پاسخ شما