پرسش خود را بپرسید

کدام یک از گزینه های زیر یک جمله ی اسنادی می باشد؟

تاریخ
٢ ماه پیش
بازدید
٥٧

کدام یک از گزینه های زیر یک جمله ی اسنادی می باشد؟
الف) از مردم روزگار درس های مفید می آموزم
ب) انسان از عدالت بسیار سخن گفته است
ج) شهادت برترین معراج عشق است

٢٠٨,٢٤١
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٦
برنزی
٧,٣٥٧
عکس پرسش

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

گمان میکنم گزینه ج 

افعال‌اسنادی شامل:است،بود،شد،گشت،گردید و... (درصورتی که در معنای انجام کاری نباشند)

فعل اسنادی اگر به همراه افعال دیگر به عنوان فعل کمکی بیاید و به صرف آن کمک کند اسنادی به حساب نمی آید؛ رفته است، آمده بود، شنیده است و... فعل قسمت دوم، فعل کمکی است.

٨٤٨
طلایی
٠
نقره‌ای
٣
برنزی
٩
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر شما، آفرین 🙏🌹

ظهیر فاریابی (۵۵۰ تا ۵۹۸ ق) از جملۀ قصیده سرایان ایرانی ادب فارسی در سدۀ ششم است. ظهیر از شاعران استاد و سخن سرایان بلیغ پایان سدهٔ ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کرده است. سخن او روان و پر از معانی دقیق و در عین حال فصیح و دارای معانی و الفاظ صریح است. توانایی ظهیر در مدح بسیار است و در این مورد آفریننده معانی گوناگون و قادر بر مبالغه‌های شگفت انگیز و ایراد مضامین بدیع است. 
ظهیر از جمله شاعرانی است که در حرکت تغییر سبک خراسانی به سبک عراقی در دیوانش محسوس است. غزل‌های ظهیر روان و حتی قوی تر از غزلیات انوری است؛ زیرا غزلیات ظهیر در عین اینکه از نظر روانی مانند اشعار انوری است ولی میتوان گفت غزل هایش قوی تر و از غنای بالاتری برخوردار است. زبان صاف 
و روان و هموارش در غزل که زبانی واسطه بین سبک خراسانی و سبک عراقی است راه را برای ظهور سعدی هموار ساخت. در واقع ظهیر فاریابی با قصاید و غزلیات شیوا و روان خود یکی از مؤثرترین شاعران حد واسط این دو سبک در تحول سبک عراقی به شمار می‌آید. نمونه ای از غزل ظهیر فاریابی: 
ای همایون نظر، از من نظری باز مگیر 
طوطیم در قفس از من شکری باز مگیر 
سگ قصاب توام خورده ز جانم جگری 
چون جگر میخورم از من جگری باز مگیر 
شب امید مرا، روز دلفروز تویی 
بنما روز و نسیم سحری باز مگیر 
پا اگر بازگرفتن ز تو من آن دگر است 
تو ز من پا به امید دگری باز مگیر 
ای به تو زنده من و زنده به تو جان ظهیر 
تو ز بیمارگران گلشکری باز مگیر/ ظهیرفاریابی، غزلیات. 

٢٠٨,٢٤١
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٦
برنزی
٧,٣٥٧
تاریخ
٤ روز پیش

به زر دیدم که با او بر نیایم
چو زرش نیز بر سنگ آزمایم
گشاد آن گه زبان چون تیغ پولاد
فکند الماس را بر سنگ بنیاد
که ما را هست کوهی بر گذرگاه
که مشکل میتوان کردن بدو راه
میان کوه راهی کند باید
چنانک آمد شد ما را بشاید
بدین تدبیر کس را دست‌رس نیست
که کار تو است و کار هیچکس نیست
به حق حرمت شیرین دل‌بند
کز این بهتر ندانم، خورد سوگند
که با من سر بدین حاجت درآری
چو حاجت‌مند‌م این حاجت برآری/ نظامی

٢٠٨,٢٤١
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٦
برنزی
٧,٣٥٧
تاریخ
٥ روز پیش

من ز دل تنگ و دل ز من تنگ است 
صحبت ما چو شیشه و سنگ است 
مخفيا کی رسم بمنزل دوست 
راه تاريك و مركبم لنگ است 
چهارپاره از بانو شاعره مخفی/ زیب النساء بیگم

٢٠٨,٢٤١
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٦
برنزی
٧,٣٥٧
تاریخ
١ ماه پیش

ای پری پیکر چه زیبا دلبری 
کز نگاهی دل بیغما میبری 
خیل نازت شد به شهرستان دل 
ملك ويران چون کند با لشگری؟ 
بانو شاعره عفت نسابه/ سکینه بیگم 

٢٠٨,٢٤١
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٦
برنزی
٧,٣٥٧
تاریخ
٢ ماه پیش

این ملمع که پیش از رابعه قزداری بلخی، شاعر فارسی زبان دیگری باین اسلوب شعر نگفته از ابتکارهای اوست که از جلد دوم لباب الالباب استخراج شد: 
شاقنی ناريح من الاطياری
هاج سقمی و هاج لی تذکاری 
دوش بر شاخک درخت یکی مرغ 
نوحه میکرد و میگریست به زاری 
قلت للطير لم تنوح و تبكى 
فی دجى الليل و النجوم دراری 
من جدایم ز یاد از آن نالم 
تو چه نالی که با مساعد یاری 
من نگویم چو خون دیده ببارم 
تو چه گوئی چو خون دیده نباری 
چنانکه یاد آور شدیم رابعه قزداری بلخی بی شک یکی از پی ریزان مبتکرِ با ذوق و سلیقه نظم فارسی بوده و این ملمع که ساخته و پرداخته طبع ظریف اوست زیاده برسه قرن بعد، تحویل بوته طبع بی نظیر و توانای شیخ اجل سعدی شده، و زیر ذره بین اندیشه دقیق این صاحب سلیقه و ذوق ترصيع وكامل عيار به شکل زیباتری جلوه گر شده است، بنابراین نباید حق ابتکار این زن را در بوجود آوردن این ترکیب نظم تاریخ ادبی ایران فراموش کرد. 

٢٠٨,٢٤١
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٦
برنزی
٧,٣٥٧
تاریخ
٢ ماه پیش

بانو شاعره دختر/ بنت/ نهانی
نويسنده تذكرة الخواتین مینویسد بانوئی با تخلص دختر شعر میگفته و این مطلع معروف را از او نقل میکند: 
مگر رسوای عشق از مردم عالم غمی دارد 
که عاشق گشتن و رسوا شدن هم عالمی دارد 
امیر علی شیر نوائی در تذکره مجالس النفايس مینویسد دختر این رباعی را گفته است، در تقسیم بندی که در مجالس النفایس از شعراء شده است گوینده این رباعی در ردیف شاعران پیش از ۸۰۰ هجری قلمداد شده و این رباعی معروف از دختر/ نهانی است: 
در مکتب عشق جز نکو را نکشند 
لاغر صفتان تند خو را نکشند 
گر عاشق صادقی از کشتن مگریز 
مردار بود هر آنکه او را نکشند 
این مطلع را جواهر العجایب بنام نهانی ضبط کرده و نهانی و دختر و بنت یکی هستند و در کتاب بهترین اشعار پژمان این رباعی را بنام بنت که همین دختر است ضبط شده و همچنین این رباعی: 
روزی که طرب با لب و خال تو کنم 
جان زنده بفرخنده وصال تو کنم 
این جرم که زنده مانده‌ام بی رخ تو 
بر گردن امید وصال تو کنم

٢٠٨,٢٤١
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٦
برنزی
٧,٣٥٧
تاریخ
٢ ماه پیش

پاسخ شما