از کدام علایم نگارشی استفاده میشود؟
در ذکر عنوان مقاله، رساله، شعر، روزنامه، و آثار هنری و بخش های مختلف یک کتاب یا نوشته معمولا از کدام علایم نگارشی استفاده میشود؟
الف) گیومه
ب) خط فاصله
ج) ستاره
د) قلاب
٧ پاسخ
سلام ، من بخیر قلاب بقیه علائم رو دیدم که استفاده شده ، بیشتر از همه گیومه
نظامی گنجوی (۵۳۵ تا ۶۱۲ ق) شاعر و داستان سرای ایرانی پارسی گوی در سده ششم هجری (دوازدهم میلادی)، که بعنوان صاحب سبک و پیشوای داستان سرایی در ادبیات پارسی شناخته شده است. نظامی از دانشهای رایج روزگار خویش (علوم ادبی، نجوم، فلسفه، علوم اسلامی، فقه، کلام و زبان عرب) آگاهی گسترده ای داشته و این ویژگی در شعر او به روشنی دانسته میشود. نظامی از شاعرانی است که باید او را در شمار ارکان شعر پارسی و از استادان مسلم این زبان دانست. وی از آن سخنگویانی است که مانند فردوسی و سعدی توانست به ایجاد و تکمیل سبک و روشی خاص دست یابد. از لحاظ سبک به خاقانی نزدیک است. اما تبحر او در مثنوی سرایی در ادب پارسی بی نظیر است. اگر چه داستان سرایی در زبان فارسی بوسیلۀ نظامی شروع نشده، لیکن او شعر تمثیلی را در قرن ششم به حد اعلای تکامل رسانده است و با زبان شعر، زیباترین داستانها را به نظم درآورده است.
ساختار روایی برخی داستانها یا بخشها ممکن است به دلیل تعدد شخصیتها، داستانهای فرعی، و جابجاییهای زمانی، دنبال کردنشان سخت باشد. و همچنین فردوسی گاهی با اشارات کنایهآمیز و استعاری، از بیان مستقیم پرهیز کرده و از استعاره و کنایه بهره برده است.
چو از روزنه ساعت اندر گذشت
خور از گنبد چرخ گردان بگشت
جهاندار خسرو بنزد سپاه
بیامد بدان دشت آوردگاه
پذیره شدندش سراسر سران
همه نامداران و جنگاوران
برو خواندند آفرین بخردان
که ای شهریار و سر موبدان
چنان هم همی بود بر اسب شاه
بدان تا ببینند رویش سپاه/ شاهنامه فردوسی.
سروده ای زیبا از پروین اعتصامی:
در دست بانویی به نخی گفت سوزنی
کی هرزه گرد، بی سر و بی پا، چه میکنی؟
ما میرویم تا که بدوزیم پاره ای
هر جا که میرسیم تو با ما چه میکنی؟
خندید نخ که ما همه جا با تو هم رهیم
بنگر بروز تجربه تنها چه میکنی
هر پارگی به همت من میشود درست
پنهان چنین حکایت پیدا چه میکنی
در راه خویشتن اثر پای ما ببین
ما را ز خط خویش مجزا چه میکنی
تو پای بند ظاهر کار خودی و بس
پرسندت ار ز مقصد و معنی چه میکنی
گر يك شبی ز چشم تو خود را نهان کنم
چون روز روشنست که فردا چه میکنی
جائی که هست سوزن و آماده نیست نخ
با این گزاف ولاف در آنجا چه میکنی؟
پندار من ضعیفم و ناچیز و ناتوان
بی اتحاد من، تو توانا، چه میکنی؟
معمولا گیومه..خط فاصله وستاره هم گاهأدیده میشود..اما قلاب ندیدم
پروین اعتصامی در مقام دادن پند و اندرز بمردمانیکه پیرو عقل و اندیشه نیستند و جهل و نادانی و هوا و هوس، هر دم آنها را بسوئی میکشاند و توقع نتیجه درست از مقدمه نادرست دارند میگوید:
سرو عقل گر خدمت جان کنند
بسی کار دشوار کاسان کنند
بکاهند گردیده و دل ز آز
بسا نرخها را که ارزان کنند
بداروغه و شحنۀ جان بگوی
که دزد هوا را بزندان کنند
به تن پرور و کامل ار بگروی
ترا نیز چون خود تن آسان کنند
هزار آزمایش بود پیش از آن
که بیرونت از این دبستان کنند
گرت فضل بوده است رتبت دهند
ورت جرم بوده است تاوان کنند
گرت گله گرگ است و گر گوسفند
ترا بر همان گله چوپان کنند
چو آتش برافروزی از بهر خلق
همان آتشت را بدامان کنند
به معمار عقل و خرد تیشه ده
که تا خانۀ جهل ویران کنند
برانند خود بینی و جهل وعجب
که عیب ترا از تو پنهان کنند
بزرگان نلغزند در هیچ راه
کز آغاز تدبیر پایان کنند
بانو شاعره پنجه: تذکره حسینی این زن را که باین نام یاد کرده دختر ملاعلی مشهدی و همسر میر مرتضی ارتیمانی معرفی کرده است:
صراحی کز غمی داری زبخت سرنگون خود
قدح را همدم خود ساز خالی کن درون خود
درود بر شما
آفرین🌹