پرسش خود را بپرسید

کدام عبارت نیاز به ویرایش دارد؟

تاریخ
٣ ماه پیش
بازدید
٤٧

کدام عبارت نیاز به ویرایش دارد؟
الف) ممکن  است بسیاری از واژه های گزیده شده نامانوس باشد
ب)  آنچه آینده ی زبان فارسی را تهدید می کند از درون است نه از بیرون
ج)  در غرب داستان های کوتاهی که قهرمانان آنها جانوران هستند را فابل می گویند
د) معمولا داستان ها را با این عبارت برای کودکان آغاز می کنند ( یکی بود یکی نبود )

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
عکس پرسش

٨ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

عجب راز و نیازی داری ای عشق 
عجب سوز و گدازی داری ای عشق 
بود روزت سیه چون موی معشوق 
چه شبهای درازی داری ای عشق 
از بانو شاعره فرخنده ساوجی (ساوه ای)

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
٢ ماه پیش

بانو شاعره ماه تابان، قمر السلطنه، دختر فتحعلیشاه همسر میرزا حسینخان سپهسالار که دانش و فضل و طبع شعر داشته نیز از خاندان زندیه است، یعنی مادرش بانو نوش‌آفرین دختر بدرخان برادرزاده علیمردان‌خان زند میباشد. 

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
٢ ماه پیش

نظم و نثر و شعر
شعر كلامی موزون و پر محتوا و زیبا است که میبایست همواره دارای پيامی مثبت باشد كه اگر مثبت نباشد ؛ ديگر زيبا نيست. شعر، هنر است، و هنر يعنی زيبايی/ سیاوش کسرایی 

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
٢ ماه پیش

بانو شاعره جمیله/ جمالی: تذکره مرآت الخيال مینویسد این زن زیبا روی و خوش اندام بوده و بیش از این در باره اش چیزی ننوشته و مطلع ذیل را از او ذکر کرده: 
شبی در منزل ما میهمان خواهی شدن یا نه؟ 
انیس خاطر این ناتوان خواهی شدن یا نه؟ 
تقی الدین اوحدی بلیانی مولف تذکره عرفات که تا تاریخ ۱۰۲۵ احوال و آثار شعراء را ضبط کرده مینویسد: بانو جمالی زنی است بغایت خوش طبع وخوش فهم مولد ومنشاء وى صفاهان در اوان جوانی بروش متعه مدتها در سرای خواجه حبیب ترکه بود و اکثر ظرفا اشعار خواجه حبیب اله مذکور را نسبت بوی میکردند و وی بعد از وفات خواجه مزبور مدتها در صفاهان بود، نوبتی به هند آمده مراجعت نمود والحق بغایت حرافه. فهیمه ظریفه است و بالفعل در اصفهان موجود. گویند با خواجه اسمعيل بن خواجه ميرک‌خان میباشد و بنده او را دیده و صحبت داشته ام. همچو تخلص و نام خود هم جمیله و هم فصیحه است و او راست. و این آثار را از او ضبط کرده: 
دیگر نه زغم نه از جنون خواهم خفت 
نه زین دل غلطیده بخون خواهم خفت 
زینگونه که بسته نرگست خواب مرا 
در گور بحیرتم که چون خواهم خفت 
و مینویسد این رباعی هم از اوست که باسم خواجه حبیب گفته: 
قتل چومنی بخشم و کین می‌ارزد 
خونم بشکست آستین می‌ارزد 
در عذر دلم خیالت ار با ما هست 
آزردن دوستان باین می‌ارزد 
رندان بساط عشق دُرد آشامند 
فارغ زمى لعل و رخ گل فامند 
بی منت بال طایر فردوسند 
بی زحمت صیاد اسیر دامند 
روزی که بخوان وصل مهمان گشتم 
شرمنده انتظار احسان گشتم 
زان چشمه حیوان چو کشیدم آبی 
از زندگی خویش پشیمان گشتم 
این مطلع غزل را نیز از او ضبط کرده که تذکرة الخواتين هم ضمن تعريف مختصر جمیله از او نوشته است: 
جز خار غم نرست ز گلزار بخت ما 
آنهم خلید در جگر لخت لخت ما

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
٢ ماه پیش

مایه ی اصلی اشعارم رنج من است. به عقیده ی من، گوینده ی واقعی باید آن مایه را داشته باشد. من برای رنج خود شعر میگویم. فرم و کلمات و وزن و قافیه در همه وقت برای من ابزارهایی بوده اند که مجبور به عوض کردن آنها بوده ام تا با رنج من و دیگران بهتر سازگار باشد/ نیما یوشیج 

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
٢ ماه پیش

بانو هاشمیه: دختر مرحوم حاج سید محمد علی اصفهانی و خواهر مرحوم حاج امین التجار اصفهانی از زنان دانشمند بافضلی است که در فقه و اصول بدرجه اجتهاد رسیده و با کسب اجازه اجتهاد بمقام استادی نائل شده. کتب علمی متعددی تألیف کرده که از آن جمله اربعینی در جمع اخبار برشته تحریر آورده که اهل فن با ملاحظه این کتاب باستادی این زن عالمه اقرار و اعتراف دارند/ از رابعه تا پروین

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
٣ ماه پیش

متنی زیبا از نگارش فارسی قدیم، مربوط به حاکمیت قانون و حضور و اقتدار ساختارهای مدنی در زمان غزنویان: علی نوشتگین، سپهسالار محمود غزنوی، شبی با سلطان تا سحرگاه به شرابخواری پرداخت و آنگاه رخصت خواست که به خانه خویش رود. محمود گفت: صواب نیست روز روشن، بدین حال، چنین مست بروی. هم اینجا، اندر حجره‌ای، بیاسای تا نماز دیگر. آنگاه به هوشیاری برو. که اگر بدین حال تو را محتسب اندر بازار بیند، بگیرد و حد زند؛ و آبروی تو ریخته شود؛ و دل من رنجور گردد؛ و هیچ نتوانم گفتم. علی نوشتگین اندرز سلطان نشنفت زیرا سپهسالار پنجاه هزار سوار بود. در وهم او نگذشت که محتسب این معنی در دل یارد اندیشیدن. نستوهی و ستیهندگی کرد که البته بروم. و محمود به او رخصت رفتن داد. علی نوشتگین با بوشی عظیم از خیل و غلامان و چاکران راهی خانه خود شد. از قضا در میانه‌ی بازار محتسب، با صد مرد سوار و پیاده، به او رسید. چون علی نوشتگین را چنین مست بدید، بفرمود تا از اسبش فرو کشیدند و خود از اسب فرود آمد، و بفرمود تا یکی بر سرش نشست و یکی بر پای او. و بدست خویش چهل چوب بزدش بی‌محابا، چنانکه زمین را به دندان میگرفت و حاشیت و لشکرش مینگریستند. هیچ کس زهره آن نداشت که زبان بجنباند. روز دیگر، چون علی نوشتگین به خدمت رفت، سلطان گفت: چون رستی از محتسب؟ علی نوشتگین پشت برهنه کرد و به محمود نمود شاخ شاخ گشته. و محمود بخندید و گفت: توبه کن تا هرگز مست از خانه بیرون نروی/ خواجه نظام الملك طوسی، سياستنامه (سيرالملوك)

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
٣ ماه پیش

همانگونه که ستونهای فرو ریخته تخت جمشید چشم اولیاء مغرور مغرب زمین را خیره کرده، بنای با عظمت آثار فردوسی، نظامی، سعدی و حافظ و... دیگر سخنوران فارسی گوی سر پر نخوت سرکشان دنیا را را در آستانه خود خم کرده و بجاى اشك تحسری که در آستانه خرابه‌های قصر داریوش و ایوان شکست خورده مدائن میریزیم، با خواندن این شعر فردوسی که میگوید: 
پی افکندم از نظم کاخی بلند 
که از باد و باران نیارد گزند 
لبخند امیدواری و شادمانی را بر لبان ایران و ایرانیان نمودار میکند.

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
٣ ماه پیش

پاسخ شما