پرسش خود را بپرسید

دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

تاریخ
١ ماه پیش
بازدید
٢١٢

معنی و مفهوم و تفسیر این دو بیت از حضرت حافظ چیست؟

دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی‌شکستگانیم ای بادِ شُرطِه برخیز

باشد که باز بینم دیدارِ آشنا را

٩,٩٨٠
طلایی
٥
نقره‌ای
٧٠
برنزی
١٠٣

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

حقیقت شعر : 

حضرت نتوانسته حضورداشتن  و مشاهده  دل را استمرار بخشد . 

شاهد و ناظر آگاهی خود بودن . از انجا که آگاهی در دل پدیدار می شود پس به مشاهده دل نشستن منظور هست . 

بایزید بسطامی ، سالها به مشاهده و تزکیه دل نشسته بود . 

زمانی که دچار هجوم افکار   و پچ پچ درونی شدن ، فرمودن : دل می رود ز دستم .‌

صاحبدلان ، ای  اساتید طریقت ، ای کسانی که بر دل خود تسلط دارید   ای کسانی که براحتی آگاهی های پدیدار شده در دل خود را مشاهده می کنید و دچار فکر و گفتگوی درونی نمی شوید ، به خاطر خدا هم که شده ، بدادم برسید ، بگید باید چیکار کنم؟!

آه و افسوس ودردم از این است که راز پنهان دل ، آنچه که دل در خودش انباشته کرده ، در زمان مشاهده گری ، به سطح می یاد .‌یکدفعه یک احساس ، یاد ، خاطره عمیق گذشته که اصلا فراموش کرده بودم به سطح میاد و من از حضور خارج می شم .‌

پس صاحبدلان بدادم برسید که کارماهای انباشته شده در دل ، دارن به سطح میان و آشکار می شن و انواع آگاهی ها داره در دل پدیدار میشه و دل از زیر چشم مشاهده گر  در میره .‌

کشتی شکستگانیم : یک آگاهی مشاهده گر مانند یک کشتی بر روی امواج دریای افکار و احساسات و در دل هست . زمانی که یک فکر ، احساس ، یاد ، خاطره پرقدرت در دل یک موج پرقدرت تولید می کنه ، آگاهی مشاهده گر یا کشتی مشاهده گر رو در هم می کوبه و آگاهی مشاهده گر ، غرق در امواج فکر و احساس و خاطره میشه و از حضور خارج میشه و با اون فکر و احساس و خاطره ، هم پندار و همراه میشه .  

حضرت مولانا : 

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون

دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون

چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید

چو کشتی‌ام دراندازد میان قُلْزُم پرخون

زند موجی بر آن کشتی که تخته‌تخته بشکافد

که هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگون

ز گردش های گوناگون آگاهیهائی که در دل پدیدار میشن . 

ای باد شرطه یا نفسِ باد صبا منظور یک تنفس زیبا هست .‌زمانی که مشاهده گری کمی تثبیت بشه حالا یک آگاهی مشاهده گر پدیدار میشه که آگاه و شاهد آگاهی قبلی یا آگاهی داننده هست . 

افکار و پچ پچ درونی کم رنگ شده . 

در آگاهی داننده ، آگاهی از      یک حس کلی بدن و آگاهی تنفس هست . حالا آگاهی مشاهده گر ، توجه رو بر روی آگاهی از تنفس نگه می داره . اگر دچار فکر و پچ پچ درونی نشه ، بعد از مدت زمانی ، آگاهی از تنفس بصورت یک مفهوم ، یک تنفس زیبا در دل نقش میبنده . حالا آگاهی مشاهده گر ، دیگه کارش راحتتر هست و تنها با یک موضوع تنفس بعنوان مفهوم در دل هست . بودنِ با این تنفس زیبا یا نفسِ باد صبا یا باد شرطه ، موجب جلا خوردن آینه های دل و کانونی شدن آئینه ها میشه و آرام و سو سو کنان ، نور ماه مانند درخشانی در دل پدیدار میشه ، که به اون مه / ماه / قمر/ گل / یار / نگار / صنم و ... می گویند . 

پس این نفس زیبا یا باد صبا هست که آگاهی مشاهده گر رو پیش یارِ آشنا میبره . 

پس حضرت که در تجربیات مراقبه قبلیشون ، با بودن با نفس باد صبا به نور رسیده بودن ، حالا که دائما خاطرات از عمق دل به سطح میان ، دیگه نمی تونن به حالت سکوت و آرامش دل برسن بخاطر همین از باد شرطه ، طلب کمک میکنن . 

برای فهم موضوع ، باید بگم که مراقبه ، در هر بار که انجام میشه تجربیات جدید درش هست .‌یعنی بطور مثال ، حضرت در مراقبه قبلی خودشون ، به تنفس زیبا رسیدن و دل کمی سبک شده و حتی نور جان یا مه رویت شده ، اما در مراقبه بعدی نتونستن به اون سکوت دل برسن . بخاطر اینکه ، با پالایش دل در مراقبه قبلی ، حالا کارماهای زمخت یا خاطرات گذشته به سطح میان . چون سطح پاک شده    ، حالا خاطراتی که در پایین دل بودن ، کنده میشن و به سطح میان . 

حالا در این مراقبه حضرت می فرماید :

دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

امید دارم فهم کلی پیدا کرده باشید . با اندکی مراقبه ، خودتون میتونید این ها رو تجربه کنید . 

فهم درست ، درک درست ، فن درست

٩,٩٨٠
طلایی
٥
نقره‌ای
٧٠
برنزی
١٠٣
تاریخ
١ ماه پیش

دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا ای صاحبدلان ، دلم از دست می رود محض رضای خدا تدبیری کنید . با این وصف مصراع دوم حکم تعلیل را پیدا می کند یعنی : زیرا که راز پنهان آشکار می شود . [ راز پنهان = معانی که سالک در نتیجه سلوک خود به آنها می رسد .

٤٧,٤٩٤
طلایی
٢٦
نقره‌ای
٤٧٠
برنزی
٦٢٧
تاریخ
١ ماه پیش

🔹 بیت اول

دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

معنی تحت‌اللفظی

  • شاعر می‌گوید: دل از دستم می‌رود، ای صاحبدلان به فریادم برسید.
  • افسوس که راز پنهانِ عشق و دلدادگی به‌زودی آشکار خواهد شد.

مفهوم و تفسیر

  • حافظ در اینجا از شدت عشق و بی‌قراری سخن می‌گوید؛ دلش دیگر در اختیار او نیست.
  • «صاحب‌دلان» یعنی اهل دل، عارفان و عاشقان راستین؛ او از آنان یاری می‌طلبد.
  • «راز پنهان» همان عشق درونی است که تا اینجا مخفی بوده، اما اکنون به‌سبب شدت شور و بی‌تابی، در رفتار و گفتار آشکار می‌شود.
  • پس بیت بیانگر بی‌اختیاری عاشق در برابر عشق و افشای ناخواسته راز دل است.

🔹 بیت دوم

کشتی‌شکستگانیم ای بادِ شُرطِه برخیز / باشد که باز بینم دیدارِ آشنا را

معنی تحت‌اللفظی

  • ما کشتی‌شکستگانیم، ای باد موافق و یاری‌دهنده، برخیز.
  • شاید دوباره دیدار یار آشنا نصیبمان شود.

مفهوم و تفسیر

  • «کشتی‌شکستگان» استعاره از عاشقان درمانده و بی‌پناه است که در دریای عشق گرفتار شده‌اند.
  • «بادِ شرطه» یعنی باد موافق و مساعد که کشتی را به ساحل می‌رساند.
  • شاعر از نیرویی بیرونی (باد موافق) طلب یاری می‌کند تا او را دوباره به دیدار یار برساند.
  • این بیت نشان‌دهنده‌ی امید عاشق در اوج درماندگی است: با وجود شکست و غرق‌شدگی، هنوز امید دارد که نسیم لطف الهی یا بخت نیکو او را به وصال برساند.

🔹 جمع‌بندی معنایی

  • بیت اول: بی‌اختیاری عاشق و افشای راز عشق
  • بیت دوم: درماندگی عاشق و امید به یاری بیرونی برای وصال

🔹 نکته‌ی عرفانی

  • در نگاه عرفانی، «دل» نماد حقیقت وجودی انسان است که در عشق الهی از اختیار بیرون می‌رود.
  • «راز پنهان» همان حقیقت عشق الهی است که نمی‌توان آن را برای همیشه مخفی کرد.
  • «کشتی‌شکستگان» سالکان راه حقیقت‌اند که در دریای معرفت غرق شده‌اند و تنها با «باد موافق» یعنی لطف و عنایت الهی می‌توانند به ساحل وصال برسند.
٦٣٦,٢٧٦
طلایی
٥٢٣
نقره‌ای
٧,٧٥٠
برنزی
٤,٩٣٩
تاریخ
١ ماه پیش

پاسخ شما