پرسش خود را بپرسید

لطفاً بگید تفقّد یعنی چی؟

تاریخ
١ سال پیش
بازدید
٢,٨١٧

معنی تفقد رو بفرمایید چیه ؟

کدوم گزینه درسته؟

٠ %

فروتنی

٠ %

فقدان

٠ %

نرمی

١٠٠ %

دلجویی

٩ پاسخ
٢٢٣,٠٨٩
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٥٩
برنزی
٧,٥٦٩

١١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم

تفقد یعنی دلجویی کردن.

١٧٥,١٨٧
طلایی
٢٧٢
نقره‌ای
٤٧٦
برنزی
٩٢٨
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٦,٢٠٧
طلایی
١
نقره‌ای
٣
برنزی
٥٥
تاریخ
٢ ماه پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٧١,٦٣٠
طلایی
٨٥
نقره‌ای
١٨٠
برنزی
٨١٥
تاریخ
٥ ماه پیش

عربی:

لا تَفقُد عقلكَ عندما تراها.

تَفَقُّد الأثر  عملُ المُتَخصص.

الیتیمُ تَفَقَّدَ أمّه.

وَتَفَقَّدَ الطَّیْرَ فَقَالَ مَا لِیَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ کَانَ مِنَ الْغَائِبِینَ

...

فارسی نو N:

در این بازدید  از خانواده ایتام تفقُّد و دلجویی شد.

٢٦٦,٧٣٣
طلایی
٣١١
نقره‌ای
١,٠٢٣
برنزی
٢,٢٤٢
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٢٢٩,٨٩١
طلایی
٢٧٤
نقره‌ای
١,٧٥٥
برنزی
٢,٠٥٣
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٨٦,٠٣٩
طلایی
٥٦
نقره‌ای
١,٢٧٣
برنزی
٢,٩٣٥
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم

به فدای جسم و جانت که شه جهانیانی
به مدیح تو چه گویم که تو محیی جهانی
به خیال خال رویت شده طى بساط عُمرم
نظری به حال زارم که تو خود جهان جانی
ز چه رو شبی به سویم نظری نمی نمائی
به بَرَم نمی نشینی به بَرَت نمی نشانی
تو که واقفی ز حال دل زار نا توانم
چه شود اگر نمائی نظری به ناتوانی
نه زبان ان که گویم غم و ماجرای دل را
نه تحمّلی که سازم به فشار زندگانی
شب و روز در فراقت زد و دیده اشک ریزم
که مگر کنی عنایت به ضعیف خسته جانی
همه شب پیام وصل تو رسد به گوش جانم
همه روز حاضرم من ز برای جان فشانی
به رهت دو دیده بر دَر که مگر ز در درائی
رخ خوب خود نمائی و کنی هر ان چه دانی
تو ذخیره خدائی که برای داد خواهی
به تو جلوه‌ها نماید که کنی جهان ستانی
مَن بي نواي (حیران) بنشسته‌ام مُهیّا
که رسد بگوشم از غیب ندای آسمانی

طبیب دردمندان 
ای طبیب دردمندان خسرو خوبان کجایی 
ای شفابخش دل مجروح بیماران کجایی 
ظلم وجوروجهل وکین یکباره عالم را گرفته 
ظالمان جولان دهندای مصلح دوران کجایی 
دشمنان شادوعزیزان خواروقرآن مانده 
بيكس یا معزّ الاولیاء ای حامی قرآن کجایی 
صبح امید محبّین از غمت شام سیه شد 
شمع دل افروز در شام سیه روزان کجایی 
دیده ما، درانتظارت شدسفیدای نور چشمان 
قلبهاخون شدزهجرت ای ماه تابان کجایی 
چون بیایی خاک پایت سرمۀ چشمم نمایم 
رُخ نهم برمقدمت ای روح بخش جان کجایی 
رفت ازکف صبروازدل تاب تا آندم که آید 
بوی پیراهن ز مصر ای یوسف کنعان کجایی 
تا به کی با هم نشینیم و بگوییم درد یاران 
تابه کی ریزیم اشک از دیدۀ گریان کجایی 
عمرکوتاه است و ترسم مرگ آید ناگهانی 
جان دهم اما نبینم روی آن جانان کجایی 
دیده ات گریان شب وروزازمصیبت‌های بی حدّ

٢٢٣,٠٨٩
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٥٩
برنزی
٧,٥٦٩
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
٢٦١,٩٥٥
طلایی
٩١
نقره‌ای
١,١٨٩
برنزی
١,١٨٩
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
تاریخ
١ سال پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی چهارم
١٠٢,٣٤٠
طلایی
١٠٦
نقره‌ای
٥٣٤
برنزی
٧٠٧
تاریخ
١ سال پیش
١

پاسخ شما