پرسش خود را بپرسید
معادل فارسی کلمه لاحق
٢ سال پیش
٤١٦
٤ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
درود به شما،پیوسته،پیوند خورده،
٤٤,٢٧٥
٢٤
٦١٠
٤١٥
٢ سال پیش
پیوست. متصل، وصله. پینه. دنباله
١,٢٦٤
٠
٧
٢٢
٢ سال پیش
معنای آن «از پی رونده، در رسنده، رسیده، آن که و آنچه در پی چیزی می دود و به آن می رسد» است. از این رو به اسب های تندرو هم «لاحق » می گفتند. این نام برای اسب های تنی چند از معروفان عرب نیز بکار رفته است.
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف.
بنمایه: دانشنامه اسلامی
٥٥٢
٠
٤
٧
٢ سال پیش
درود بر شما؛ به نظرم واژه «پیوسته» ـ به معنی ملحق شده یا وصل شده ـ معادل فارسی مناسبی برای واژه «لاحق» باشد. البته «پیوسته» به معنی دائم هم داریم که با آن متفاوت است.
١,٤٩١
٠
١٤
١١
٢ سال پیش