تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کنه واروآ kane ye vāruā کنه ای است که به زنبورهای عسل آسیب می زند. همچنین اصطلاحی است که برای وصف افرادبسیار سمج به کار می برند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کنه واروآ کنه ای است که به زنبورهای عسل آسیب می زند. همچنین اصطلاحی است که برای وصف افرادبسیار سمج به کار می برند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

ناواک کشتی ران، ناخدا، سکاندار کشتی، ملوان این واژه یادگاری از زبان پهلوی است و از پهلوی اشکانی به دست ما رسیده است. در زبان پهلوی اشکانی به ناخدا و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش اهورا و فرهنگ آریان کاراک در زبان پهلوی به کشتکار ( کشاورز و بذرافشان ) گویند کار ( بن اکنون یا مضارع ) پسوند آریایی و پهلوی ( آک ) سازنده ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش اهورا و فرهنگ آریان در زبان پهلوی ( ریشه از پهلوانیک ( پهلوی اشکانی ) ) کشتکار ( کشاورز یا برزگر ) را گویند. کار پسوند ( آک ) - سازنده نام ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش اهورا و فرهنگ آریان واژه ی ( ناهار ) از یادگارهای زبان پهلوانیک ( پهلوی اشکانی ) است ( ن ) آغازین می تواند کوتاه شده ( نِمروژ - نیمروز ) با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش اهورا و فرهنگ آریان و تلاش های همه استادان ژرمانیک و ساکا سان پیرامون فرهنگ ایران واخش ریخت پهلوانیک واژه ( وخش ) است و بیشتر به چم ( نیروی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش اهورا، فرهنگ آریان و پیروان آرشا ( رتا ) ارشیا از نام های کهن ایرانی یاد شده در فروردین یشت است و چنانکه استاد پورداود هم یاد کرده چم آن در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش اهورا و فرهنگ آریان پیرامون واژه آرشا بایست به دو واژه کهن زبان آریان بازگشت: ۱. آرشا ریخت کهن یا صورت قدیم واژه ی �اشا� به چم سامان یا نظم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش آفریدگار هوش و خرد هوش واره در زندگی آتی مردمان نقشی بنیادین خواهد داشت و نیکوست که واژگانی پسندیده از زبان شگفت آریان برای این زمینه از دان ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش مهر، فرهنگ آریان و زبان پهلوانیک مهرانا دارای چم یکسان با واژه ی مهران است ( در پیوند با مهر ) و ریخت زنانه ای است از واژه مهران در زبان های ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

آریایی ( نجیب ) چارپای آریان، هم تن و هم روان با مردمی که هزاران سال در پرورش آن کوشیدند و از باختر چین تا باختر اروپا بر روی آن تاختند و زبان و فره ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش مهر و فرهنگ آریان در پرتوی تاریخ کهن و سرمایه های بزرگ فرهنگی و زبانی ما گاه می توان یک واژه را به چند روش ساخت به چم های گوناگون. از این رو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش اهورا و فرهنگ آریان تنها یکی از دوستان ریشه شناسی درست این واژه ی زیبای پهلوی را آورده بود. اگر ما نیاکان خویش ( مردم ساکا ) را نشناسیم و ا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش فرهنگ درخشان آریان رُخشانا ( بالنده ) در فراز رُخشانه ( کاهنده ) در فرود. از کهن ترین و زیباترین نام ها برای دختران آریایی و ایرانی است. ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش اهورای دین بخش و فرهنگ جهان افروز مردم آریایی که همچون تاجی بر سر فرهنگ یونان نیز می درخشد. دیانا نامی زیبا برای دختران آریایی و نام یک ایز ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش فرهنگ جهان فرمان آریان و مردمان آن از کاسپیان و کردان و ترکان آریایی و . . . ما در گویش ها گوناگونی از زبان های ایرانی به بچه چهارپایان ( م ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غزال به چم خیزان یا جست و خیز کننده است و کردها به درستی آن را با ( خ ) می گویند. ( ال ) یا ( ار ) یک پسوند آریایی نام ساز ( سازنده اسم فاعل ) است که ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاری باری؟ کاربرد: گپ و گفت چم: کاری باری نداری ما بریم - من رفتم - ما رفتیم یک زبانزد بچه های تهرون به جای گفتن ( خدانگهدار ) است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

هالووین برگرفته است از آیین های باستانی آتش نزد مردم آریایی که سلت ها که دسته ای از مردم سکایی بوده اند با خود به ایرلند و اسکاتلند برده اند. چنانکه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش اهورا و فرهنگ جهان ساز مردم آریایی و قانون جهانی ( آرتا ) که بنیان نگرش ما به جهان است. آرتان به چم پیوسته با آرتا ( به گویش آریایی کهن ) ن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش مهر جهان افروز و فرهنگ جهانساز آریان ایوان Aywan زبان پهلوی: آیوان با واژه Aiva ایرانی باستان ( آیوا ) که در اوستا به شماره ( یک ) گفته می ش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش فرهنگ جهان افروز مردم آریایی کیانا ریخت دخترانه ی واژه ی ( کیان ) بر پایه دستور زبان های آریایی کهن است. کیان بر گرفته از واژه پهلوی ( kaya ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

با ستایش فرهنگ جهان ساز ایران سرزمین های سریانی زبان افزون بر هزار سال از بخش ها و استان های ایران بوده اند و بسیاری از واژگان زبان عربی ( سریانی ) ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

با ستایش فرهنگ خرد پیشه، دانش مدار و سودمند ایران یکی از برتری های آشکار دانش بر مذهب و ایده ئولوژی آن است که می توان پیرامون آن بررسی و کاوش بیشتر ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

با ستایش فرهنگ جان بخش ایران، زبان های آریایی و ایرانی گنجینه ی فرهنگی مردم جهان هستند و زبان و فرهنگی نیست که از واژگان آنها بهره مند نباشد. واژگان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

با ستایش فرهنگ جان بخش ایران. �یان� در زبان های آریایی و ایرانی به چم �بخشش�، �دهش� و �نیکی� است. پیش درآمد گات های زرتشت با همین واژه آغاز می گردد. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

با ستایش فرهنگ مهرافروز ایران. ( یان ) در زبان های ایرانی ( بخشش ) و ( دهش ) و ( پیشکش = هدیه ) را گویند. پیش درآمد گات های زرتشت با همین واژه آغاز م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

با ستایش اهورا و فرهنگ ایران همان واژه ( فر ) آریایی و اوستایی است که زبان سکایان یا ساکسون های آریایی در انگلستان را نیز را آراسته است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظریه وابستگی: بر پایه نظریه وابستگی کشورهای فقیر منابع طبیعی، نیروی کار ارزان، مقصدی برای فناوری منسوخ شده و بازارهایی برای کشورهای توسعه یافته فراه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

با ستایش اهورا و فرهنگ جهان افروز ایران نام این رود برداشتی است از زنان دلاور و جنگجوی آریایی باستان و تنها خرده نشانه ای است برای قلمروی جهانی فرهنگ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

با ستایش اهورا و فرهنگ جهان افروز ایران از شگفتی های ستایش برانگیز فرهنگ جهان ساز مردم آریایی آن است که مادر اروپا هم یک ایران و سکستان داریم. این دو ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

با ستایش اهورا و فرهنگ درخشان و جهان افروز ایران هومن/هومان، یک واژه ی دینی و ایرانیِ اوستایی به چمِ ( منش یا اندیشه نیک ) است و در پیوند با بزرگتری ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

باستان شناسی کهن داستان باستان شناسی اساطیری باستان شناسی داستان های نیمه افسانه ای رشته ای است که به بررسی گواهان باستان شناختی رویدادهای داستانیِ ن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

با ستایش اهورا و فرهنگ جهان ساز ایران ( دورت بگردم ) که تا امروز در زبان ارجمند ما بجا مانده و مفهوم آن از یادها رفته است دستاورد جهان بینی دانشوران ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

با ستایش اهورا و فرهنگ جهان ساز ایران کودک سان: پهلوی ( کوتک ) پهلوی ( سان: مانند ) بزرگسالی که چهره کودکانه دارد یا دارای چهره و اندام کودکانه ( ر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

با درود به فرهنگ گرامی و خُوروَش ایران ساوالان: کوهستان زاراثوشترای سپیتامان آوای ( آ ) در زبان پهلوی کوتاه و همسان است مانند آزاتان ( azatan ) ، آپ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

با درود و ستایش فرهنگ گرامی ایران، همه می دانیم که ایران و یونان دارای سرچشمه ی فرهنگی یکسانی هستند ( فرهنگ هندو اروپایی ) و ایزدان آریایی و یونانی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

صابون هایی که از پیه و دنبه ی جانوران ساخته می شد، کف نمی کرد و شبیه استخوان سگ بود.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

همریشه با ( واژه ) و ( واژ ) است. باژ گرفتن: نیایش کردن ایرانیان به هنگام خوردن خوراک است. زمزمه ای بسیار آهسته و زیر لب که مغان انجام می دادند. یک ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

شایسته سزاوار درخور برای نمونه در شاهنامه داریم: لشکری را برای تو برگزیده ام که هر فرمانده لشکری آن را شایسته داند.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

خوب = کوتاه شده ( خُب ) xub ریشه کهن آریایی : hu ایرانی میانه: هم در پهلوی و هم در سغدی xup در پهلوی ساسانی xub نمونه واژگان اروپایی همریشه: happy

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

کوکاس، کاوکاس یا کافکاس واگویی بهتری است. اوستایی: kaofa ایرانی میانه و نوین: kof, kop, koppe, koh, kuh �قاز� شدن �کاس� جای شگفتی ندارد همانگونه که ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

در پهلوی: ترگمان targumaan در نوشتارهای پهلوی داریم: ترگمان درستکار بخشش ( نعمت ) بزرگی است.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

جشن مهرگان Mehregan Festival روز پیروزی فریدون بر ضحاک ( آژی دهاک ) و به پادشاهی رسیدن اوست. جشن تاریخی مردم ایرانی و آریایی ( ایرج و سلم و تور ) د ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

واژه ای هندواروپایی اوستایی raocha زبان ایران: روز ایرانی کردی و تالشی و بلوچی: روژ - روچ ژرمنی و انگلیسی lux ( ریشه این واژه معنایش روشنایی است ) ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

bi rang o roo کم رنگ و کم اثر کهنه بدون سرزندگی و نشاط

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

غذا = خوراک غذا از واژگان کهن زبان ایرانی سکایی است که ریخت آن در این زبان خیذا و خچا ( khaysa ) و ( khaca ) و ریشه آن ( xad ) می باشد. واگویی ( تلفظ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

سر به مهر نادیده پوشیده نهان ( نهانی ) پنهان ( پنهانی )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

دختر گمشده ی ایران

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

واژه ( آقا ) همان ( هخا ) است که برخی از مردم روستایی به ویژه در گذشته ( هاخا ) می گفتند. واژه ( هخامنش ) که بر پایه آنچه امروزه می گوییم ( آقا منش ) ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

آن که سررشته کارها را بدست دارد. دست اندر کار یک واژه ی جایگزین خوب و کاربردی برای ( سیاست مدار ) و ( رئسا: هیئت رئیسه ) و از این دست نیز می باشد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

دگرش دگرشد دگرگونی دیگرگونی دگرسانی دیگرسانی جابه جایی جایگزینی دگردیسی

پیشنهاد
٠

واژگان کلیدی: اتل : بخوان متل: داستان یا ترانه کودکانه تو: تو ( tu ) همان ( to ) است ( واگویی ( تلفظ ) پهلوی ) . توله: بچه ی جانوران. عم قزی: آنکه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاشتن ( کاریدن ) پهلوی: کاریتن هم ریشه با واژه create در زبان انگلیسی و دیگر واژگان همانند در دیگر زبان های اروپایی است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

اوستا: pusra هخامنشی: pusra سانسکریت: putra پهلوی: pusar پارسی: pesar ( pur )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

priest پرستنده، پرستش گر همریشگی زبان های هندواروپایی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

priest به مینوی ( پرستنده ) است. همریشگی واژگان هندواروپایی. شگفتا واژه هایی که به همان مینو در زبان خود ما نیز هست را چیزهای دیگری نامگذاری می کنند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

پهلوی: دیل

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

پهلوی: آموزیشن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

نامگذاری از پهلوی: ker برابرهای دیگر: شرمگاه - زهار ریشه اوستایی: kar ( کاریدن ( کاشتن ) ، کردن ) می بینید که در زبان ارجمند ما ایرانیان چه اندازه ه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

حشره = تارپا حشرات = تارپایان پهلوی آن xrastar است که واگویی آن دشوار است و در این نمونه تارپا بسیار برابر شایسته ای است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

اوستایی = buna پهلوی = bun پارسی = bon

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

بلند boland پهلوی buland

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

زبان های ایرانی = کاک

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

دو پهلو

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

زنگان zan در زبان های ایرانی کهن و اوستا به معنای ( زادن ) و ( دانستن ) می باشد. ( گان ) پسوند جایگاه است. زنجان = سرزمین دانایان ( میانگین مردم ا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

نیشاپور ( شاپور ) شاه ایران بوده است ( شابور ) شاه کجا بوده است را خودتان داوری کنید.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

پیر مغان پیامبر ایران باستان زرتشت می باشد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣١

یوغ yoke از کهن واژگان هندواروپایی و آریایی است. در اوستا yug و yukh و در سانسکریت yug است و به همین معناست. در مهر یشت میترا ( مهر ) اسب هایش را به ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

آرمان آر مان ( من ) = اندیشه آریایی = مرد آریایی ( از بهترین نام ها برای مردان ایرانی است ) . یک برابر خوب برای واژه ( هدف ) در پارسی امروز نام کشو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

هنرهای خُرد honar ha ye xord هنرهایی مانند جواهرسازی، زرگری و کنده کاری روی اشیای کوچک.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

خون ریشه در زبان های کهن ایرانی دارد. در اوستا: وُهون: vohun برای نمونه در وندیداد فرگرد ۴ بند ۳۴ آمده: ای دادار جهان استومند ای اشون کسی که دیگری را ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

سینه به سینه دهان به دهان گفتاری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

ریزه کاری ها چند و چون

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

ناسازی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

Chamber همان چنبر و چنبره فارسی است ( پهلوی: چنبر ) . یک بخش برجسته، یک برجستگی کلاف مانند، برجستگی اتاق مانند شگفت است که واژه نامه های ما گاهی هر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

( سان ) و ( سون ) : در زبان های تالشی و آذری پهلوی نیز همانند آنچه در زبان انگلیسی و دیگر زبان های اروپایی هست این واژه به کودک و بچه کوچک گفته می شو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

در زبان های ایرانی کردی و لری در برخی گویش ها ( هوز ) یا ( هوش ) می گویند که به مینوی ( خاندان ) است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

حوض: همریشه با house ( خانه ) در زبان انگلیسی است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

ویار ریشه اوستایی: وَئیریَ vairyia به مینوی خواسته شده و آروز شده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

هوا برگرفته از فرشته هوا و باد آرین های باستان ( وایو ) هندی ها هنوز خود واژه ( وایو ) را بکار می برند زیرا این فرشته در هندوستان جایگاه بالایی داشت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

بیک = لیک، ولیکن بِیک = ریختی است نوین از ( بَگَ یا بَغَ ) از زبان های باستانی ایران به مینوی ( خدا، سرور و بزرگ ) . این واژه کهن ایرانی ریخت های دیگ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

کسی که بنا به شایستگی های ویژه و سالها پژوهش و داشتن آثار برجسته و ارزشمند در یک زمینه از سوی متخصص های برجسته آن زمینه پروفسور نامیده شود. در دانشگا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ولنگار درنگی: برو تا به درگاه افراسیاب - درنگی مباش و منه سر بخواب ( شاهنامه )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

خانم یا خانوم بخش ( خان ) می تواند ریخت نوین تری همریشه با واژه ( زن ) یا ( ژن ) و ( ژین ) در زبان های گوناگون ایرانی و هندواروپایی باشد که سپس دگرگ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

نام جاویدان دریای پارس این نام را نخستین بار داریوش بزرگ در سنگنوشته های ساخت آبراه سوئز آورده است. ( شاخاب ) برابر شایسته ای نیست. چرا؟ زیرا این و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

نوسازی و بازسازی جهان.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

کسی که دارای نیرویی است شگفت.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

zrih پهلوی پلوتارک گوید: ایرانیان زرهی بر تن می کردند که می درخشید و چون روشنایی آفتاب بر آن می افتاد بینایی دشمن را کور می کرد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

همین چیزی است که امروزه ( حال ) می گوییم و اندریافت درونی یا شرایط و وضعیت درونی است. برای نمونه می گوییم ( دیگر حالی برایم نمانده ) یا ( حال شما چطو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢١

اوستایی: ish ishka نیاهندواروپایی: ais ( خواستن و آرزو کردن ) این واژه با ask ( درخواست کردن و پرسیدن ) انگلیسی همریشه می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

این واژه همریشه با ( با ) در زبان فارسی می باشد ( نیاهندواروپایی bhi )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

در قفقاز ( ارمنستان و گرجستان ) هم همین واژه با اندگی دگرگونی برای رامشگر و خنیاگر بکار می رود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

دریای کاسپی اگر ما این نام را در حالت جمع ( دریای کاسپی ها ) بنامیم ( دریای کاسپیان ) می شود که مطابق با نام جهانی آن در همه نقشه های دنیاست. این ن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

کاسپین قزوین نامیدن این شهر مانند این است که کاسی ها را قازی و دریای کاسپین را دریای قزوین و کاشان را قازان بنامیم. نیکو است این نام زنده شود تا یاد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نعلین تازی شده ( نالین ) است. پرستار نالین زرین بدست - به پای ایستاده سرافکنده پست ( فردوسی )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

دهیوکَ رهایی بخش ایران از ستم آشوری ها این واژه در فارسی امروز ( دهقان ) شده است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

شاهنشاه خداپرست ایران سامان مندترین و شکوهمندترین پادشاهی را در تاریخ جهان داشته است و آثار و برجای مانده هایش بی مانند هستند و پس از کوروش دومین پاد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

هرمز یا اورمزد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

در فارسی: خوراکی

پیشنهاد
٢

کاری که نشدنی است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

bombaruna زمان جنگ ایران و عراق

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

سیر تحول: گزارشگر ها اول می گفتند روبرتو باگیو بعد گفتند روبرتو باجیو و آخر شد روبرتو باجو درخشش این بازیکن بین سال های 90 تا 94 میلادی بود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیشتر مردم آلن دولن می گفتند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

دریب تو گل که گاه به اختصار ( دریب تی گل ) هم می گفتند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

یک بازی شهری کودکانه در کوچه ها بالا بلندی یک بازی ساده کودکانه و فراگیر بود که در آن بچه ها برای فرار از دست گرگ بازی به بالای پله جلوی در خانه ها م ...

پیشنهاد

چرخ چرخ اَببازی خدا منو نندازی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

son ( انگلیسی ) در گویش های ایرانی مانند تالشی به بچه کوچک و نیکو رفتار می گویند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

برابرهای پارسی: کمربسته پیشکار دست به سینه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

من ازین دونان شهرستان نیم خاطر پر درد کوهستانیم نیما یوشیج

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

اگر= گر، ار ( کوتاه شده ) در انگلیسی به or ( یا ) دگرگون شده است که در فارسی هم گاه معنای ( یا ) دارد. مانند: کنون گر تو در آب ماهی شوی و گر ( یا ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

هال ( حال ) ؟ هال شما؟

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

هال = آرامش و خوشی ( یک ویژگی درونی ) دلش گشت پر آتش از مهر زال از او دور شد خورد و آرام و هال یا شب آمد پر اندیشه بنشست زال به نادیده بر گشت بی خور ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

مینو: نادیده ( غیب ) ، معنا، روح، بهشت، آسمان اوستایی: مَ ای نی یو پهلوی: مینوگ ( مینوک ) مینوی خوب: سپند مینو مینوی بد: انگره مینو هم خانواده ها: م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشگاه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

ز نیرو بود مرد را راستی ز سستی کژی آید و کاستی فردوسی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

بزرگمهر، کودکی که دانای بزرگ ایران شد. فروزنده شد نام بوزرجمهر - به او روی بنمود گردان سپهر خردمند و دانا و روشن روان - تنش زین جهان است و جان زان ج ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

آذر = آتر ( آتش ) : عنصری پاک و فرشته ای است در ایران باستان. بایجان = معرب ( بایگان ) جایگاه پاسداشت آتش.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

کشوری با یک نام برآمده از اشتباهی تاریخی پس از جنگ جهانی نخست بر روی سرزمین باستانی آناتولی که پس از تهاجم و سلطه تازی و تاتار طی صدها سال بیشتر مردم ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

زندگی پهلوی: zindagih ( زیندَگی ) در زبان تاتی و تالشی هنوز به همین صورت تلفظ می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

مردم تالش مردمی هستند که به زبان تالشی سخن می گویند. با نگاه به زبان تالشی که از زبان های هندواروپایی شاخه ایرانی و از کهن ترین آن هاست ( شاید مادی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

دریای کاسپی دریاچه کاسپی ( یادمان مردم ایرانی و باستانی کاسپی که در کناره غربی و جنوب غربی این دریاچه می زیستند ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

دریای پارس کنداب پارس

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنداب

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

میان، میانه ( هم ریشگی زبان های هندو اروپایی )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

اندر، اندرون ( هم ریشگی زبان های هندواروپایی )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کو کوش کوشش ( کوش اون )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

کجایی = کوشی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نشان، نشانه، رد، ردپا، نوشته، یادگار، یادمان، آفرینه، کارایی، کارآمدی، نمود، پیامد را می توان برای معناهای گوناگون این واژه به کار برد. نیازی به واژه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

به جایی ( کنار دستشویی ) می گویند که دست و رو را می شوییم.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

فارسی امروز ( مستراب ) یک واژه نابجا و اضافی تازی است و امروزه بیشتر دستمایه طنز است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

یک واژه ی نابجا و ناسازگار فرهنگی است که امروزه بیشتر به گفتار بی ادبانه راه یافته است. قدیمی ها ( دست به آب ) می گفتند. امروزه ( دستشویی ) می گویند. ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

همان ( کودک ) فارسی است ( واژگان همریشه هندواروپایی ) . آلمانی کینت و کیتز ایرلندی کید مجارستانی کوی یَک نروژی گوت به زبان ژاپنی هم راه یافته: کیددو

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

همان ( لنگر انداختن ) فارسی است به معنای جایی زیاد ماندن و جا خوش کردن.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

معنای اصلی این واژه همان معنای ( پیچ ) : اندازه یا میزان شیب یا سرازیری یا چرخش در زبان فارسی است ( همریشگی واژه های هندو اروپایی ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

غواص = آب کاو ( کاوش گر آب )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

همان ( لِنگ ) فارسی است که معنای پا می دهد ( هم ریشگی زبان های هندواروپایی ) .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دود و دم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

گذاشتن روا دانستن پروانه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیوند، پیوستگی، همبندی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

نشاط از ( نیخشاد ) پهلوی گرفته شده با واژه شادی هم خانواده بوده و ایرانی است. شایسته است که آنرا نشاد یا نشات بخوانیم و بنویسیم.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

این واژه هرچه هست ریشه ایرانی دارد. اوستایی ( وِرِثرَ ) پهلوی ( واریش )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

راست رَشتَ ( اوستایی ) - راست ( پهلوی )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

یک نام کهن ایرانی است که به معنای زن نیک و پاکدامن است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

نیک: خوب، پسندیده، نیکو، خوش، بی آک یک واژه از زبان های هندو اروپایی با کاربرد فراگیر و جهانی. ریشه در پهلوی: nivak زبان های آریایی: ni اوستایی و ن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

یک نام زیبای جهانی و از زبان های فراگیر هندواروپایی است و برای این گونه نام های فرازبانی ریشه ایرانی و یونانی، اسلاو و اروپایی معنایی ندارد و در همه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

واسه ( کوتاه شده: واس ) فارسی تهرانی مانند: واسه چی؟ - واسه ی شماست - واسه اینکه - واس منه و. .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

فارسی : برای چه در زبان های همریشه با فارسی مانند اسپانیایی و پرتغالی para que ( بارا که ) گفته می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

با حیا، نجیب، با شرم واژه زیبایی از از زبان ایرانی کردی که در فارسی هم با معناست و می توان بکار برد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

رامیار برگرفته از زبان ایرانی کردی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

صفت = ویژگی، نهاد صفت ( دستور زبان ) = فروزه واژه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

نگره

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

برابر پارسی آدم، انسان، بشر، هیومن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

سازش کارانه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

نشان کرد، نشانه روی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

هم گذاری، هم گذاشت، هم داری، هم داشت مشترک = هم دار

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

بدست، از سوی، به یاریِ، به روش، از راه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

برابر پارسی = تیر روز این روز در فرهنگ های باستانی به گوی آسمانی تیر ( عطارد یا مرکوری ) پیوند داده شده و در واژه لاتین Dies Mercurii به معنای روز مر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

برابر پارسی = بهرام روز یا بهرام شید روز سه شنبه در فرهنگ های باستانی به گوی آسمانی بهرام ( مریخ یا مارس ) پیونده داده شده و در واژه لاتینDies Martis ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

برابر پارسی: آدینه، ناهید روز این روز در فرهنگ های باستانی به گوی آسمانی ناهید ( زهره یا ونوس ) پیوند داده شده و در نام لاتین Dies Veneris روز ونوس ه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

برابر پارسی = ماه روز، مهشید این روز به گوی آسمانی ماه پیوند داده شده و در انگلیسی هم Monday کوتاه شده Moonday به معنای ماه روز است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

مانگِر یا ماناگِر ( از ریشه man = اندیشه ) مانگر = از واژه ( هندی مانگر ( handi - mangar ) ) فارسی پهلوی ) که مدیر یا رئیس تشریفات بوده است. انگلیس ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

ساعت = گاه دقیقه شصتک گاه است دقیقه = گاه شصتک = گاهک برای دقیقه گاهک یا شصتک را می توان بکار برد که چون شصتک ثانیه را نیز در بر می گیرد ( ثانیه = یک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ساعت به معنای زمان = گاه ساعت به معنای زمان سنج = گاه نما

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

باختر خوربری، باختر خابری

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

بُنمایه، بُن مایه ( جمع: بن مایه ها، بن مایگان ) به جای منبع و مأخذ و مرجع و رفرنس و منابع و مآخذو مرجع ها امروزه بخوبی بکار می رود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣

این واژه را بخوبی به جای ( ولی ) ، ( ولیکن ) ، ( لیکن ) ، ( لاکن ) و ( اما ) می توان بکار برد و معنای امروزی اش هم همین است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

اوپَرَتات ( اوستایی ) که برای آن ریشه op در زبان نیا هندواروپایی در نظر گرفته شده و ریشه واژه هایی مانند operate، operator، operation و . . . می باشد.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٠

جزا، سزا

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

آغازش

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٧

خسته و مانده شدن ( برگرفته از فرهنگ فرنودسار )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٢

برابر پارسی: چهره

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد

پوشش زره مانند آرامگاه ها برابر پارسی: زره آرامگاه پارتی zrih پهلویzarih

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٤

نبود جایگزینی شایسته برای واژه های بیگانه غیبت، عدم و فقدان کاربرد امروزی آن بیشتر محدود به نیروهای نظامی ( ارتشی ) است و به معنای ( غیبت ) در محل خد ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

برابر پارسی: خوکرد ( xukard ) برابر واژه ای شایسته برای واژه های عربی انس، الفت و عادت. این واژه از زبان ایرانی تالشی گرفته شده است. در زبان تاتی ی ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر پارسی: چم و خم چم خم ( تاتی و تالشی )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرستش کردن، ستودن، نیایش کردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١

دانایی و خرد به خرج دادن، تعقل کردن، هوش به خرج دادن، عاقل بودن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١

جای آماده شدن یا آماده کردن، مکانی برای پشتیبانی و آماده سازی ( از کارواژه ( فعل ) آماده شدن یا آماییدن ) جایی برای آماده شدن برای انجام کاری پادگ ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

۱. طبیعت ( جهان، گیتی ) ۲. طبیعت ( سرسبزی، باغ و گلشن، دشت و دمن ) ۳. طبیعت ( نهاد، سرشت، خو، منش )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦

درست، بی کم و کاست

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

برابر پارسی پهلوی: فراوند

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٠

فعل به معنی عمل - برابرهای پارسی: کار، کردار فعل به معنی ( verb ) در دستور زبان - برابر پارسی: کار واژه

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد

برابر پارسی در دستور زبان: نهان واژه

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٢

واژه ( ریال ) یک واژه هندواروپایی است که از واژه ( reg ) در زبان نیا هندو اروپایی سرچشمه گرفته است. این واژه ( reg ) به معنای ( حرکت در راه راست یا م ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

نتیجه، دنباله، ادامه، متعاقب

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٣

برابر پارسی: نگارگری

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٧

برابر پارسی: دنباله

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

به معنی دارای مرز: کراندار، اندازه دار، دارای چهارچوب به معنی کوچک: اندک، کوچک، کم

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦

کشش پذیری، گسترش پذیری

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد

�آیین� که در فارسی امروز هم به همین مفهوم ( قانون ) کاربرد دارد. واژه �داد� همچنان در فارسی امروزی کاربرد دارد و معنای آن برابری و عدل است و نه قانو ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

برابر فارسی: پژوهش نامه ( پژوهه )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٠

دورنما ( بهترین برابر فارسی ) ، تلویزیون