کاراک
فرهنگ اسم ها
معنی: مردمک چشم
برچسب ها: اسم، اسم با ک، اسم پسر، اسم ترکی
پیشنهاد کاربران
با ستایش اهورا و فرهنگ آریان
کاراک
در زبان پهلوی به کشتکار ( کشاورز و بذرافشان ) گویند
کار ( بن اکنون یا مضارع ) پسوند آریایی و پهلوی ( آک ) سازنده ی فروزه یا نام نهادی ( اسم و صفت فاعلی ) .

کاراک
در زبان پهلوی به کشتکار ( کشاورز و بذرافشان ) گویند
کار ( بن اکنون یا مضارع ) پسوند آریایی و پهلوی ( آک ) سازنده ی فروزه یا نام نهادی ( اسم و صفت فاعلی ) .

با ستایش اهورا و فرهنگ آریان
در زبان پهلوی ( ریشه از پهلوانیک ( پهلوی اشکانی ) ) کشتکار ( کشاورز یا برزگر ) را گویند.
کار پسوند ( آک ) - سازنده نام و فروزه نهادی ( اسم و صفت فاعلی )
این واژه هم یکی از سرمایه های زبان ماست که می توانیم آن را زنده کنیم و به دامنه واژگان زبان ایران ( پرشین ) بیافزاییم. هر چه واژگان ریشه دار بیشتری داشته باشیم توانایی های زبان ما برای رویارویی با چالش های نوین و نیاز به واژه سازی های آتی، بیشتر و بیشتر می گردد.
... [مشاهده متن کامل]

در زبان پهلوی ( ریشه از پهلوانیک ( پهلوی اشکانی ) ) کشتکار ( کشاورز یا برزگر ) را گویند.
کار پسوند ( آک ) - سازنده نام و فروزه نهادی ( اسم و صفت فاعلی )
این واژه هم یکی از سرمایه های زبان ماست که می توانیم آن را زنده کنیم و به دامنه واژگان زبان ایران ( پرشین ) بیافزاییم. هر چه واژگان ریشه دار بیشتری داشته باشیم توانایی های زبان ما برای رویارویی با چالش های نوین و نیاز به واژه سازی های آتی، بیشتر و بیشتر می گردد.
... [مشاهده متن کامل]

نمی دونم کِی و چرا ولی برابر فارسی واژه "پتانسیل" برگزیده شده است که مشتق از فعل کاشتن است.
پتانسیل، توانمندی، استعداد نهفته