کاری بیک با حروف لاتین به شکل Karibik با تلفظ کاریبیک به زبان آلمانی و ترجمه ی آن به زبان فارسی بصورت کارائیب.
کاری بزرگ ؟!. اگر پاسخ به این سوال مثبت باشد، آنگاه پرسش بعدی این خواهد بود: چه کار بزرگی ؟!
... [مشاهده متن کامل]
پسوند بیک با حروف لاتین به شکل bik در اصل و ریشه به روش بازی کابالا ساخته شده و در پشت پرده ی ظاهر حروفی، لفظی، لغوی یا کلمه ای خود حامل رمز عددی یا کد انسانی یعنی عدد ۱۰ بوده.
ب وَ ی ( با تلفظ های قدیمی با و یا ) در ردیف حروف الفبای فارسی به ترتیب معادل اعداد ۲ و ۳۲ میباشند و عدد ۳۲ با جمع عددی و رقمی و با تلفظ ۲ و ۳ و یا ۳ و ۲ در چهار حالت مساوی با ۵ میباشند و در پیوند با معادل عددی حرف ب یعنی ۲ بصورت ۲ تا ۵ با تلفظ یک ۵ و یک ۵ مساوی با ۱۰.
حرف ک ( با تلفظ قدیمی کا و جدید کاف ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۲۵ میباشد با تلفظ ۲ تا ۵ و یا ۵ تا ۲ و در هردو حالت مساوی با ۱۰.
اگر در اینجا متوقف شویم، کاری را که پیشینیان آنرا آغاز و تمام کرده اند، توسط کابلا باز خبره و ماهر نیمه کاره باقی خواهد ماند. لذا برای اتمام کار باید حاصل یا نتیجه ی بخش اول و دوم محاسبه را به هم پیوند داد، همانطور که بی وَ ک به شکل بیک بهم پیوند خورده اند، یعنی
۱۰ ۱۰ ( یک ۱۰ برای هر زن و یک ۱۰ برای هر مرد و هرکدام بطور مستقل و جدا از هم مشتمل بر ۵ مرد و ۵ زن، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی، آسمانی و جاودانه.
براساس ویکیپدیا دانش نامه آزاد به زبان آلمانی، گروهی از انسان ها تحت نام آراواک ( Arawak ) حدود یک هزار سال قبل از میلاد ایسا به آن منطقه ی جزیره ای رسیده اند. این واژه به احتمال قریب به یقین به زبان فارسی بوده و از سه بخش ساخته شده بصورت تفکیکی زیر : Ar awa k با تلفظ آر آوا ک، به معنای آرنده یا آورنده ی آوا یا صدای ک با تلفظ کا و به احتمال قوی آوای دو کا بصورت کاکا و حامل رمز عددی یا کد انسانی بصورت زوجی به شکل های مرد و زن ؛ مرد و مرد؛ زن و زن بصورت عددی : 2525 : 10 10 : 5 و5 باضافه ی ۵و۵. با حروف لاتین با فرم های : be be ؛ e و e ؛ e و e و معادل عددی آنها.
شاید خودکار بیک در ایران حامل این رمز عددی یا کُد انسانی بوده باشد و نه به معنای خودکار بزرگ.
آن گروه انسانی شاید بهمراه آن آوا، رمز عددی یا کد انسانی نهفته در پشت پرده ی ظاهر لفظی یا کلمه ای نام موسا به شکل موسی را هم با خود به آنجا برده بوده باشند.
مو به زبان فارسی قدیم علاوه بر موی به معنای من هم بوده و پسوند سی به معنای عدد ۳۰ نبوده بلکه به شرح زیر : س وَ ی ( با تلفظ های سین و یا ) در ردیف حروف الفبای فارسی به ترتیب معادل اعداد ۱۵ و ۳۲ میباشند و عدد ۳۲ با همان تلفظ های اشاره شده در بالا مساوی با ۵ و در پیوند با معادل عددی حرف سین بصورت ۵۱۵ با جمع عددی ۲۰ ( برای هرکدام از زوج ها چه هترو و چه همو بر رویهم و در کنار هم ) و با تلفظ یک ۵ و ۵ مساوی با ۱۰ ( برای هرکدام از نیمزوج ها بطور انفرادی ) و هرکدام مشتمل بر ۵ مرد و ۵ زن خودی و غیر بیگانه از هم و در آفرینش سرمدی، ازلی یا اولیه یکبار برای همیشگی، بقاء، دائمیت، ابدیت و جاودانگی در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، توانائی، دانائی، هنرمندی، هوشمندی و دانش کامل با کمیت و کیفیت بهشت برین آفریده شده و از عشق و زندگی جاودانه برخوردار گردیده اند.
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
بیک کلیمه ترکی است که به معنای بزرگ ٬ امیر قوم ٬ بزرگ قوم ویا قبیله ٬ صاحب مقام ٬ امیر زاده ٬ رئیس قوم . . . . .
محمد علی پدرام =مشنگ
بیک = لیک، ولیکن
بِیک = ریختی است نوین از ( بَگَ یا بَغَ ) از زبان های باستانی ایران به مینوی ( خدا، سرور و بزرگ ) . این واژه کهن ایرانی ریخت های دیگری نیز مانند big انگلیسی نیز دارد.
بیک به معنی بزرگ در زمانهای قدیم اشخاصی را که خیلی ارزشمند میدیدند وبرایشان خیلی عزیز بودن بزرگ یا همان بیک اول فامیلیشان که محمدی بود میگذاشتند که فامیلی بیک محمدی میشد. مثل خاندان کریمخان زند که اول اسم پدر بزرگ مرا بیک گذاشتند.
البته نام دیگر بیک به معنی آقا هست
بیک=but
لیک>ولیک>ولی
( پارسی )
بیک= رهاکردن باد معده .
بیک= کنایه از انجام کار خطایی یا کاری که بیم اشتباه در آن است.
بیک= بخشی از ساز بادی نوازندگان لری - بخشی از سرنا