ناواک
کشتی ران، ناخدا، سکاندار کشتی، ملوان
این واژه یادگاری از زبان پهلوی است و از پهلوی اشکانی به دست ما رسیده است.
در زبان پهلوی اشکانی به ناخدا و سکاندار کشتی ( ناواز ) گفته می شد. پسوند ( آز ) همان کارکرد پسوند ( آک ) را دارد و ریخت دیگری از این پسوند است.
... [مشاهده متن کامل]
امروزه ما می توانیم این واژه کوتاه، ریشه دار، خوش ساخت، کاربردی و باستانی را چه به ریخت پایدار آن ( ناواک ) و چه به ریخت ویژه زبان پهلوی اشکانی ( ناواز ) یا ناواژ برای کشتی رانان و ملوانان یا حتی برخی کارکنان کشتی بکار ببریم و از سرمایه های زبانی خودمان بهره بیشینه را ببریم.
ناو ( کشتی ) آک ( پسوند پهلوی نام ساز و فروزه ساز نهادی - سازنده اسم و صفت فاعلی )
ریخت های دیگر پسوند آک: آز، آژ، آچ هستند و می توان با هرکدام از آنها واژگان دیگری ساخت و برای کاربردهای دیگر در زمینه دریانوردی و کشتی رانی از آنها بهره برد.
باید دانست که ( ناو ) و ( ناوبری ) در زبان های کهن ایرانی به چمِ راندن و جاری شدن در آب بوده و می تواند با واژه ی ( شنا ) نیز هم ریشه باشد.


کشتی ران، ناخدا، سکاندار کشتی، ملوان
این واژه یادگاری از زبان پهلوی است و از پهلوی اشکانی به دست ما رسیده است.
در زبان پهلوی اشکانی به ناخدا و سکاندار کشتی ( ناواز ) گفته می شد. پسوند ( آز ) همان کارکرد پسوند ( آک ) را دارد و ریخت دیگری از این پسوند است.
... [مشاهده متن کامل]
امروزه ما می توانیم این واژه کوتاه، ریشه دار، خوش ساخت، کاربردی و باستانی را چه به ریخت پایدار آن ( ناواک ) و چه به ریخت ویژه زبان پهلوی اشکانی ( ناواز ) یا ناواژ برای کشتی رانان و ملوانان یا حتی برخی کارکنان کشتی بکار ببریم و از سرمایه های زبانی خودمان بهره بیشینه را ببریم.
ناو ( کشتی ) آک ( پسوند پهلوی نام ساز و فروزه ساز نهادی - سازنده اسم و صفت فاعلی )
ریخت های دیگر پسوند آک: آز، آژ، آچ هستند و می توان با هرکدام از آنها واژگان دیگری ساخت و برای کاربردهای دیگر در زمینه دریانوردی و کشتی رانی از آنها بهره برد.
باید دانست که ( ناو ) و ( ناوبری ) در زبان های کهن ایرانی به چمِ راندن و جاری شدن در آب بوده و می تواند با واژه ی ( شنا ) نیز هم ریشه باشد.

