برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

نیک

نیک ز نام و نشان و گمان برتر است * نگارنده بر شده گوهر است

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 مینو: نادیده (غیب)، معنا، روح، بهشت، آسمان
اوستایی: مَ ای نی یو
پهلوی: مینوگ (مینوک)
مینوی خوب: سپند مینو
مینوی بد: انگره مینو
هم خانو ...
١٤٠٠/٠١/٢٠
|

2 پیشگاه ١٤٠٠/٠١/١٩
|

3 ز نیرو بود مرد را راستی
ز سستی کژی آید و کاستی
فردوسی
١٤٠٠/٠١/١٩
|

4 بزرگمهر، کودکی که دانای بزرگ ایران شد.
فروزنده شد نام بوزرجمهر - به او روی بنمود گردان سپهر
خردمند و دانا و روشن روان - تنش زین جهان است و جان ...
١٤٠٠/٠١/١٩
|

5 آذر = آتر (آتش): عنصری پاک و فرشته ای است در ایران باستان.
بایجان = معرب (بایگان)
جایگاه پاسداشت آتش.
١٤٠٠/٠١/١٩
|

6 کشوری با یک نام برآمده از اشتباهی تاریخی پس از جنگ جهانی نخست بر روی سرزمین باستانی آناتولی که پس از تهاجم و سلطه تازی و تاتار طی صدها سال بیشتر مرد ... ١٤٠٠/٠١/١٩
|

7 زندگی
پهلوی: zindagih (زیندَگی) در زبان تاتی و تالشی هنوز به همین صورت تلفظ می شود.
١٤٠٠/٠١/١٩
|

8 مردم تالش مردمی هستند که به زبان تالشی سخن می گویند.
با نگاه به زبان تالشی که از زبان های هندواروپایی شاخه ایرانی و از کهن ترین آن هاست (شاید ما ...
١٤٠٠/٠١/١٨
|

9 دریای کاسپی
دریاچه کاسپی (یادمان مردم ایرانی و باستانی کاسپی که در کناره غربی و جنوب غربی این دریاچه می زیستند).
١٤٠٠/٠١/١٧
|

10 دریای پارس
کنداب پارس
١٤٠٠/٠١/١٧
|

11 کنداب ١٤٠٠/٠١/١٧
|

12 میان، میانه (هم‌ریشگی زبان‌های هندو اروپایی) ١٤٠٠/٠١/١٧
|

13 اندر، اندرون (هم‌ریشگی زبان‌های هندواروپایی) ١٤٠٠/٠١/١٧
|

14 کو
کوش
کوشش (کوش اون)
١٤٠٠/٠١/١٦
|

15 کجایی = کوشی ١٤٠٠/٠١/١٦
|

16 به جایی (کنار دستشویی) می‌گویند که دست و رو را می‌شوییم. ١٣٩٩/١٢/٣٠
|

17 فارسی امروز (مستراب) یک واژه نابجا و اضافی تازی است و امروزه بیشتر دستمایه طنز است. ١٣٩٩/١٢/٣٠
|

18 یک واژه ی نابجا و ناسازگار فرهنگی است که امروزه بیشتر به گفتار بی ادبانه راه یافته است. قدیمی ها (دست به آب) می گفتند. امروزه (دستشویی) می گویند. توا ... ١٣٩٩/١٢/٣٠
|

19 همان (کودک) فارسی است (واژگان همریشه هندواروپایی).
آلمانی کینت و کیتز
ایرلندی کید
مجارستانی کوی یَک
نروژی گوت
به زبان ژاپنی هم راه یاف ...
١٣٩٩/١٢/٢٨
|

20 نه (سجاد ملایی و دیگران...) بین یک واژه ریشه دار با یک واژه برساخته (بدون پیروی از بنیان های زبان شناختی) زمین تا آسمان تفاوت هست. یک واژه کهن درختی ... ١٣٩٩/١٢/١٤
|

21 همان (لنگر انداختن) فارسی است به معنای جایی زیاد ماندن و جا خوش کردن. ١٣٩٩/١١/٢٠
|

22 معنای اصلی این واژه همان معنای (پیچ): اندازه یا میزان شیب یا سرازیری یا چرخش در زبان فارسی است (همریشگی واژه های هندو اروپایی). ١٣٩٩/١١/١٠
|

23 غواص = آب کاو (کاوش‌گر آب) ١٣٩٩/٠٧/١٦
|

24 همان (لِنگ) فارسی است که معنای پا می‌دهد (هم‌ریشگی زبان‌های هندواروپایی). ١٣٩٩/٠٧/١٥
|

25 دود و دم ١٣٩٨/١٠/١٥
|

26 گذاشتن
روا دانستن
پروانه
١٣٩٨/١٠/٠٤
|

27 پیوند، پیوستگی، همبندی ١٣٩٨/١٠/٠٤
|

28 نشاط از (نیخشاد) پهلوی گرفته شده با واژه شادی هم خانواده بوده و ایرانی است. شایسته است که آنرا نشاد یا نشات بخوانیم و بنویسیم. ١٣٩٨/١٠/٠٣
|

29 این واژه هرچه هست ریشه ایرانی دارد.
اوستایی (وِرِثرَ)
پهلوی (واریش)
١٣٩٨/١٠/٠٣
|

30 راست
رَشتَ (اوستایی)- راست (پهلوی)
١٣٩٨/١٠/٠٣
|

31 فروزه معنای (روشنی) دارد و معنای (صفت) آن برساخته (دساتیر) است و پایه و ریشه ندارد. ١٣٩٨/١٠/٠١
|

32 هنایش یک واژه جعلی (دروغین) یا دساتیر است به این معنا که ریشه در کارواژه های زبان های ایرانی ندارد و من درآوردی است. از کاربرد این واژه پرهیز شود. ش ... ١٣٩٨/٠٩/٣٠
|

33 یک نام کهن ایرانی است که به معنای زن نیک و پاکدامن است. ١٣٩٨/٠٩/٢٨
|

34 نیک: خوب، پسندیده، نیکو، خوش
یک واژه جهانی از زبان های هندو-اروپایی که کاربردش به اندازه ای در سرزمین های هندواروپایی زبان گسترده است که نیازی به ...
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

35 یک نام زیبای جهانی و از زبان های فراگیر هندواروپایی است و برای این گونه نام های فرازبانی ریشه ایرانی و یونانی، اسلاو و اروپایی معنایی ندارد و در همه ... ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

36 واسه (کوتاه شده: واس)
فارسی تهرانی
مانند: واسه چی؟- واسه ی شماست - واسه اینکه - واس منه و..
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

37 فارسی : برای چه
در زبان های همریشه با فارسی مانند اسپانیایی و پرتغالی para que (بارا که) گفته می شود.
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

38 با حیا، نجیب، با شرم
واژه زیبایی از از زبان ایرانی کردی که در فارسی هم با معناست و می توان بکار برد.
١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

39 رامیار
برگرفته از زبان ایرانی کردی
١٣٩٨/٠٩/٢٠
|

40 صفت = ویژگی، نهاد
صفت (دستور زبان) = فروزه واژه
١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

41 نگره ١٣٩٨/٠٨/٣٠
|

42 به سادگی به جای این وام واژه می توان (فرهنگ) را بکار برد ولی معنای تمدن در زبان امروزی فرهنگ پیشرفت را می رساند پس می توان از واژه (فرا فرهنگ) بهر ... ١٣٩٨/٠٨/١٦
|

43 برابر پارسی آدم، انسان، بشر، هیومن ١٣٩٨/٠٨/١٣
|

44 سازش کارانه ١٣٩٨/٠٨/١٢
|

45 نشان‌کرد، نشانه روی ١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

46 هم گذاری، هم گذاشت، هم داری، هم داشت
مشترک = هم دار

١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

47 بدست، از سوی، به یاریِ، به روش، از راه ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

48 برابر پارسی = تیر روز
این روز در فرهنگ های باستانی به گوی آسمانی تیر (عطارد یا مرکوری) پیوند داده شده و در واژه لاتین Dies Mercurii به معنای روز م ...
١٣٩٨/٠٧/١٧
|

49 برابر پارسی = بهرام روز یا بهرام شید
روز سه شنبه در فرهنگ های باستانی به گوی آسمانی بهرام (مریخ یا مارس) پیونده داده شده و در واژه لاتینDies Marti ...
١٣٩٨/٠٧/١٧
|

50 برابر پارسی: آدینه، ناهید روز
این روز در فرهنگ های باستانی به گوی آسمانی ناهید (زهره یا ونوس) پیوند داده شده و در نام لاتین Dies Veneris روز ونوس ...
١٣٩٨/٠٧/١٧
|