برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

نیک

نیک ز نام و نشان و گمان برتر است * نگارنده بر شده گوهر است

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 هوا
برگرفته از فرشته هوا و باد آرین های باستان (وایو)
هندی ها هنوز خود واژه (وایو) را بکار می برند زیرا این فرشته در هندوستان جایگاه بالایی داش ...
١٤٠٠/٠٤/٣٠
|

2 بیک = لیک، ولیکن
بِیک = ریختی است نوین از (بَگَ یا بَغَ) از زبان های باستانی ایران به مینوی (خدا، سرور و بزرگ). این واژه کهن ایرانی ریخت های دیگر ...
١٤٠٠/٠٤/٢٥
|

3 کسی که بنا به شایستگی های ویژه و سالها پژوهش و داشتن آثار برجسته و ارزشمند در یک زمینه از سوی متخصص های برجسته آن زمینه پروفسور نامیده شود.در دانشگاه ... ١٤٠٠/٠٤/٢٥
|

4 ولنگار
درنگی: برو تا به درگاه افراسیاب - درنگی مباش و منه سر بخواب (شاهنامه)
١٤٠٠/٠٤/١٢
|

5 خانم یا خانوم
یک واژه آریایی است و هرگز از زبان‌های ترکی و مغولی گرفته نشده است.
بخش (خان) همریشه با( زن) پارسی یا( ژن) و( ژین) در زبان های گو ...
١٤٠٠/٠٤/١١
|

6 نام جاویدان دریای پارس
این نام را نخستین بار داریوش بزرگ در سنگنوشته های ساخت آبراه سوئز آورده است.
(شاخاب) برابر شایسته ای نیست. چرا؟ زیرا ای ...
١٤٠٠/٠٤/٠٥
|

7 نوسازی و بازسازی جهان. ١٤٠٠/٠٤/٠٤
|

8 کسی که دارای نیرویی است شگفت. ١٤٠٠/٠٤/٠٤
|

9 zrih پهلوی
پلوتارک گوید: ایرانیان زرهی بر تن می کردند که می درخشید و چون روشنایی آفتاب بر آن می افتاد بینایی دشمن را کور می کرد.
١٤٠٠/٠٤/٠٤
|

10 همین چیزی است که امروزه (حال) می گوییم و اندریافت درونی یا شرایط و وضعیت درونی است. برای نمونه می گوییم (دیگر حالی برایم نمانده) یا (حال شما چطور است ... ١٤٠٠/٠٤/٠٤
|

11 اوستایی: ish
ishka
نیاهندواروپایی: ais (خواستن و آرزو کردن)
این واژه با ask (درخواست کردن و پرسیدن) انگلیسی همریشه می باشد.
١٤٠٠/٠٣/٠٨
|

12 این واژه همریشه با (با) در زبان فارسی می باشد (نیاهندواروپایی bhi) ١٤٠٠/٠٣/٠٧
|

13 در قفقاز (ارمنستان و گرجستان) هم همین واژه با اندگی دگرگونی برای رامشگر و خنیاگر بکار می رود. ١٤٠٠/٠٣/٠٧
|

14 دریای کاسپی
اگر ما این نام را در حالت جمع (دریای کاسپی ها) بنامیم (دریای کاسپیان) می شود که مطابق با نام جهانی آن در همه نقشه های دنیاست.
این ...
١٤٠٠/٠٣/٠٧
|

15 کاسپین
قزوین نامیدن این شهر مانند این است که کاسی ها را قازی و دریای کاسپین را دریای قزوین و کاشان را قازان بنامیم. نیکو است این نام زنده شود تا ...
١٤٠٠/٠٣/٠٧
|

16 نعلین تازی شده(نالین) است.
پرستار نالین زرین بدست - به پای ایستاده سرافکنده پست (فردوسی)
١٤٠٠/٠٣/٠٦
|

17 دهیوکَ
رهایی بخش ایران از ستم آشوری ها
این واژه در فارسی امروز (دهقان) شده است.
١٤٠٠/٠٢/٢٨
|

18 شاهنشاه خداپرست ایران سامان مندترین و شکوهمندترین پادشاهی را در تاریخ جهان داشته است و آثار و برجای مانده هایش بی مانند هستند و پس از کوروش دومین پاد ... ١٤٠٠/٠٢/٢٨
|

19 هرمز یا اورمزد ١٤٠٠/٠٢/٢٨
|

20 در فارسی: خوراکی ١٤٠٠/٠٢/٢٨
|

21 کاری که نشدنی است. ١٤٠٠/٠٢/٢٧
|

22 bombaruna
زمان جنگ ایران و عراق
١٤٠٠/٠٢/٢٧
|

23 سیر تحول:
گزارشگر ها اول می گفتند روبرتو باگیو بعد گفتند روبرتو باجیو و آخر شد روبرتو باجو
درخشش این بازیکن بین سال های 90 تا 94 میلادی بود.
١٤٠٠/٠٢/٢٧
|

24 بیشتر مردم آلن دولن می گفتند. ١٤٠٠/٠٢/٢٧
|

25 دریب تو گل که گاه به اختصار (دریب تی گل) هم می گفتند ١٤٠٠/٠٢/٢٧
|

26 یک بازی شهری کودکانه در کوچه ها
بالا بلندی یک بازی ساده کودکانه و فراگیر بود که در آن بچه ها برای فرار از دست گرگ بازی به بالای پله جلوی در خانه ...
١٤٠٠/٠٢/٢٧
|

27 چرخ چرخ اَببازی
خدا منو نندازی
١٤٠٠/٠٢/٢٦
|

28 son (انگلیسی)
در گویش های ایرانی مانند تالشی به بچه کوچک و نیکو رفتار می گویند.
١٤٠٠/٠٢/٢٦
|

29 برابرهای پارسی:
کمربسته
پیشکار
دست به سینه
١٤٠٠/٠٢/٢٦
|

30 من ازین دونان شهرستان نیم
خاطر پر درد کوهستانیم
نیما یوشیج
١٤٠٠/٠٢/٢١
|

31 اگر= گر، ار (کوتاه شده)
در انگلیسی به or (یا) دگرگون شده است که در فارسی هم گاه معنای (یا) دارد.مانند: کنون گر تو در آب ماهی شوی و گر (یا) چون ش ...
١٤٠٠/٠٢/٠١
|

32 هال (حال)؟ هال شما؟ ١٤٠٠/٠٢/٠١
|

33 هال = آرامش و خوشی (یک ویژگی درونی)
دلش گشت پر آتش از مهر زال
از او دور شد خورد و آرام و هال
یا
شب آمد پر اندیشه بنشست زال
به نادیده ب ...
١٤٠٠/٠٢/٠١
|

34 مینو: نادیده (غیب)، معنا، روح، بهشت، آسمان
اوستایی: مَ ای نی یو
پهلوی: مینوگ (مینوک)
مینوی خوب: سپند مینو
مینوی بد: انگره مینو
هم خانو ...
١٤٠٠/٠١/٢٠
|

35 پیشگاه ١٤٠٠/٠١/١٩
|

36 ز نیرو بود مرد را راستی
ز سستی کژی آید و کاستی
فردوسی
١٤٠٠/٠١/١٩
|

37 بزرگمهر، کودکی که دانای بزرگ ایران شد.
فروزنده شد نام بوزرجمهر - به او روی بنمود گردان سپهر
خردمند و دانا و روشن روان - تنش زین جهان است و جان ...
١٤٠٠/٠١/١٩
|

38 آذر = آتر (آتش): عنصری پاک و فرشته ای است در ایران باستان.
بایجان = معرب (بایگان)
جایگاه پاسداشت آتش.
١٤٠٠/٠١/١٩
|

39 کشوری با یک نام برآمده از اشتباهی تاریخی پس از جنگ جهانی نخست بر روی سرزمین باستانی آناتولی که پس از تهاجم و سلطه تازی و تاتار طی صدها سال بیشتر مرد ... ١٤٠٠/٠١/١٩
|

40 زندگی
پهلوی: zindagih (زیندَگی) در زبان تاتی و تالشی هنوز به همین صورت تلفظ می شود.
١٤٠٠/٠١/١٩
|

41 مردم تالش مردمی هستند که به زبان تالشی سخن می گویند.
با نگاه به زبان تالشی که از زبان های هندواروپایی شاخه ایرانی و از کهن ترین آن هاست (شاید ما ...
١٤٠٠/٠١/١٨
|

42 دریای کاسپی
دریاچه کاسپی (یادمان مردم ایرانی و باستانی کاسپی که در کناره غربی و جنوب غربی این دریاچه می زیستند).
١٤٠٠/٠١/١٧
|

43 دریای پارس
کنداب پارس
١٤٠٠/٠١/١٧
|

44 کنداب ١٤٠٠/٠١/١٧
|

45 میان، میانه (هم‌ریشگی زبان‌های هندو اروپایی) ١٤٠٠/٠١/١٧
|

46 اندر، اندرون (هم‌ریشگی زبان‌های هندواروپایی) ١٤٠٠/٠١/١٧
|

47 کو
کوش
کوشش (کوش اون)
١٤٠٠/٠١/١٦
|

48 کجایی = کوشی ١٤٠٠/٠١/١٦
|

49 نشان،نشانه، رد، ردپا، نوشته، یادگار، یادمان، آفرینه، کارایی، کارآمدی،نمود، پیامد را می‌توان برای معناهای گوناگون این واژه به کار برد. نیازی به واژه‌ی ... ١٣٩٩/١٢/٣٠
|

50 به جایی (کنار دستشویی) می‌گویند که دست و رو را می‌شوییم. ١٣٩٩/١٢/٣٠
|