برجه بجه مشتها مستنکر سغراق استقا
مثوم کندوری شوم فال فخ اوساخ
داعی هر پیشه اومیدست و بوک گرچه گردنشان ز کوشش شد چو دوک بامدادان چون سوی دکان رود بر امید و بوک روزی می دود بوک روزی نبودت چون می روی خوف حرمان هست تو چونی قوی مولانا
عثار کودبان ترفع می لایید وحل
آن یکی تا کعبه...... می رود وین یکی تا مسجد از خود می شود ✏ مولانا
اوستاخ ملق عثار گبز آیس
تا سلیمان.......... معنوی در نیاید بر نخیزد این دوی ✏ مولانا
فطام انجاس منکوس لبد نصح جوقی
بنده ای می شد سیه با اشتری ...... پر آب چون هدیه بری ✏ مولانا
کثبان مندیل التون مغیث منقی