جای خالی نقطه چین را پر کنید:
جای خالی نقطه چین را پر کنید:
در ادبیات ... شعری عاشقانه یا عرفانی است، که در یک وزن و قافیه سروده شده، لیکن کوتاهتر از قصیده است. یعنی ۵ تا ۱۲ بیت، و فقط بیت اول همقافیه است، و دیگه در بقیه بیتها فقط در مصراع دوم همقافیهاند.
٩ پاسخ
بسیاری از شاعران دیروز در مقام عمل تفاوتی میان نظم و شعر قائل نبودند و به نظرهای ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی و رشیدالدين وطواط و شمس قيس رازى و ... اهميت چندانی نمیدادند. شعر و نظم مىسرودند و هر دو را هم شعر خطاب میكردند و هم نظم. و اين یعنی آنان در درجۀ اول به بيان احساسات بسنده میکردند و آنگاه اگر احساسات و اندیشه، پروانۀ بکارگیری آرایه های ادبی را صادر میکرد؛ از اين آراستگى ها بهره میگرفتند.
بزرگان ایران ز بهر شکار
به درگاه رفتند سیصد سوار
ابا هر سواری پرستنده سی
ز ترک و ز رومی و از پارسی
پرستنده سیصد ز ایوان شاه
برفتند با ساز نخچیرگاه
فردوسی جان
فرشته را ز حلاوت دهان پر آب شود
چو از حرارت میدلبرم لبان ليسد
روان ز ديدهٔ افلاكيان شود جيحون
نصال تيرت اگر قبضهٔ كمان ليسد
به خاك خفتهٔ تيغ تو از حلاوت زخم
زبان برآورد و زخم را دهان ليسد
رودکی سمرقندی
جعفربن محمدبن حكيم بن عبدالرحمن بن آدم رودكی، زاده اواسط قرن سوم از شاعران ايرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ايران است. رودكی به روايتی از كودكی نابينا بوده است و به روايتی بعدها كور شد. او در روستايی به نام بَنُج رودك در ناحيه رودك در نزديكی نخشب و سمرقند به دنيا آمد. ( منطقه نخشب سرزمین کهن ایران باستان است که در دوران هخامنشیان بنام پرثوه و پرثوا خوانده میشد، که اکنون در ازبکستان است) رودكی را نخستين شاعر بزرگ پارسی گوی و پدر شعر پارسی ميدانند. او در دربار امير نصر سامانی بسيار محبوب بود و ثروت بسياری بدست آورد. وی در حدود يكصدهزار بيت شعر سروده است و درموسيقی، ترجمه و آواز نيز دستی داشته است. بهر حال رودكی در سه سال پايانی عمر مورد بی مهری امرا قرار گرفته بود. او در اواخر عمر به زادگاهش بنجرود بازگشت و در همانجا به سال ۳۲۹ هجری قمری (۹۴۱ ميلادی) درگذشت.
درست پیدا نیست که بذر ابراز ارادت به خوبها و خوبیها از چه زمان در باغچه وجود انسانها کاشته شده، اما در ساده ترین حالت ممکن، عمری به اندازه خلقت انسان دارد. این شوق از نخستین روزهایی که انسان، سخن گفتن را فرا گرفته تا امروز، رفیق گرمابه و گلستانش بوده است. ناگفته پیداست که اگر این خوبیها با زحمت به دست آمده باشند، از جایگاه بالا و والاتری در میان هر جمع برخوردارند. گاه رشته کلام در خدمت خوبی هاست که در واقع همان نقطه اشتراک شاعران در تاریخ ادبیات با هر قالب و سبک و زبانی است؛ همان نقطه ای که هراديب در مقام ایراد سخن، سعی بر کمک گرفتن از آن را دارد.
جفاپیشه بدگوهر افراسیاب
ز کینه نیاید شب و روز خواب
برآورد خواهد همی سر ز ننگ
ز هر سو فرستاد لشکر بجنگ
همی زهر ساید بنوک سنان
که تابد مگر سوی ایران عنان
اگر فردوسی حكيم دلاورى ايرانيان جسور را در دل داستانهايی سُتوار ريخت و از مَنِش پارسيان غيور و آزادى خواه دفاع كرد، بدين زبان بود؛ اگر بيهقی تاريخش را به اين زبان نوشت و هُجويرى نيز مصفّاى تصوّف اسلامی را بدين جويبار سپرد، هم آن دليل تواند بود و هم اين برهان كه از روانی واژهها و تركيبهاى پارسی در برتابی موضوعهاى گونه گون خبر داشتند؛ و سنايی با عرفانش، نظامی با پنج گنجش، عطّار و استعاره هاى پرندگانش، مولوى و مثنوى و ديوان كبيرش، سعدى و غزلهايش همراه با بوستان و گلستانش، حافظِ انديشه هاى ناب با ايهام و كنايه هايش و بسيارى ديگر، از جامی تا صائب و قائم مقام و عشقی و بهار و رهی و حميدى، و در اين روزگار صفّارزاده و محدّثی و حسينی و آذريزدى و امين پور و سبزوارى و قزوه و...
داشتم تذکره ها رو زیرو رو میکردم، حیفم آمد این شعر دلچسب مستوره خاک بخورد، واقعاً این بانوان فرهیخته از افتخارات این سرزمین هستند که گمنام مانده اند، خودتان این شعر را مرور کنید و قضاوت کنید:
آن پری چهره که دوشینه به بزم ما بود
وصف او را نتوان گفت چه سان زیبا بود
وه چه بزمی گل و شمع و نی و بربط همه جمع
خنده جام می و قهقهه مینا بود
سرخوش از باده من و ساقی و آن طرفه صنم
تا سحر قصه ز نقل و می و از صهبا بود
از وفاداری و از صبر و شکیبایی و عشق
هر چه زان جمله سخن رفت از این شیدا بود
زاهدا لاف مزن نقد مسلمانی تو
خود بدیدم به كف مغ بچۀ ترسا بود
هر که در مسجد و میخانه به چشم آوردم
همه را دامی از آن زلف سیه بر پا بود
دی به غمزه صنمی سلسله موئی به گذشت
دل مستوره و جمعی به برش یغما بود
از بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی
« غزل» باید بباشد وجواب مورد نظر
درود و سپاس، بله آفرین حسین عزیز🙏🌷
غزل شعری عاشقانه یا عرفانی است که در یک وزن و قافیه سروده شده، لیکن کوتاهتر از قصیده است. یعنی ۵ تا ۱۲ بیت، و فقط بیت اول همقافیه است، و دیگه در بقیه بیتها فقط در مصراع دوم همقافیهاند.
درود، بله آفرین کاملاً صحیح فرمودید🪻🌷🙏
تعریف غزل راگفتید و جاخالی این کلمه است
بله آفرین بر شما، درود و سپاس🌺🙏
درود بر استاد عزیزم، آفرین🙏🌹