این شعر از کیست؟
این شعر از کیست؟
تا در مقام صدق و صفا پا گذاشتم
پائی به فرق عالم بالا گذاشتم
قریب چشم و غم طره ات ببرد ز دستم
ز غمزه خستۀ اینم ز عشوه بستۀ آنم
بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی
بانو شاعره گوهر
بانو شاعره قمر
بانو شاعره قمر السلطنه/ ماه تابان
بانو شاعره کامله بیگم
بانو شاعره گلچهره بیگم
بانو شاعره گلبدن بیگم
بانو شاعره دانشمندآذربایجان/ گوهر بیگم آذربایجانی
بانو شاعره کنیز فاطمه
بانو شاعره گلین منوچهر میرزا
بانو شاعره ستاره/ کوکب
بانو شاعره گنا بیگم
٧ پاسخ
بانو ماه شرف کردستانی متخلص به مستوره
به نام ایزد پیدا و نهان
روان بخش تن افروزنده جان
خداوندی که عالم آفریده
جهان در جان آدم آفریده
خداوندیش بر هر چیز پیدا
بر او عقل جهان بین است شیدا/ لاادری.
گل آمد و عندلیب شیداست
هنگام می و نشاط صحراست
بر طرف چمن بیا که آنجا
اسباب طرب همه مهیاست
زین پس من و ساقی و میو جام
كاين رسم ستوده خاصۀ ماست
زاهد تو و سلسبیل و کوثر
ما را لب مهوشی مهنّاست (مُهنّابروزنمُهیّا، گوارا)
آن شوخ ز دلبران یکتا
در شیوه حسن و ناز یکتاست
زنجیر دل خراب مجنون
از طره پر شکنج لیلاست
آیات لطافت و نکوئی
در صفحه صورتت هویداست
دامن مفشان که از نکویان
این شیوه سرکشی نه زیباست
مستوره متاع دین و دل بین
در دست بتان شهر يغماست
از بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی
در مورد واژه مهنا سعدی در سندبادنامه میگه: این دو کبک با یکدیگر عیشی مهنا و وصالی مهیا داشتند.
بانو ماه شرف...
درود بر حسین عزیزم، آفرین، شعر مستوره خوبه و من در میان شاعره ها رتبه سوم چهارم را بهش دادم، براوو🙏🌹
بانو شاعره نوش
از بزرگ زادگان زندیه و همسر فتحعلیشاه بوده و شاهزاده طهمورث میرزا پسر فتحعلیشاه از شکم اوست، محمود میرزا نویسنده تذکره نقل مجلس مینویسد تخلص این بانو را من انتخاب کردم و یاد آور میشود که دارای طبع شعر بوده و نمونه ابیات وی چنین است:
گر با تو شبی دست در آغوش کنم
يا يك دو سه ساغر ز كفت نوش کنم
عیش و طرب زندگی از سر گیرم
غم های گذشته را فراموش کنم
يا رب آن طره طرار دو خونخوارانند
یا همانا که پرستار دو بیمارانند
زان دو کافر تو نگهدار دمی جانب دل
گرچه مستند ولی رهزن هشیارانند
ای صبا نافه از آن طره تو آهسته گشا
که بدان سلسلۀ زلف گرفتارانند
نرگسانی که سر از خواب گران بر نکنند
چه غم از حال دل دیده بیمارانند
رو به میخانه زمستان بنگر عجز و نیاز
پا منه مدرسه که آن جای خطا کارانند
عیب ما باده کشی نیست اگر در نگری
واصل رحمت حق جمله گنه کارانند
گوهرا چند بری در خم آن طره پناه
رحم کم جوی در این ره که ستمکارانند
از بانو شاعره گوهر
بانو شاعره ملک
دختر حسام السلطنه فرزند فتحعلیشاه است خیرات حسان از قول صاحب تذکره نقل مجلس نقل میکند که با سواد و با ذوق بوده و شعر وی اینگونه است:
در دیدهام آنشوخ زهر عیب بری بود
در خوبی و زیبایی چون حور و پری بود
در یاری تو منت کس را نکشم من
این کار خدا بود نه کار دگری بود
درود بر شما، آفرین محمد جان🌹🙏