معنی کلمات زیر را با ذکر مثال بنویسید
پردختگی
اژدهافش
شاه فش
روز بانان
پای رنجی
٢ پاسخ
درود بر شما ، بسیار ارزمشند است چنین واژگانی
واژه پردختگی که از "پردخته" می آید به چم "ادا شده" - "پرداخت شده" است همین گونه به چم "به پایان رساندن" و "فراغت" هم هست
نمونه : چنین مرد فرجام کرد آب و باد پاک شد پردختگی بر آنان روا شد
واژه اژدهافش به چم "همانند اژدر " - "همانند چهره اژدها" این واژه از "اژدها" و "فش" ساخته شده است که "فش" به چم "مانند" است که واژه "وش" از واژه "فش" آمده است و همچم هستند
نمونه :
وز آن رستمی اژدهافش درفش
شده روی خورشید تابان بنفش. (فردوسی)
واژه شاه فش به چم "همانند شاه"- " شاهمانند، شاهگونه، باشکوه و والامنش"
نمونه : چکشی بلند در دستان کاوه شاه فش
واژه روز بانان این واژه به چم "نگهبانان " - "پاسبان ها" است "روز" + "بان" کسی که پاسبانی میکند - به اندیشه من "روز" در اینجا به چم روشنایی و پیش رو و بان که به چم پاس است
نمونه :
کس از روزبانان بدر بر نماند
فریدون جهان آفرین را بخواند. (فردوسی)
واژه پای رنجی این واژه به چم "دستمزد" - "پیشکشی" است هم چم با "دسترنج" است گرچه به اندیشه من واژه "دسترنج" و "پایرنج" به کار سخت و دشوار میگفتند با آنکه در چم های این دو واژه برای پای رنج "حق القدم " آمده است و برای دسترنج "حق العمل" آمده است که اندکی آنهارا با هم جدا میکند.
نمونه :
بفرمود شه تا رقیبان گنج
کشند از پی میهمان پای رنج. "نظامی"
پیروز باشید ، بدرود.
پردختگی=
ساخته شده
پرداخته شده
پاک شده
برطرف شده
کجا گفته بودش یکی پیشبین
که پردختگی گردد از تو زمین
اژدهافش =
مثل اژدها
شبیه اژدها
لقب ضحاک ماردوش
برآمد برین روزگار دراز
کشید اژدهافش به تنگی فراز
شاه فش=
مثل شاه
شبیه شاه
نگهبان او پای کرده بکش
نشسته به بیشه درون شاهفش
روزبانان=
٠٢دربان ها
نگهبان ها
پاسبانها
سربازها
محافظان
از آن روزبانان مردم کشان
گرفته دو مرد جوان را کشان
از آن روزبانان ناپاک مرد
تنی چند روزی بدو باز خورد
پای رنجی=
بهای کاری
حق القدمی
فرو شد ناگهان پایت به گنجی
ز دست افشاندیش بی پای رنجی
درود بر شما
آفرین
درود بر شما
آفرین
درود بر شما
آفرین