پرسش خود را بپرسید

همه‌ی دیدگاه‌ها

٢ رأی

جان داد به درد و جاودان زیست
آن کو ندهد به درد جان کیست

جانی که به درد برنیاید
در قالب مرد درنیاید

باشی به جهان به درد یکچند
وز وی ببری به درد پیوند

در بودن درد و در سفر درد
آوخ ز جهان درد بر درد

زین درد کسی کنار گیرد
کو پیشترک ز مرگ میرد

زین مکمن درد خیز برخیز
زین دشمن پر ستیز بگریز

✏ جامی

٣ هفته پیش
١ رأی

این مرد خوب اگه یه روز نباشه حسابی نبودنش مشخصه . آرزوی سلامتی و بهروزی شما را دارم🙏🙏🙏

٣ هفته پیش
٠ رأی

نمونه ای دیگر از دلالت بر وجود آلرژی های فصلی ناشی از گرده گل در آثار شعرا:
سنبل از خوشه های مشگ انگیز
بر قرنفل گشاده عطسهٔ تیز
✏ نظامی

٣ هفته پیش
٢ رأی

درود بر شما
نام شاعر ابیات بالا به شمس مغربی اصلاح میشود

١ ماه پیش
٣ رأی

درود بر شما

این ابیات از دیوان شمس مولانا جلال الدین بلخی می باشد

١ ماه پیش
١ رأی

٨٥ %
با در نظر گرفتن تجمیع موضوعات

١ ماه پیش
٢ رأی

ای جانم سالاری🙏🙏🙏🙏

١ ماه پیش
١ رأی

وشتیدن در ادبیات کهن کلمه درستی هست
وشتیدن: رقصیدن

اما وشت کردند، درست به نظر نمیرسه.
ترکیب اسم فعل کردن بعدها رواج پیداکرد.

مانند گریستن - گریه کردن/ پرستیدن - پرستش کردن

٢ رأی

درود
راهنمایی:
همه گزینه ها میتوانند پاسخ باشند

١ ماه پیش