پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٨,٣٤٤)
to inform on ( someone ) , esp to the police ( به کسی ) خبر دادن، مخصوصاً به پلیس مثال؛ He refused to grass on his friends. Someone grassed him up.
ready for any eventuality; alert آماده برای هر احتمالی؛ هوشیار مثال؛ He carries out random spot checks to keep everyone on their toes. His fiery cam ...
have a second job, typically secretly and at night, in addition to one's regular employment علاوه بر شغل اصلی خود، شغل دومی داشتن، که معمولاً مخفیانه ...
a painkiller that helps relieve pain and reduce swelling ( inflammation ) مسکنی که به تسکین درد و کاهش تورم ( التهاب ) کمک می کند.
to prepare for an activity or job with new equipment آماده شدن برای یک فعالیت یا شغل با تجهیزات جدید مثال؛ The company is tooling up for the predicte ...
abstaining from drinking alcohol پرهیز از نوشیدن الکل مثال؛ He was supposed to be on the wagon. Don't offer her wine; she's on the wagon.
something very difficult to understand چیزی که درک آن بسیار دشوار است. مثال؛ It's not rocket science to understand that more roads mean more vehicle ...
temporarily act or speak on behalf of someone else موقتاً از طرف شخص دیگری عمل کردن یا صحبت کردن مثال؛ The post - holder is required to deputize for ...
non - standard form of something شکل غیر استاندارد چیزی/something مثال؛ There's summat wrong with him.
tell off or criticize someone. کسی را سرزنش کردن یا مورد انتقاد قرار دادن مثال؛ she goes on at him continually. She goes on at him continually for ...
said to tell someone to go away or stop behaving in a foolish way به کسی گفتن بره پی کارش یا از رفتار احمقانه اش دست بردارد. مثال؛ "Can you lend me ...
( British English, offensive, slang ) a rude way of telling somebody to go away, used instead of 'fuck off' see also effing. ( انگلیسی بریتانیایی، ...
get in touch with someone با کسی ارتباط برقرار کردن. مثال؛ when you're passing back, give me a shout. I'll give you a shout when it's time to leave.
( نیروی هوایی ایالات متحده ) یک اصطلاح عمومی برای کارمندان نیروی هوایی وظیفه فعال است.
مگنی شات، یک مکمل تغذیه ای باکیفیت است که در راستای کمک به سلامت سیستم عصبی، استخوان ها و عضلات فرموله شده است. مگنی شات، دارای ویتامین های B1 ، B6 ، ...
ویتامین D3 ( کوله کلسیفرول ) ویتامین D تنها ویتامین با نقش هورمونی است. ویتامین D3 برای جذب کلسیم و متابولیسم استخوان اساسی است. این ویتامین جذب رو ...
ویتامین B6 در متابولیسم پروتئین نقش دارد که برای ترمیم و رشد ماهیچه ها ضروری است. این به سنتز انتقال دهنده های عصبی که انقباضات ماهیچه ای را تسهیل می ...
It's telling someone to be aware of a danger and take avoiding action از خطر آگاه باشید و از اقدام اجتناب کنید.
A weapon, especially a gun or a knife سلاح، به خصوص تفنگ یا چاقو
a worthless, inadequate, or despicable man آدم بی ارزش، بی کفایت یا نفرت انگیز. مثال؛ Joe is a wasteman who is not on my level. He turned out to be ...
To organize or solve one's personal problems. deal with all your problems سازماندهی یا حل کردن مشکلات شخصی خود. مثال؛ John took a week off work to ...
One hand washes the other describes a transaction in which two people help each other, two people work toward the same goal, or two people exchange f ...
# پری ستزی: تعریف و توضیحات **پری ستزی** ( Paresthesia ) به احساسات غیرطبیعی مانند گزگز، سوزن سوزن شدن، بی حسی یا احساس خارش در نواحی مختلف بدن اشار ...
پری ستزی ( Paresthesia ) به احساسات غیرطبیعی مانند گزگز، سوزن سوزن شدن، بی حسی یا احساس خارش در نواحی مختلف بدن اشاره دارد. این احساسات معمولاً به طو ...
گاباپنتین یکی از داروهایی است که ممکن است برای درمان گزگز پا ( پدیده ای که به آن پری ستزی نیز گفته می شود ) تجویز شود. این دارو به ویژه در مواردی که ...
to arrive late or unannounced دیر رسیدن یا بدون اطلاع قبلی وارد شدن مثال؛ They rocked up at about 2. 00 p. m. They rocked up two hours late, dressed ...
Officer In Care مددکار اجتماعی
مثال؛ Their research bogged down because they lacked the laboratory expertise. تحقیقات آنها به دلیل نداشتن تخصص آزمایشگاهی به بن بست خورد. The car ...
به عنوان فعل lose one's nerve and decide not to do ( something ) جا زدن و تا آخر تحمل مشکلی را نکردن مثال؛ The leader had completely bottled his con ...
همچنین chat for england This idiom describes a person who talks a lot The phrase talk for England describes someone who is talkative ( i. e. talks a ...
to have no support for what one thinks, says, or does نداشتن هیچ مدرک و پشتوانه ای درباره آنچه یک فرد فکر می کند، می گوید یا عمل می کند مثال؛ He cla ...
کوفتی where's that flaming taxi?
find or get something مثال؛ I haven't got my hands on a copy yet.
slang to incriminate ( someone ) on a false charge; frame اصطلاح عامیانه متهم کردن کسی با یک ادعای بی اساس، دسیسه کردن برای کسی، پاپوش دوختن برای کس ...
فهمیدن، یاد گرفتن یا تسلط پیدا کردن به یک موضوع یا مهارت. این عبارت معمولاً در موقعیت هایی استفاده می شود که فرد به خوبی چیزی را یاد گرفته و یا درک ...
1. to support someone during a difficult time حمایت کردن از کسی در دوران سختی مثال؛ He was a real friend to see me through my long illness. 2. See ...
مثال؛ It strikes me that there is a larger issue at stake. به نظرم می رسد که مسئله ی مهم تری در میان است. It strikes me as peculiar that she left ...
to develop and finish naturally به طور طبیعی توسعه و به پایان رسیدن مثال؛ The doctor's advice is to let the fever run its course. I had to accept th ...
المُلک عقیم یعنی اگر فرزند حاکم و یا پادشاه با ریاست و حکومتش مخالفت کند، به دست پدر کشته می شود و این گونه می اندیشد که گویا هیچگاه فرزندی نداشته اس ...
اسکادران یا گُردان هوایی در نیروی هوایی، نیروی هوابرد نیروی زمینی و دریایی به واحدی متشکل از ۱۲ تا ۲۴ فروند هواپیمای نظامی گفته می شود که معمولاً از ...
شابک یک سیستم برای شماره گذاری کتابها در سطح بین المللی است. شماره شابک متشکل از سیزده عدد می باشد که رقم های آن در چند گروه قرار داده می شود و هر گر ...
1 - بلند پایه و برازنده و ارجمند 2 - ( به مجاز ) ورجمند و دارای فره ی ایزدی. 3 - وَرجاوَند واژه ای فارسی و به معنی مقدس است. یکی از افراد موعود در ...
used among German - speaking people as a title equivalent to Mr. کلمه آلمانی، معادل آقا
1. عرقه . [ ع َ ق َ / ق ِ ] ( ص ) در اصطلاح عامه مردم، آدم ناقلا و بدجنس و زرنگ 2. کلمه �عرقه� در زبان فارسی به معنای عرق و رطوبت جسم و همچنین به عنو ...
To have sexual intercourse for the first time برای اولین بار آمیزش جنسی داشتن زبان عامیانه انگلیسی/ برای از دست دادن باکرگی از اواخر قرن نوزدهم بیشتر ...
avoid dealing or being associated with مثال؛ we have no truck with that style of gutter journalism
مُسَمَّط به نوعی از قصیده یا اشعاری گفته می شود که شاعر بنای آن را بر چند مصراع هم قافیه بنهد و مصراع آخر را بر قافیه ای دیگر قرار دهد. هر بخش از مسم ...
1 - گرفتن چیزی به زور. 2 - لاف زدن . 3 - تندی ، خشونت . 4 - ظلم ، زور.
- خانم کوچک ؛ بانوچه . دوشیزه . - خانم کوچولو ؛ لقب گونه ای است که به دختران دهند.
واژه حیص بیص در لغت به معنی گرفتاری، تنگنا و سختیِ گریزناپذیر است و بنابر قول مشهور از نظر نحوی آخر هر دو جزء کلمه مبنی بر فتح است. در مثل های عربی ...