ornery stalion

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
( توصیف یک شخصیت اصیل در غرب وحشی )
"The old sheriff was an ornery stallion—tough, cantankerous, but the best man for the job. "
کلانتر پیر یک نریان لجباز و بداخلاق بود – سرسخت، کج خلق، اما بهترین مرد برای آن کار.
...
[مشاهده متن کامل]

( کاربرد استعاری – توصیف یک CEO جنجالی )
"The CEO is an ornery stallion of the industry—brilliant but impossible to work with. "
آن مدیرعامل یک نریان بدخلق در صنعت است – نابغه اما غیرقابل همکاری.

مادیان بدخلق