a read

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• نقد، بررسی، تحلیل ( در زمینه فیلم، کتاب، موسیقی، یا اجرا )
• نظر تحلیلی، ارزیابی منتقدانه
🔸 مثال ها:
( نقد فیلم در پادکست )
"In this episode, we offer a read of the director's latest work and its political subtext. "
...
[مشاهده متن کامل]

در این قسمت، نقدی ارائه می دهیم از آخرین اثر کارگردان و زیرمتن سیاسی آن.
( نقد کتاب در وبلاگ )
"Her read of the novel was so insightful that it made me see the story differently. "
نقد او از آن رمان آنقدر روشنگر بود که باعث شد داستان را طور دیگری ببینم.
( ارزیابی غیررسمی در محل کار )
"Can you give me a quick read of my proposal before I send it to the boss?"
می توانی یک نقد سریع از پیشنهادم به من بدهی قبل از اینکه برای رئیس بفرستمش؟
( در گفتگوی دوستانه )
"I don't trust his read of the situation. He's too biased. "
من به نقد او از موقعیت اعتماد ندارم. خیلی جانبدارانه است.