doltish

/ˈdoʊltɪʃ//ˈdəʊltɪʃ/

معنی: کله خر، احمقانه
معانی دیگر: احمقانه، کله خر

مترادف ها

کله خر (صفت)
pigheaded, doltish

احمقانه (صفت)
senseless, silly, juvenile, insane, childish, puerile, potty, infatuated, doltish, highland, spooney, spoony

انگلیسی به انگلیسی

• stupid, idiotic

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( اصلی ) احمقانه، کودن، ابلهانه، نادان
• ( رفتار ) بی عرضه، کم هوش، کندذهن
• ( تحقیرآمیز ) بی مغز، بی شعور، خرفت
🔸 مثال ها:
( توصیف شخص – تحقیرآمیز )
"I've never met anyone so doltish that they couldn't figure out how to use a doorknob. "
...
[مشاهده متن کامل]

هیچ وقت آدمی به این کودنی ندیده م که بلد نباشد از دستگیره در استفاده کند.
( رفتار احمقانه در کار )
"His doltish mistake cost the company thousands of dollars. "
اشتباه احمقانه او هزاران دلار برای شرکت هزینه به همراه داشت.
( در ادبیات – هری پاتر، دامبلدور )
"Rowling portrays Crabbe and Goyle as doltish followers of Draco Malfoy. "
رولینگ کرب و گویل را به عنوان مریدان ابله و کودن دراکو مالفوی به تصویر می کشد.
( نقد شخصیت در فیلم ها )
"The doltish security guard fell for the oldest trick in the book. "
نگهبان کودن و ساده لوح به قدیمی ترین حقه کتاب های معمایی تن داد.

احمق