watercooler talk

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
( گفتگوی معمول اداری )
"Management is concerned that too much working time is being lost to water - cooler chats. "
مدیریت نگران است که زمان کاری زیادی صرف گپ های واترکولر ( صحبت های غیرکاری پشت دستگاه آب سردکن ) می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

( به عنوان محل شایعه )
"I am not gonna be fodder for your watercooler gossip. "
من قرار نیست خوراک شایعات اداری شما بشم.
( به عنوان فرصتی برای ایجاد ارتباط )
"Water - cooler talk helps build relationships between you and your colleagues. "
گپ های خودمانی پای دستگاه آبسردکن به ایجاد رابطه بین شما و همکارانتان کمک می کند.
( زمانی که موضوعی "داغ" می شود )
"The finale of the series was a real water - cooler moment. "
قسمت پایانی آن سریال واقعاً به یک موضوع داغ برای گپ های اداری تبدیل شد.

Refers to informal conversations that take place around the watercooler or other common areas in the office. It often involves discussions about non - work - related topics.
مکالمات و گفتگوهای غیر رسمی که در اطراف دستگاه آبسردکن یا سایر مکان های مشترک در یک اداره یا محیط کار انجام می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

اغلب شامل بحث در مورد موضوعات غیر مرتبط با کار است.
مثال؛
I heard some interesting gossip during watercooler talk.
A person might say, “Watercooler talk is a great way to bond with colleagues. ”
In a conversation about office dynamics, someone might comment, “Watercooler talk can sometimes be a distraction from work. ”

watercooler talk