🔸 مثال ها:
( انتقاد از برنامه غیرعملی )
"You're building castles in the air if you think you can learn piano in a week. "
اگر فکر می کنی می توانی پیانو را یک هفته ای یاد بگیری، داری آرزوی محال می کنی.
... [مشاهده متن کامل]
( خیال پردازی بی پایان )
"While others were building castles in the air, she was quietly working on her business plan. "
در حالی که دیگران در حال نقشه های غیرعملی کشیدن بودند، او بی صدا روی طرح کسب وکارش کار می کرد.
( نسخه دیگر "castles in Spain" )
"They spent their youth building castles in Spain that never came true. "
جوانی شان را صرف نقشه های غیرعملی کشیدنی کرد که هیچوقت به واقعیت نپیوست.
( طنز/خودانتقادی )
"I know I'm building castles in the air, but it's fun to imagine sometimes. "
می دونم خیال بافی می کنم، اما گاهی خیال کردن لذت بخش است.
( انتقاد از برنامه غیرعملی )
اگر فکر می کنی می توانی پیانو را یک هفته ای یاد بگیری، داری آرزوی محال می کنی.
... [مشاهده متن کامل]
( خیال پردازی بی پایان )
در حالی که دیگران در حال نقشه های غیرعملی کشیدن بودند، او بی صدا روی طرح کسب وکارش کار می کرد.
( نسخه دیگر "castles in Spain" )
جوانی شان را صرف نقشه های غیرعملی کشیدنی کرد که هیچوقت به واقعیت نپیوست.
( طنز/خودانتقادی )
می دونم خیال بافی می کنم، اما گاهی خیال کردن لذت بخش است.
خانه روی آب ساختن، ، ، ، خیال پردازی های پوچ و غیر عملی داشتن